دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم ئتحقیقات مازندران
گروه حقوق
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حقوق جزا و جرم شناسیM.A
گرایش:حقوق جزا و جرم شناسی
عنوان:
نشر اکاذیب در جرایم رایانه ای
استاد راهنما
دکتر:
استاد مشاور
دکتر:
نگارش:
محمد مدانلو جویباری
تابستان 1393
تقدیم به:
شهدای هشت سال دفاع مقدس،
وهمچنین تمامی اعضای خانواده ام که در این مسیر همیشه حامی من بوده اند.
با تشکر از :
تمامی اساتید محترم علی الخصوص دکتر مهدی سلیمی که از تلاششان به خاطر روشن گری در زمینه تحقیق و پژوهش این پایان نامه،از خداوند برایشان سربلندی و طول عمر مسئلت دارم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده:
مقدمه :
بيانمسأله:
اهمیتوضرورتانجامتحقيق:
مرورادبیاتوسوابقمربوطه:
اهدافمشخصتحقيق (شاملاهدافآرماني،کلی،اهدافويژهوكاربردي):
سؤالاتتحقیق:
فرضيه‏هايتحقیق:
فصل اول: مفاهیم و تعاریف
مبحث اول : تعریف رایانه
مبحث دوم : مفهوم صدق و کذب
مبحث سوم :جرم چیست؟
مبحث چهارم : مفهوم جرائمرایانهای
گفتار اول : تاریخچهجرائمرایانه‌ای
گفتار دوم : اقداماتبهعملآمدهدرموردجرائمرایانهای
مبحث پنجم :تعریفجرمنشراکاذیب
مبحث هفتم : اشاعهاکاذیب،هتکحرمت،رایانه،اینترنت
مبحث هشتم : جرمنشراكاذيبازديدگاهقانونمجرمانهوغيرمجرمانه
فصل دوم: بررسی جرم نشر اکاذیب رایانه ای
مبحث اول: عناصرارتکابيجرم
گفتار اول : عنصرمعنوي
گفتار دوم :عنصرمادي
گفتار سوم : عنصرقانوني
مبحث دوم : اركانتشكيلدهندهجرمنشراكاذيب
گفتار اول : عنصرقانونیاینجرم
گفتار دوم : رکنمادی
گفتار سوم : رکنروانی
مبحث سوم : نشراکاذیبونسبتدادناعمالخلافحقیقت
مبحث چهارم : بررسی جرایم مرتبط با جرم و اشاعه اکاذیب در جرایم رایانه ای
مبحث پنجم : جرمنشراكاذيبدرسايرقوانين
مبحث ششم : مطلق یا مقید بودن جرم نشر اکاذیب
مبحث هفتم : تطبیقجرمنشراکاذیبباموادعمومیقانونمجازاتاسلامیجدید
گفتار اول: قابلگذشتبودنیاغیرقابلگذشتبودنجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانه ای
گفتار دوم :تکمیلییاتبعیبودنجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
گفتار سوم: شرکتدرجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
گفتار چهارم: معاونتدرجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
گفتار پنجم : تعددجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
مبحثششم: موقعيتجرايمنشراکاذیبدرجرایمرایانهایازنظرمطلقومقيدبودن
گفتار ششم :تخفیف مجازات
گفتار هفتم :تعویق صدور حکم
گفتار هشتم :تعلیق اجرای مجازات
گفتار نهم : توبه مجرم
گفتار دهم :عفو
گفتار یازدهم : مرور زمان
فصل سوم :مجازات جرم نشر اکاذیب رایانه ای و دادگاه صالح به رسیدگی به آن
مبحث اول : تعريف مجازات و انواع آن در حقوق جزاي ايران
گفتار اول : مفهوم مجازات
گفتار دوم : انواع مجازات در حقوق جزاي ايران
مبحث دوم : مجازاتجرمنشراکاذیب
مبحث سوم : دادگاه صالح به رسیدگی
فهرست منابع:
نتیجه گیری و پیشنهادات:
چکیده
یکيازاتهاماتانتسابيشايعبهويژهبهاصحابرسانهوگاهيفعالانسياسيکشورما،ارتکابنشراکاذيببهقصدتشويشاذهانعمومياستکهمتاسفانهرويهقضاييدرانطباقمصداقبامادهقانونوتشخيصقضاييارتکاباينجرم،اغلبرويکردهايمتفاوتدارد،بهنحويکهدربرخيازاحکامصادره،عبارت « تشويشاذهانعمومي»درکنارنشراکاذيبوبهعنوانيکجرممستقلذکرشدهدرحاليکهبامراجعهبهقوانينجزايي،جرميتحتاينعنوانملاحظهنمي‌شودوتشويشاذهانعموميبخشيازعنصررواني «سوء‌نيتخاص»برايتحقّقجرمنشراکاذيباست. نگارندهطييادداشت‌هاويامقالاتمتعددبهتحليلارکانمتشکله «نشراکاذيب»وتبيين «مفهومتشويشاذهانعمومي»درمطبوعاتپرداختهاست. اماکاربردقضاييشايعاينجرمبهخصوصدرجرايممطبوعاتيووجودنکته‌هايظريفدرزمينهتشخيصقضاييواحرازارکانمتشکلهآن،ضرورتنگارشمقالاتبيشترراايجابمي‌نمايدبهويژهاينکهدراغلبتأليفاتکتبحقوقجزايي،آنچنانکهبايدتشريحعناصرتشکيلدهندهاينجرموتفاوتآنباارکانجرايمديگرعليهحيثيتوشرافتاشخاصمانندافترا،مطالبکافيگنجاندهنشدهاست . ازاينرو،اغلبدانشآموختگانحقوق،درتشخيصمصداق‌هاينشراکاذيببامشکلمواجهندهمينطوراغلبقضاتکيفرينيزدرتشخيصقضاييخودازنشراکاذيبتفسيرهاويابرداشت‌هايمتفاوتوخلافقانوندارند.اینپژوهشابتدابهتعاریفوکلیاتپرداخته،سپسهتکحرمتونشراکاذیبراهرکدامبهتنهاییبررسیمیکند. آنگاهدرصددبررسیحقوقیجرماستودراینمبحثعنصرقانونی،مادیومعنویجرمبررسیمیشودکهدرضمنبیانعنصرقانونیابهاماتموجودرابیانمیدارد. آنگاهبهمقایسهجرمهتکحرمتونشراکاذیبرایانهایباتوهینووافتراوقذفمیپردازد.
واژگان کلیدی:جرم-نشر و اشاعه-اکاذیب-رایانه
مقدمه :
پیشرفت تکنولوژی و علم و دست یابی بشر به فناوری اطلاعات و استفاده از رایانه و پیدایش دنیای مجازی دارای پیامدهای مثبت و منفی فراوانی برای بشر بوده است. از جمله پیامدهای منفی آن، پیدایش جرایم رایانه ای بوده است. در مورد جرایم رایانه ای تعاریف متعددی ذکر شده است برخی از این تعاریف عباتند از:
پليس جنایي فدرال آلمان در تعريفي از جرایم رایانه ای این چنین اعلام داشته است: «جرم رایانه ای در برگيرنده همه اوضاع و احوال و كيفياتي است كه در آن شكلهايپردازشالكترونيكداده‌ها،وسيلهارتکابوياهدفيك جرم قرار گرفته است و مبنايي براي نشان دادن اين ظن است كه جرمي ارتكاب يافته است.کمیته اروپایی مسایل جنایی در شورای اروپا : در سال 1989 گزارش کاری بیان کرد که در آن یکی از متخصصان چنین تعریفی ارایه کرده است: «هر فعل مثبت غیر قانونی که رایانه، ابزار یا موضوع جرم باشد. یعنی به عبارت دیگر هر جرمی که ابزار یا هدف آن تاثیر گذاری بر عملکرد رایانه باشد.پروفسور شیک یکی از حقوقدانان اطریشی در تعریف جرم رایانه ای بیان میدارد: «جرم رایانه ای به هر عمل مجرمانه ای گفته شود که در آن رایانه، وسیله یا هدف ارتکاب جرم باشد.در ايالات متحده آمريكا تعريف وسيعي از جرم ‌رايانه‌اي به عمل آمده مبني بر آنكه: «هراقدامغيرقانونيكهبايكرايانهيابهكارگيريآنمرتبطباشد را جرم ‌رايانه‌اي مي‌گويند. يا هر اقدامي‌كه به هر ترتيب با رايانه مرتبط بوده و موجب ايجاد خسارت به بزه ديده شود و مرتكب از اين طريق منافعي را تحصيل كند، جرم محسوب مي‌شود.در کانادا نیز در تعریف جرایم رایانه ای این چنین بیان شده است: «جرم رایانه ای شامل هر فعالیت مجرمانه ای است که در برگیرنده کپی، استفاده، جابجایی، مداخله، دسترسی یا سوء استفاده از سیستم های رایانه ای، عملکرد رایانه، داده ها یا برنامه های رایانه است.در حقوق ايران، نه در قانون تجارت الكترونيك و نه در قانون جرايم ‌رايانه‌اي مصوب 11/11/1388 هيچ تعريفي از اين مفهوم ارایه نشده است. شايد دليل آن اختلافات مبنايي است كه ميان حقوقدانان از تعريف جرايم ‌رايانه‌اي وجود دارد. اما مي‌توان به عنوان نمونه تعريف زير را ارایه كرد:
آن دسته از جرايمي‌كه با سوءاستفاده از يك سيستم ‌رايانه‌اي برخلاف قانون ارتكاب مي‌يابد جرايم ‌رايانه‌اي نام دارد. البته اين دسته از جرايم را مي‌توان شامل جرايم سنتي كه به واسطه رايانه صورت مي‌گيرد از قبيل كلاهبرداري و سرقت و نيز جرايم نو ظهوري كه با تولد رايانه پا به عرصه حيات گذاشته اند دانست، مانند جرايم عليه صحت و تماميت داده‌ها»
در كتاب قانون مجازات اسلامي در قسمت جرايم رايانه اي، مجازات هتك حيثيت و نشر اكاذيب طبق مواد ذيل بيان شده است
‎‎ماده (16) هركس به وسيله سيستم‎هاي رايانه‎اي يا مخابراتي،‌ فيلم يا صوت يا تصوير ديگري را تغيير دهد يا تحريف كند و يا با علم به تغيير يا تحريف منتشر كند، به نحوي كه عرفاً موجب هتك حيثيت او شود، به حبس از نود و يك روز تا دو سال يا جزاي نقدي از پنج تا چهل ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
تبصره ـ چنانچه تغيير يا تحريف به صورت مستهجن باشد، مرتكب به حداكثر هر دو مجازات مقرر محكوم خواهد شد.
ماده (17) هركس به وسيله سيستم‎هاي رايانه‎اي يا مخابراتي صوت يا تصوير يا فيلم خصوصي يا خانوادگي يا اسرار ديگري را بدون رضايت او منتشر كند يا در دسترس ديگران قرار دهد، به نحوي كه منجر به ضرر يا عرفاً موجب هتك حيثيت او شود، به حبس از نود و يك روز تا دو سال يا جزاي نقدي از پنج تا چهل ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
ماده (18) هر كس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله سيستم رايانه يا مخابراتي اكاذيبي را منتشر نمايد يا در دسترس ديگران قرار دهد يا با همان مقاصد اعمالي را برخلاف حقيقت، رأساً يا به عنوان نقل قول، به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقام‌هاي رسمي به طور صريح يا تلويحي نسبت دهد، اعم از اين‌‌كه از طريق ياد شده به نحوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به ديگري وارد شود يا نشود، افزون بر اعاده حيثيت به حبس از نود و يك روز تا دو سال يا جزاي نقدي از پنج تا چهل ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
بيانمسأله:
یکیازجرائمیکهدرقانونمجازاتاسلامیبهآناشارهشدهاستجرمنشراکاذیباستکهدراینقانوننشراکاذیببههمراههتکحیثیتآمدهاست.یکیازمواردجرمنشراکاذیبنشراکاذیبرایانهایاست. یعنیاینکهشخصیعمداًوعامداًوازرویسوءنیتاخباردروغوخلافواقعرابهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیتوسطرایانهدراینترنتودنیایمجازیمنتشرکندوبهشخصموردنظرنسبتدهد. اینجرمنیزمانندجرایمدیگردارایسهعنصرقانونی،مادیومعنویمیباشدبهطوریکهعنصرقانونیجرمنشراکاذیبرایانهای،فصلپنجمقانونجرایمرایانهایایستکهقانونگذارطیسهمادهویکتبصرهدرشمارههای 16و17و18 بهآنپرداختهاست. رکنوعنصرمادیجرمنشراکاذیبرایانهایهماننسبتدادنونشردادنخلافواقعیتبهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیاستکهبااینرفتارواعمالتوسطعاملمشمولاطلاقاینجرمبهخودمیشود. عنصرروانییامعنویجرمنشراکاذیبرایانهایآنسوءنیتعامیاستکهمرتکببایدبداندوعالمباشدکهامریبیاساسودروغوکذبیراداردبهشخصحقیقییاحقوقینسبتمیدهدومرتکبعلاوهبرسوءنیتعامدارایسوءنیتخاصکههمانقصداضراربهغیروتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیاستراداراست. درجرمنشراکاذیبرایانهایمرتکبنیازبهیکقصدوانگیزهمشخصکههماننسبتدادندروغوکذبوعملخلافواقعاسترابایدداشتهباشد. اینجرمدرقانونمجازاتاسلامیدرماده 698 آمدهبودوهمچنیندرقانونمجازاتاسلامیسال 1392(جدید) درماده 744 تحتعنوانهتکحیثیتونشراکاذیبوهمچنیندرمواد 745 و746 بایکتبصرهدرفصلپنجمقانونجرایمرایانهایآمدهاست. مادراینتحقیقدرصددبررسیجرمنشراکاذیبرایانهایومصداقهایاحکاموقواعدناظربراینجرموتشریحجوانبوشرایطلازمبرایبهوقوعپیوستنوثابتشدناینجرمهستیم.ماده 698 ،دارايدوعنوانمجرمانهمستقلباعنصرروانيازحيثسوء‌نيتخاصمشترکومجازاتقانونييکساناست. الفـنشراکاذيب . بـنسبتخلافحقيقتدادنبهاشخاص . بنابرايندرعنصرماديوبخشيازعنصرروانيايندوجرم (سوء‌نيتعام) بينايندوعنوانمجرمانهتفاوتوجوددارد. «قصداضراربهغير»يا«تشويشاذهانعمومييامقاماترسمي»،بهعنوانسوء‌نيتخاص،بخشيازعنصرروانيهردوجرماستبااينتوضيحکهبرايتحققارکانهريکازايندوجرمسوايعنصرماديوسوء‌نيتعامازعنصرروانيخاصهريک،وجودسوء‌نيتخاصدرقالب«قصداضراربهغير»ويا «قصدتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي»شرطاست . اماتحققاضراربهغيرياتشويشاذهانبهعنواننتيجهعملمجرمانهدرهردوموردشرطنيستوچنينبرداشتيازقيدعبارت «اعمازاينکهازطريقمزبوربهنحويازانجاضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانه»مستفادمي‌شود . همانطوريکهيکيازاساتيدشهير،اظهارنظرنموده‌اند،درنشراکاذيب «اعمالمعينيبهشخصيااشخاصنسبتدادهنمي‌شودبلکهاخبارومطالبيبي‌اساسبهطورکلياظهارمي‌شود‌. . .» هرچنداينجزماده «بندالفماده 269 مکررقانونمجازاتعموميسابقباقسمتاولماده 698 قانونفعليـباافزودنکلماتنامهياشکواييهبهآنـ » بهطورکليميتواندشاملنسبتدادناعمالغيرواقعيبهشخصيااشخاصمعينينيزباشدوليقانونگذارايننوعراازاصلموضوعجداکردهومستقلاً «درقسمتدومماده»موردحکمقراردادهاست.بنابراينشخصيکهباقصداضراربهغيروتشويشاذهانعمومييامقاماترسميوبهوسيلهمراسلات،‌بهدروغشايعنمايد. درفلانشهريکصدنفردراثرابتلابهآنفلو‌آنزايخوکيجانخودراازدستداده‌اند،عمل‌اشمصداقنشراکاذيباستوهمينطوراستاگرباهمانمقاصدشايعسازدخزانهدولتيخاليشدهاست . امااگرشخصيبهقصداضراربهغيروياتشويشاذهانعمومي،برخلافحقيقتوبهانگيزهرأيندادنمردمبهيککانديدايانتخاباتي«کهاينانگيزهبهعنوانقصداضرارنيزبهشمارمي‌آيد»اعلامکنداودارايسهزنصيغه‌اياست،عملمرتکبمصداق «نسبتدادنبرخلافحقيقتبهاشخاص » محسوبمي‌شودنهنشراکاذيب. همينطورچنانچه،نشريه‌ايانتشارمجددنشريهمحليديگررااگرچهبانقلقولوتلويجاً «بااشارهبدونذکرنام»بهعنوان «تريبونبيگانگان»خواندهوگردانندگانآنرابهتبليغبهنفعدولت‌هايبيگانهمتهمنمايد. عملشمصداقجزءدومماده 698 مي‌باشد.هرچنددرمتنمادهکلمات «اکاذيب»‌و «اعمال»بهصورتجمعآمده،منظور،نوعآناموراستوبهيککذبويکعملهمصدقمي‌کند (3).‌درموردنشراکاذيبازنظرعنصرماديوسايلارتکابجرممانند،نامهياشکواييهيامراسلاتيا . . . احصاءشدهومي‌تواناينگونهاستنباطکردکهاظهاراتشفاهيازشمولمادهخارجاستامادرموردجزءدوم «نسبتدادناعمالبرخلافحقيقتبهاشخاص » ظاهراَميتوانايناعمالراشفاهينيزمانندنطقدريکسخنرانيبهاشخاصنسبتداد . ازنظرعنصررواني،احرازسوء‌نيتعام«ارادهخودآگاهدرارتکابعملمجرمانه»وسوء‌نيتخاصشرطتحققهردوجرماست. اماچنانچهمرتکبباوجوددارابودنسوءنيتعام «آگاهيبهکذببودنمطلبيامورداسنادوعمددرنشريانسبتدادنآن » فاقدسوءنيتخاص «قصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي »باشدمرتکبنشراکاذيبوياجرمموضوعجزءدومماده 689 نشدهاست . اماعدممجرميتمرتکب،هميشهملازمهباعدممسؤوليتمدنيوينداردوچنانچهعملويموجبورودخسارتمادييامعنويشوداينخسارتدرقالبمقرراتمسؤوليتمدنيوديگرمقرراتقابلرسيدگياست .
قانونگذارهمانندروالمعمولدراغلبواژه‌هايجزايي،عبارات « تشويشاذهانعمومي»راتعريفننمودهاستامابهنظرمي‌رسدکاربردقضايياينعبارتبايدازمعناومفهوملغويوعرفيآندورباشد . هرچند «تشويشاذهانعمومي»بهعنواننتيجهعملمجرمانهشرطنيستوتنهاوجودقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعموميدرزمانارتکابعملنشراکاذيبکافياستاماقاضيکيفريبرايتشخيصاينموضوع «احرازسوءنيتخاصقصدتشويشاذهانعمومي»بايدتأثيرعرفيعملمرتکبرادرمشوشکردنياناآرامنمودنافکارعموميقبلازصدوررأي،موردارزيابيقراردهدبهويژهاينکهازنظراصولجزايي،اصلبروجودچنينقصدينيست .مرجعتعقيبياصدورحکمبايدوجودسوءنيترادرزمانارتکابعملماديجرم،اثباتنمايد. بنابراينچنانچهعملمرتکبمي‌توانستهموجبتشويشوياناآراميشودبعيداستبتوانپذيرفتصرفتشخيصقاضيبهمعنايتشخيص «عرفي»اينموضوعاست . زيراعدمتأييدرأيقاضيازنظرافکارعمومي،مبانيتوجيهقضاييمجرميتمرتکبرابااشکالمواجهمي‌نمايد.‌ازاينروياظهارنظرهيأتمنصفهدرنشراکاذيبمطبوعاتيـ‌البتهباترکيبيمردميوبهعنواننمايندهافکارعموميمي‌تواندنقشموثروعادلانه‌ايرادرتشخيصمجرميتويابرائتمتهمايفاءنمايد،زيرادرقالببررسيواظهارنظرهيأتمنصفه،توجهبهاينامرموضوعـاينکهمتهمقصدتشويشاذهانعموميداشتهيانهـمي‌توانددرتصميمهيأتمنصفهورأيقاضيمؤثرواقعشودامادرنشراکاذيبخارجازمصاديقجرايممطبوعاتي،اينمعضلهمچنينباقياست.
اهمیتوضرورتانجامتحقيق:
باتوجهبهپیشرفتروزافزونفنآوریوبهتبعآنپیشرفتوبهروزشدنجرائمعلیالخصوصجرائمرایانهایمیطلبدابهاماتقانونیکهقانونگذارمیبایستبیشتربهآنمیپرداختبازگووموردتجزیهوتحلیلونتیجهگیریقرارمیگرفت. تحقیقکنونیدرصدداستبهزبانسادهوشیواجرمنشراکاذیبرایانهایراموردبحثوبررسیقراردهدکهازاینحیثتاآنجاکهبندهاطلاعدارمتحقیقیبهاینشکلوسبکوسیاقانجامنشدهاست.
1- شناختمصادیقجرمنشراکاذیبرایانهایواینکهچهعملواعمالیمشمولاینجرممی_ شوند. 2-اینکهازلحاظآماریبدانیمکهمیزانارتکابجرمنشراکاذیبرایانهایدرکشوردرچهرتبهایدرمیانجرائمبرخورداراست.
3-اینکهبدانیمچنددرصداشخاصحقیقیوچنددرصداشخاصحقوقیمبادرتبهجرمنشراکاذیبرایانهایمیکنند.
مرورادبیاتوسوابقمربوطه:
توحیدمیدانیدرسال 1390 درهمایشمنطقهایچالشهایجرائمرایانهایدرعصرامروزمنبابموضوعهتکحیثیتونشراکاذیبرایانهایبهاینموضوعپرداختهاست. باتوجهبهاینکهاینمبحثنیازبهبسطوواکاویوروشنگریبیشتریداردمیتواناززوایایدیگریبهاینموضوعپرداخت. مادراینتحقیقبهبررسیاینمهممیپردازیم.
اهدافمشخصتحقيق (شاملاهدافآرماني،کلی،اهدافويژهوكاربردي):
1-بررسیوشناختمصداقهایجرمنشراکاذیبرایانهای
2-بررسینحوهوچگونگیمجازاتمحکومینبهجرمنشراکاذیبرایانهایورابطهجرمباشدتمجازات
سؤالاتتحقیق:
1-آیاجرمنشراکاذیبرایانهایبهصورتغیرعمدیهممصداقدارد؟
2-آیافرستادنایمیلتوهینآمیزبهشخصموردنظرمصداقجرمنشراکاذیبرایانهایاست؟
3-آیاانتشارکاریکاتورشخصمعینیدراینترنتمشمولجرمنشراکاذیبرایانهایاست؟
فرضيه‏هايتحقیق:
1- نشراکاذیبرایانهایازجملهجرائمعمدیاستکهدرآنسوءنیتبایدوجودداشتهباشددرغیراینصورتاینجرممحققنمیشود.
2- نشراکاذیبوانتشاردادنآندرفضایاینترنتکهدردسترسهمهاستخلافواقعودروغاست. اگرایمیلیاهمانپستالکترونیکی،فقطدردسترسهمانشخصمدنظرباشدفقطمشمولتوهیناستولیاگردردسترسعمومافرادحاضردرفضایسایبرقرارداشتهباشدمصداقنشراکاذیبرایانهایاست.
3- چنانچهکاریکاتوریمضمونومحتوایشتوهینآمیزوخلافواقعیتباشدمیتواندموجبهتکحیثیتومشمولجرمنشراکاذیببهوسیلهرایانهشود.
تعريفواژه‏هاواصطلاحاتفنيوتخصصی (بهصورتمفهومیوعملیاتی):
1-جرم: فعلیاترکفعلیکهدرقانونبرایآنمجازاتتعیینشدهاست (ترکفعلدراینتحقیقمصداقیندارد).
2-نشر : اشاعهوانتشاردادن.
3-اکاذیب: دروغهاییکهخلافواقعیتباشند(بهدروغبهشخصنسبتدادهشدهباشند).
4-رایانه:رایانهیاهمانکامپیوتربهماشینیکهبهپردازشاطلاعاتمیپردازدگفتهمیشود.
فصل اول: مفاهیم و تعاریف
در این فصل سعی می شود به بیان مفاهیم . تعاریف این تحقیق پرداخته شود.
مبحث اول : تعریف رایانه
مدتیدرفارسیبهکامپیوتر «مغزالکترونیکی»میگفتند. بعدازورودایندستگاهبهایراندراوایلدهه ۱۳۴۰ نامکامپیوتربهکاررفت. واژهرایانهدردودههاخیررایجشدهوبهتدریججایکامپیوتررامیگیرد. واژهرایانهپارسیاستوازفعلپارسیرایاندنبهمعنیساماندادنومرتبکردنآمده. معنیواژگانیرایانهمیشودابزاردستهبندیوساماندهی.درزبانانگلیسیطیسالیانمتمادیواژههایهمارزشبسیاریبرایاینواژهبکارمیرفته،وکلماتدیگرینیزوجودداشتهاندکهازآنهابهعنوانکامپیوتریادمیشودامامعانیمتفاوتیرادرخودداشتهاند. یفشاعرانهتریبکارمیرود،tölvaکهواژهایستمرکبوبهمعنای «زنپیشگویشمارشگر!» میباشد. درچینیرایانهdian naoیا «مغزبرقی»خواندهمیشود. درانگلیسیواژههاوتعابیرگوناگونیاستفادهمیشود،باتعریفهایبالامیتوانبههمهٔماشینهایمکانیکیمحاسبهمانندخطکشمحاسبهویاچرتکهنیزبههمانصورتکهبرایماشینهایامروزیبهکارمیرود،رایانهگفت. البتهعباراتوواژههایبهترینیزمیتواندتوصیففعالیتهایاینماشینهاباشند،واژههاییمانند: دادهپرداز،سامانههایپردازشاطلاعاتوهمچنینکنترلگر.هنگامیکهرایانههایامروزیرادرنظرمیگیریم،اغلبویژگیدرخورنگرشیمیتوانندتمامیویژگیکهدرسایردستگاههاپردازشیکهاختراعمیشوندتقلیدنمایند (بههرحالیقیناباسرعتپایینتر). گهگاه،اینآستانهقابلیتیکمحکسودمندبرایشناسایی «رایانههایهمهکاره»ازابزارهایباکاراییویژهقدیمیمیباشد. اینتعریف «همهکاره»میتواندبصورترسمیدراینتعریفکهیکماشینمعینبایدبتواندرفتارهایماشینتورینگ (Turing machine) راتقلیدنماید،بکارگرفتهشود. ماشینهاییکهایننیازمندیراتأمینکردهباشندبهعنوانتورینگکامل (Turing-complete) خطابمیشوند. تاهنگامیکهبصورتفیزیکیتأمینفضایذخیرهنامتناهیواحتمالzero crashingوجودنداشتهباشدلفظتورینگکاملبصورتآسانگیرانهایبهماشینباظرفیتذخیرهسازیبالا (نامتناهی) وباقابلیتاطمینانواقعی،گفتهمیشود. نخستینسریازاینماشینهادرسال ۱۹۴۱ بوجودآمد: Z۳ ساختکونرادزوسه (Konrad Zuse)کهتوسطبرنامهکنترلمیشد(اماویژگیتورینگکاملآندرسال ۱۹۹۸ بهآندادهشد.). ماشینهایدیگرینیزبصورتآشفتهوباعجلهدرسراسردنیاتوسعهیافتند. برایاطلاعاتبیشتربهتاریخچهرایانهنگاهکنید1.
مبحث دوم : مفهوم صدق و کذب
«صدق»درلغتبهمعنایمحکم،استوار،تاموکاملبودناست. علتاین‌کهکلامیراصادقمی‌نامندایناستکهکلامدارایاستحکاماست،برخلافدروغکهاستحکاموقوتیندارد2البتههمینمعنادرمواردمختلف،معانیدیگریبهخودمی‌گیرد. مثلاًصدقدراعتقادیعنیمطابقحقبودنآناعتقادوصدقدراظهاراعتقادیعنینفاقنداشتن.3
صدقدراصطلاحمنطقیتقریباًهمانمعنایلغویراداردوطبقتعریفمشهورعلمایمنطق، «صدق»عبارتاستازمطابقتیکقضیهباخارجودرمقابلکذبیعنیعدممطابقتقضیهباخارج.4
درموردصدقوکذبچندنکتهحائزاهمیتاست:
۱. این‌کهچونصدقوکذبعبارتاستازمطابقتمفادکلامباواقع؛پساولاً: درجملاتتامکهقابلسکوت‌اندبهکارمی‌روند،.5ثانیاً: درکلامتامخبریمعناپیدامی‌کنندوکلامانشائیمتصفبهصدقوکذبنمی‌شود. علتاینامرواضحاست؛چراکهکلامانشائیصرفاًچیزیراایجادمی‌کندپسواقعآنانشاءمتکلماستوحقیقتیوراءانشاءمتکلمندارد. درنتیجهصدقوکذبکهعبارت‌اندازمطابقتیاعدممطابقتمفادجملهباخارج،فقطدرموردجملاتخبریبهکارمی‌روند.
۲. صدقدرمنطقمشترکلفظیاستبینچنداصطلاح:
۲-۱. این‌کهگفتهمی‌شودفلانقضیهصادقاست؛یعنیمفادآنمطابقباواقعاست.
۲-۲. اینکهگفتهمی‌شود «الکلیمایصدقعلیالکثیرین»منظورازصدقدراین‌جاانطباقمفهومبرمصداقمراداست.
۲-۳. سومیناستعمالصدقدرموردخبردهندهاستکهمی‌گوییمفلانیدرگفتهخودصادقاستوملاکصدقدراینموردبامورداولمتفاوتاست؛دراولیملاکمطابقتخبربامخبرعنهاستدرخارجودراین‌جاملاکمطابقتخبرباما «فیالضمیر»واعتقادمتکلماست. بههمیندلیلاگرکسیخبریغیرمطابقباواقعکهبهآناعتقادداردرابگویداشتباهوخطاکردهاست؛نهاین‌کهدروغگفتهاست،درحالی‌کهخبراوکذباست.
۳. درموردملاکصدقوکذبدیدگاه‌هایمختلفیوجوددارد. محقققمیدرقوانینالاصول،ملاکصدقوکذبرامطابقتظاهرکلامباواقععنوانکرده‌وگفتهملاک،مطابقتمقصودمتکلمازکلامباواقعنیست؛لذااگرکسیبگویدگنجشکیرادیدمدرحالی‌کهمقصوداوازگنجشککبوتربودهودرواقعهمکبوتررادیده،کلاماوکذباست. امامرحومآشتیانیدرکتابالقضاءخودایننظرراردکردهوملاکرامطابقتمرادمتکلمازکلامباواقعقرارداده‌اند. ایندرحالیاستکهآیتاللهسیدمصطفیخمینیملاکرامطابقتکلامباخارجبههمراهعلمبهآنقرارداده‌اندواینبرداشتراهممستندبهقولبرخیازلغویونکرده‌اندکهدرنتیجهاگرکسیقولیرابدونعلمبهآنبگویددروغگفتهولومطابقواقعباشد6برخیازمحققاننظریهویراردکردهوبااستنادبهتفاوتمعناییخطاکاروکاذبدرفهمعرفی،ونیزضدیتکذبباصدق،معیارراهمانمطابقتکلامباواقعمی‌دانندبدوندخالتعلممتکلمبهآن7ثمراتاینبحثدرجوازتوریهدرحالتعادیآشکارمی ‌ودکهچونبحثیفقهیاستبهآننمی‌پردازیم.
۴. نسبتتصدیقیاصلیاولیدرقضایا،ملاکصدقوکذبآنهااستونهنسبتاخیرانحلالی. برایتوضیحبیشتر،آن‌رادرقالبمثالیتوضیحمی‌دهیم: اگرکسیبگوید: «شیخحسنپیشمنآمد»،اینجملهبهحداقلسهقضیۀخبریقابلانحلالاست. اولاین‌کهحسنموجوداست. دوماین‌کهاوشیخاست. سوماین‌کهپیشمنآمد. اینسهقضیه،قضایاییتصوری‌اندکهازتحلیلیکقضیۀتصدیقیکهمقصوداصلیمتکلمبودهبهدستآمدهاستودرحقیقتاینسهموردمرادمتکلمبالاصالهنبوده‌اند،بلکهبهتبعبیانشده‌اند. حالاگرحسناصلاموجودنباشد،براساسسهقضیهتصوریبایدگفتمتکلمسهدروغگفتهاست: اولاین‌کهگفتهحسنموجوداست. دوماین‌کهاوشیخاست،وسوماین‌کهپیشمنآمد؛درحالی‌کهاینگونهنیستبلکهمتکلمفقطیکدروغگفتهوآنهمهمانقضیه‌ایاستکهاوبهصورتتصدیقیآن‌رابیانکردهومراداوازجملهبودهاستوآنسهجملهمنحلهچونمقصودبالتبعبرایاوبوده‌اند،شاملاتصافبهصدقوکذببهصورتمستقلنمی‌شوندوهمگیباهمیککذبرابهدنبالدارند.8
۵. ایناستکهقولمشهوربراینمبناقرارگرفتهاستکهجملاتخبریبراینسبت‌هایخارجیوضعشده‌اندکهدرنتیجهبرایصدقیکقضیهبهتطابقمفادجملهباآننسبتتوجهمی‌شود. امابرخیازعلمااینمبناراقبولندارندواشکالاتیرابرآنواردمی‌دانند؛ازجملهاین‌کهقضایاییکهمفادهلبسیطه‌اندداخلدراینحکمنمی‌شوندمثل «الانسانانسان». امامخمینی(ره) باقبولایناشکال،ملاکمشهورراصحیحمی‌دانندوقضایاییکهمفادآنهاهلبسیطه‌اندراخارجازموردملاکمی‌دانند.9
مبحث سوم :جرم چیست؟
همانگونهکهاقداممنفيبهصورتفعلهممشمولمجازاتاستانجامندادنيکفعلوعدماقدامبهآنهمقابليتپيگيريکيفريداردومجازاتخاصخودراهمخواهدداشت.«جرمعملياخودداريازعملياستکهمخالفنظموصلحوآرامشاجتماعبودهوازهمينحيثمجازاتيبرايآنتعييننمودهباشد.»انجامتخلفوجرمازناحيهافرادعموماًبهصورتمختلفصورتميگيردوبراساسآنمجازاتهايمربوطبهجرائمدرقانونمدونشدهاست.«جرممخالفتبااوامرونواهيکتابوسنتياارتکابعملياستکهبهتباهيفردياجامعهبيانجامد. هرجرمراکيفرياستکهشارعبدانتصريحکردهيااختيارآنرابهوليسپردهاست.» 10
همانگونهکهمشخصاستفرديمبادرتبهارتکابجرميمينمايدقانونحسبجرمارتکابي،مجازاتخاصخودرابرايشخصخاطيدرنظرگرفتهومتخلفرابهمجازاتمقرردرآنمحکومنمودهاست.
دورکیمجامعهشناسفرانسویمیگوید: «هرعملیکهدرخورمجازاتباشد،جرماست». یعنیهرفعلیاترکفعلیکهنظموآرامشاجتماعیرامختلسازدوقانوننیزبرایآنمجازاتیتعیینکردهباشد، «جرم»محسوبمیشود.بهنظردورکیم، «ماکاریرابهخاطر «جرم»بودنمحکومنمیکنیمبلکهازآنجاییکهآنرامحکوممیکنیمجرمتلقیمیشود.»ازنظرحقوقینیز «جرمعملیاستکهبرخلافیکیازمواردقانونمجازاتعمومیهرکشورباشدومجرمکسیاستکهدرزمانمعینیعملاوبرخلافقانونرسمیکشورباشد.» برایبررسیبهترموضوع،پدیدهجرمراازچندرویکردتعریفمیکنیم.
«جرمیکعملعمدیوارادیبرعلیهقانوناستکهغیرقابلحمایتوبخشودنبوده،مجرمبایددستگیرشودوبهوسیلهدولتمجازاتگردد.»
«سستبودنمعیارهایقانونیباعثبهوجودآمدنرفتارهایضداجتماعیمیگردد. تاکیدبرتعریفقانونیجرمتوسطدوملاکمشخص،تعیینمیگردد. یکیرفتارهاییکهازقوانیناجتماعیتخطیوتجاوزمیکنندودوممقرراتقانونیبرایمجازاتیکعمل.» بهبیاندیگرازمنظراجتماعیمیتوانگفتکهجرمیکپدیده «معمولی»جامعهاست. زیراکهبرحسباحساستنفروانزجاریکهبزهکاردرجامعهبرمیانگیزد،معینمیگردد. البتهدرجهبروزتنفروانزجاردرچهارچوبجامعویمشخصدرافرادمتفاوتمیباشد.
هرگروهدارایمعیارهاییازرفتاراستکه «هنجار»نامیدهمیشود. اینهنجارهاضرورتاًبهصورتقانونیتدویننشدهاند؛بلکههرکسازنقطهنظرگروهیکهعضوآناست،عملیرابهنجار (درست) ونابهنجار (نادرست) –جرممیداندواینهنجارهابستگیبهارزشهایفرهنگیهرجامعهدارد. مجرمکسیاستکهبرچسبخوردهوجرمرفتاریاستکهدیگرانبهآنبرچسبزدهاند.اینرویکردمعتقداستکهرفتارهابهخودیخودبهعنوانجرمیاکجرویمحسوبنمیشوند؛بلکهاینافرادوگروههایفرهنگیهستندکهبهاینرفتارهابهعنوانجرمبرچسبمیزنند..بایدتوجهداشتکهجرمیکپدیدهاجتماعیوکاملاًنسبیاست. چراکهجرمدریکزمانودربینبرخیملتها،جرممحسوبمیشود،درحالیکهدرزمانومکاندیگرجرمشناختهنمیشود. برایروشنشدنمطلبچندمثالمیآوریم:
قبلازظهوراسلام،زندهبهگورکردننوزاداندختردربینقبایلعربمتداولبودومجازاتیدرپینداشت؛درحالیکهپسازظهوراسلاماینعملنهیشدوعنوانگناهپیداکرد.لواطدرآتنوقبیلهچوکچیوسرقتدرقوماسپارتجرمنبوده؛ولیدربیشترجوامعجرممحسوبمیشود.
درجزایرفیچی کشتنپدرومادرنهتنهاجرمنیست؛بلکهکارینیکشمردهمیشود. ویا «پدرکشی»دربیناسکیموهاو «دخترکشی»درچینباستاناساساًجرمشناختهنمیشود.سرخپوستانبلاکفوتدزدیدناموالبیگانگانراکارینیکمیانگارندوبسیاریازمحرومانستمدیدهربودناموالبیگانگانرا «دزدی»و «بد»نمیشمارند؛درصورتیکهازمنظرصاحبنظراناجتماعیهیچکدامازایننظراتپذیرفتهنمیشود.زناناسکیمواگرتوسطمردیقویترازشوهرانشاندزدیدهشوند،موردمواخذهقرارنمیگیرند،همچنینآنمرد «زندزد»موردتشویقجامعهاسکیموقرارمیگیرد؛زیراجراتکردهاستخانوادهضعیفیراازبینببرد.بنابراینمیتوانگفتکهنظرجامعهنسبتبهجرمدرهمهجایکساننیست.درجرمشناسیپدیدههایبزه،بزهکاروبزهکاریبهعنوانسهرکناصلیدرنظرگرفتهمیشود. بنابرایندرادامه،سعیدرارائهیکتعریفبرایهرکدامازاینارکان،داریم.هرعملیکهدرجامعهقوانینرانقضکندومجازاتدرپیداستهباشد، «بزه»نامیدهمیشود.هرجرمیکهصورتمیگیرد،دارایعللسازندهایاستکهبررویفرداثرمیگذاردواورابهسویناسازگاریونابهنجاریسوقمیدهد. پیآمداینسوقدادنها،ارتکابخطااستوخاطیرابهیکتعبیر «بزهکار»مینامند.بزهکاریمجموعهایازجرایمیاستکهدریکزمانومکانمعینبهوقوعمیپیوندد. ژامبومرلندراینزمینهمینویسد:« بزهکاریپدیدهایاستکهبدونتوجهبهبزهکار،میتوانآنراموردبررسیقراردادوتراکمجرم،اهمیتگونههایمختلفجرایم،تغییراتاجتماعیجرایمراازنظرمکان،زمان،نژاد،مذهبو…دقیقاًتحقیقکرد.»لاکسایننیزدراینزمینهمینویسد: «بزهکارییکمیکروباجتماعیاست. اینمیکروبدرمحیطیکهآمادگیپروراندنتبهکارنداشتهباشد،بروزنکرده،جرمیاتفاقنمیافتد.»درایراننیزبزهکاریبهکلجرایمیگفتهمیشودکهدرصورتارتکاببهموجبقوانینقصاص،دیات،حدودوتعزیراتدارایمجازاتهستند.11
محیطاجتماعیبراثرعواملمختلفی،افرادرابهطرفارتکابجرممیکشاند،پسلازماستبرایبررسیبهترموضوع،محیطاجتماعیراازچندمنظرموردبررسیقراردهیم. محیطاجتماعیرامیتوانبهمحیطهایخانوادگی،اتفاقی،انتخابیوتحمیلیتقسیمکردکههرکدامازاینمحیطهابهسهمخودتاثیربسزاییدربروزرفتارانحرافیوارتکابجرمدارد.خانوادهمحیطیاستکهشخصبدوناینکهحقانتخابداشتهباشددرآنمتولدمیشودودراینمحیطشخصیتویپیریزیمیشود. اینمحیطرابطهمستقیمیبابروزانحرافاتاجتماعیازجملهارتکابجرمدارد.بایدتوجهداشتکهوقتیمحیطخانوادهروبههمگسیختگیمیرود،غالباًمنجربهفرارکودکانازمنزل،مدرسهوولگردیمیشودوآنهارابهارتکابجرایممختلفمیکشاند.بنابراینمیتوانگفتکهفرآیندتربیتزیستیاجتماعیکودکازخانوادهآغازمیشود. خانوادهنیزجمعیکوچکازیکجامعهبزرگاست. خانوادهومحیطیکهکودکدرآنمتولدمیشودورشدمییابد،نقشمهمیدررشدجسمیوروانیوتکوینشخصیتکودکایفامیکند. پسبایدمحیطاورامساعدوآمادهساخت.محیطاتفاقییامحیطموقتشاملمحیطمدرسه،کاروسربازیمیشود. اینمحیطهاتشکیلدهندهمراحلخاصیاززندگیاستوبهسهمخودافرادراتحتتاثیرقرارمیدهدوبههماناندازهکهدرتعلیموتربیتافرادوعادتدادنآنانبرایانطباقیازندگیعادیاجتماعیموثراست،درانحرافوارتکاببزهنیزتاثیردارد.محیطانتخابیمحیطیاستکهفرد،خودانتخابمیکند. ازجملهمحیطهایانتخابیمیتوانبهمحیطخانوادگیکهباانتخابهمسروامرزناشوییآغازمیگردد،محیطکار،انجمنها،کانونهاومحیطهاییکهبرایگذراندناوقاتفراغتانتخابمیشوند،اشارهکرد.محیطتحمیلی،محیطیاستکهدرآنآزادیفردمحدودشدهوفردنمیتواندکوچکترینقدرتیدرانتخابازخودنشاندهدکهازجملهاینمحیطها،میتوانبازداشتگاهها،ندامتگاهها،کانونهایاصلاحوتربیتودیگرسازمانهایمشابهرانامبرد.بایدبهایننکتهمهمتوجهداشتهباشیمکهمیزانارتکابجرمدرهمهجایکساننیستوتحتتاثیرشرایطجغرافیاییواقلیمی،وضعیتاجتماعیواقتصادی،شرایطوموقعیتخانوادگی،تربیتیوشغلیوطرزفکرونگرشافرادجامعه،قراردارد. بنابرایندرادامهچندموردازاینعواملمحیطیراموردبررسیقرارمیدهیم.شهرنشینیومهاجرتهایبیرویهروستاییانبهشهرها: شهرنشینیومهاجرتهایگروهیوگستردهبهشهرهاباعثشدهاستکهبخشاصلیوهستهایشهرهاازبینبرودوبهجایآنزاغهها،زورآبادها،حلبیآبادهاواحداثمسکنهایغیربهداشتیوغیرقانونیدرمحلاتفقیرنشینبهوجودبیاید. کهاینعاملبهسهمخوددرافزایشانحرافاتاجتماعیوبروزرفتارانحرافیوارتکابجرمنقشبسزاییداشتهاست. درشهرهایبزرگ،بهدلیلافزایشبیحدجمعیت،هیجان،آشفتگی،نگرانی،ترسوتشویقواضطرابدربینشهرنشینانروبهفزونینهاده،بهطوریکهاغلبشهروندانراکشمکشوفشارهایروانیتهدیدمیکند. همچنینانحرافاتجنسی،اعتیادبهموادمخدر،مصرفمشروباتالکلیونیزروحیهسودجوییوسوداگریوروابطناسالموغلطاقتصادیدرشهرهارونقبیشتریدارد. درواقعدرفعالیتهایشهریفردگراییوتکرویبیشتردیدهمیشودوروابطصمیمانهوچهرهبهچهرهدربینشهروندانکمتراستواحساسانزواشدتبیشتریدارد.ازسویدیگربامهاجرتروستاییانبهشهرهافقرروستاهابهشهرهاانتقالمییابد. واینمهاجرتهایبیرویهباعثایجادشغلهایکاذبدرشهرمیشود. روستاییانبدوناینکهبرنامهریزیقبلیبرایادامهزندگیدرشهرداشتهباشند،بامهاجرتبهشهربامشکلاتعدیدهایمواجهمیشوندکهازجملهآنمیتوانبهبیکاریاشارهکردووقتیاینافرادبابیکاریمواجهمیشوندناچارروبهکارهایغیرقانونیوضداجتماعیچون: خریدوفروشموادمخدر،واسطهگریودلالیو…میآورندودرنتیجهبهاشاعهجرمدرجامعهکمکمیکنند.همچنینروستاییانوقتیکهبهشهرمهاجرتمیکنندبایکفرهنگجدیدمواجهشدهودربسیاریازمواردبهخاطرنامتجانسبودنباشیوهزندگیشهری،هویتخودراکموبیشازدستمیدهندودرمحیطهاینامانوسشهریمرتکبجرممیشوند.بهجراتمیتوانگفتکهفقروبیکاریازجملهعواملموثروتاثیرگذاردرپیدایشجرموارتکابآناست. بهنظربرخیازجامعهشناسانفقروبیکاریدربرخیازافرادتهیدستعقدهحقارتایجادمیکندوفردرابهارتکابجرموامیدارد. مثلاَدراغلبدخترانیکهمنحرفشدهاندازیکسو،ایندختراندارایزندگیمحقربودهوازسویدیگرتمایلداشتهاندلباسهایفاخروتجملاتدیگرراداشتهباشند.ادواردگلور (E. Glover) مینویسد:«دخترانخانوادههایکارگرفقیرازسن ۱۰ سالگیبهمسایلجنسیپیمیبرندچونسرپرستومربیشایستهایندارند. ازهمانسنبلوغباهمسالانخوددراینخصوصصحبتکرده،تماسمیگیرندوپسازبلوغحجبوحیانمیشناسندواینعملرایکیازوسایللازمزندگیفرضمیکنند.»بنابرایندرجامعهایکهتوزیعثروتبهصورتعادلانهصورتنمیگیرد،هرروزشاهدفقیرترشدنفقراوغنیترشدنثروتمندانخواهیمبودکهاینامرباعثافزایشفاصلهطبقاتیشدهواثراتمخربیرادرپیداردکهازجملهآنپیدایشجرمواشاعهآندرجامعهاست.12
مبحث چهارم : مفهوم جرائمرایانهای
جرائمرایانهای (سایبرکرایم) یکیازپیش‌رونده‌ترینجرائمیاستکهباسرعتزیاددرحالگسترشوبلایجانبشرامروزشدهاست.جهانامروزجهانعلموفناوریاستوبی‌شکپیشرفترانمی‌توانازآنجداکرد. ایندرحالیاستکههمگامباپیشرفت‌هایعلمیبویژهدرزمینهرایانهواینترنت،عده‌ایبرخلافخدمتگزارانبشریتکهبهفکراستفاده‌هایمثبتازفناوری‌هاهستندبهفکرسوء‌استفاده‌اند. دراینگزارشبهبررسیاینپدیدهجهانگیرمی‌پردازیم.هرعملمثبتغیرقانونیکهکامپیوتر‌درآنابزاریاموضوعجرمباشدجرمکامپیوتریاست.13
گفتار اول : تاریخچهجرائمرایانه‌ای
باپیدایشرایانه،جرائمرایانهاینیزبه‌وجودآمد. تاریخچهجرائمرایانهایرامی‌توانبهسهنسلطبقه‌بندیکرد:
نسلاولجرائمرایانهای،کهتااواخردهه 1980 استشاملسرقتوکپی‌برداریازبرنامه‌هاوجرائمعلیهحریمخصوصیاشخاصمانندسرقتازآثاروتحقیقاتافرادبود. نسلدومجرائمرایانهای،کهتحتعنوانجرائمداده‌هانامیدهمی‌شودتااواخردهه 1990 ادامهداشت. درایندههتمامیجرائمرایانهایعلیهتکنولوژیاطلاعاتی،ارتباطاتی،کامپیوتری،ماهواره‌ایوشبکه‌هایبین‌المللیتحتعنوانجرائمعلیهداده‌هااطلاقمی‌شود.نسلسومجرائمرایانهای،کهازاواسطدهه 1990 شروعمی‌شودبهجرائمرایانهایتحتعنوانجرائمسایبریاجرایمدرمحیطسایبرمعروفشد. پیشینهتاریخیجرائمرایانهایبهسال 1985 برمی‌گرددکهجرائمرایانهایدربرگیرندهجرایمیمانندجاسوسیکامپیوتری،سرقت‌هایآثارادبیوسوء‌استفادهغیرقانونیازسیستم‌هایکامپیوتریبود. دردهه 1970 مقالاتزیادیپیرامونجرائمرایانهایدرروزنامه‌هاودربعضیازکتاب‌هانوشتهشدولیباتوجهبهاینکهآننوشته‌هامبتنیبرتحقیقاتتجربینبودهاستلذاارزشعلمینداشتهتابتوانبهآنهااستنادکرد. نخستینتحقیقاتیکهپیرامونجرائمرایانهایصورتگرفتدرآمریکابودکهاینتحقیقاتبهقضیهکلاهبرداریازطریقسوء‌استفادهاز 56 هزارموردبیمهبهارزشحدودا 30 میلیوندلاراشارهکرد. مورددیگر،قضیه «هراشتات»درآلمانمربوطبهمعاملاتارزیخارجیبودکهبهمبلغ 200 تا 300 هزارمارکازحسابارزیبانکهراشتاتخارجوهمینامرموجبورشکستگیاینبانکوواردشدنخسارتبهمشتریانشد. دردهه 1980 کهبه‌عنوان‌نسلدومجرائمرایانهایمحسوبمی‌شود،جرائمرایانهایفقطمحدودبهجرایماقتصادینبودهودیگرزمینه‌هاراهمکهجنبهاقتصادینداشتهشاملمی‌شودماننددستکاریکامپیوتربیمارستان‌ها،جعلاسنادبااستفادهازکامپیوترودستیافتنبهاطلاعاتخارجیمحرمانهآمریکا،انگلستانوچندکشوردیگروفروختنایناطلاعاتبهک.‌گ.‌ب. دردهه 1990 کهشبکهجهانی (اینترنت) فراگیرشدجرائمرایانهایازجنبهاقتصادیوسیع‌ترشدهوابعادجدید‌تریبهخودگرفتهاست.
جرایمجدیدمانندورودکرماینترنتیبراینخستینبارتوسطیکدانشجویآمریکاییساختهشدهبودوموجبشدتاسیستمکامپیوتریحدودششهزارو200 کاربراینترنتشاملدانشگاه‌ها،سرویس‌هاینظامیوسایت‌هایبیمارستان‌هارامختلکندوهزینهتعمیراتسیستم‌هاحدودامبلغ 98 میلیوندلاربودکهبعدازمدتیایندانشجودستگیروپسازمحاکمه،محکومبهپرداختهمهمبالغفوقشد.14
گفتار دوم : اقداماتبهعملآمدهدرموردجرائمرایانهای
– باتصویبموافقتنامهجرائمرایانهایدرسال 1986-1985 توسطشورایاروپا،گام‌هایزیادیبرایتدوینقوانینمرتبطباجرائمرایانهایبرداشتهشد.
– درسال 1989 کمیتهتخصصیشورایاروپابرایتدوینویکنواختکردنسیاستجناییمربوطبهجرائمرایانهایپیشنهاد‌هاییارائهکردکهموردتصویبشورانیزقرارگرفت.
– درهمایشیکهانجمنبین‌المللیحقوقجزادرسال 1994 برگزارکرد،یکسریازمسائلرابهعنوانجرایممستقلرایانهایتدوینکرد.
– نهایتاًدرسال 2001 میلادیشورایاروپا،مبادرتبهوضعموافقتنامهجرائمرایانهایکردکهاینموافقتنامهشاملچهارفصلو 48 گفتاراست. درایراننیزباتوجهبهتوسعهتکنولوژیکوانفورماتیکباگسترشتخلفاتیازقبیلکپیوتکثیرغیر‌قانونینرم‌افزار‌هاوبرنامه‌هایرایانه‌ایدردی‌ماه 1379 قانونحمایتازپدید‌آورندگاننرم‌افزار‌هایرایانه‌ایبهتصویبرسیدکهآیین‌نامهآننیزدر 70 مادهبهتصویبهیأتوزیرانرسیدهاست.
دربارهجرائمرایانهایتعاریفمختلفیارائهشدهواتفاقنظردراینتعاریفوجودندارد. نخستینگامدرجهتتعریفجرائمرایانهایمربوطبهسازمانهمکاریوتوسعهاقتصادی (O. E. C. D) استکهدرسال 1983 درپاریس،ازسویگروهیازمتخصصانکهبهدعوتاینسازمانجمعشدهبودندارائهشدهاستکهعنوانشدهجرائمرایانهایعبارتاستاز: «سوء‌استفادهازکامپیوتر‌هاشاملهررفتارغیرقانونی،غیراخلاقییاغیرمجازمربوطبهپردازشخودکاروانتقالدادهاست». دراینتعریفگرچهبهصراحتازجرائمرایانهاینامبردهنشدهولیمنظورازسوء‌استفادهازرایانههمانجرائمرایانهایاست. درتعریفدیگریدرموردجرائمرایانهایآمدهاست: «هرعملمثبتغیرقانونیکهکامپیوتر‌یارایانهدرآنابزاریاموضوعجرمباشدجرمرایانهایاست».
گرچهتعریففوق،تعریفبدینیستولیکاملوجامعهمنیستزیرادراینتعریففقطاشارهبهعنصرمادیجرمکردهوازدیگرعناصرمتشکلهجرموهمچنینمصادیقجرائمرایانهایسخنیبهمیاننیامدهاست. پلیسجناییفدرالآلماننیزتعریفیازجرائمرایانهایارائهدادهکهعبارتاستاز: «جرمرایانهایدربرگیرندههمهاوضاع،احوالوکیفیاتیاستکهدرآنشکل‌هایپردازشالکترونیکداده‌ها،وسیلهارتکابیاهدفیکجرمقرارگرفتهاستومبناییبراینشاندادناینظناستکهجرمیارتکابیافتهاست». همچنینبه‌موجبنظروزارتدادگستریآمریکا «هرگونهعملناقضقانونکیفریکهمستلزمآشناییبادانشمربوطبهتکنولوژیکامپیوترجهتارتکابعمل،تعقیبیارسیدگیبهآنباشد،جرمرایانهایاست»15
مبحث پنجم :تعریفجرمنشراکاذیب
نشراکاذیبpublication de faussenouvelle،انتشارواشاعةباسوءنیتاخباردروغووقایعخلافواقعاست.16بهبیاندیگرمیتواننشراکاذیبراچنینتعریفنمود.
نسبتخلافواقعبهدیگریبهطورعلنیبهصورتیکهقابلیتشیوعداشتهباشد .
دراینجرماعمالمعینیبهشخصیابهاشخاصینسبتدادهنمیشودبلکهیکسریاخبارومطالبکهکذب،دروغوبیپایهواساسبودهبهطورکلیاظهارمیشود . عملانتسابیکذباستوبایدکذبباشدتادرشمولاینجرمقراربگیردواگرعملانتسابیواقعیتدانستهباشدازموضوعاینمادهخارجاست .
رفتارمرتکبدراینجرمبهصورتفعلاستوفعلهمانانتسابعملکذببهدیگریاست . اگرمتهمدراینجرمثابتکندکهمطالباظهارشدهحقیقتداشتهاستتبرئهمیشودوباراثباتدراینجرمبهعهدهمتهماست .
همانگونهکهمشاهدهمیشودمیتوانتعاریفمتعددیازاینجرمعرضهنمودامابهعنوانیکتعریفکامل،جامعوفراگیرشایدبتواننشراکاذیبرابدینصورتنیزتعریفنمود :
«انتشارواشاعهیاخباردروغووقایعخلافواقعبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیرانشراکاذیبگویند»17
جرمنشراکاذیبازجرایممطلقاست،چونتحققنشراکاذیبمنوطبهتحققضررخارجینیست . مرحومدکترنوربهادرتعریفجرممطلقدرکتابزمینهحقوقجزایعمومیچنینبیانمیکند :
«اگرصرفانجامعملمجرمانهصرفنظرازایجادنتیجهجرمباشد،جرممطلقاست » 18
حالدرجرمنشراکاذیبنیزصرفنشروانتشارمطالبکذبودروغبهطرقیکهدرقانونمجازاتاسلامیپیشبینیشدهاستجرمبودهونیازیبهمشاهدهنتیجهاینعملنمیباشد .
مبحث هفتم : اشاعهاکاذیب،هتکحرمت،رایانه،اینترنت
هتکدرلغتبهمعنیپارهکردناستودراصطلاحبهمعنیتجاوزبهاشخاصواموالواعراضآنانوجریحهدارکردنافکارعمومیاستبهطوریکهمتجاوزمشمولکیفرمقرردرقانونجزاگردد. هتکحرمتاعمازافتراوتوهیناست. 19
هتکحرمتعبارتاستازیکفعلیکهباهدفتنزلارزشواقعییکفرددرمیانجامعهموجبلطمهبهحیثیتوآبرویآنفردمیشود. حرمتآبرووحیثیتمعنویاشخاصیکیازقواعداخلاقی،مذهبیوحقوقیدرتمامکشورهایجهاناست.20
هتکحرمتاشخاصدرنتیجهگفتارهایشفاهییاکتبیاستکهموجبلطمهبرحسنشهرتاشخاصدرافکارعمومییاخدشهدارکردنحیثیت،احترامیااعتمادیکهدیگرانبرایفردقایلهستندمیشود. 21کهعنوانکلیاستومیتواندشاملقذف،توهین،افتراهمبشود.
درنظامحقوقیکامللا،هتکحرمتممکناستدوگونهباشد. گاهیهتکحرمتبهصورتگذراوزودگذراستکهآنرادراصطلاح “هتکحرمتگذرا” مینامند،ولیهرگاههتکحرمتواظهاراتتوهینآمیزبهصورتغیرموقتوتقریبادائمباشد،آنراهتکحرمت “پایدار” مینامند. 22
فایدهتمیزایندونوعهتکحرمتدرمساله،شدتضمانتاجراهاومسالهاثباتیآناست. ابتدابایستیمشخصنمودکههتکحرمتهایصورتگرفتهازطریقاینترنتوشبکههایالکترونیکیازچهنوعبودهتابرپایهاینبحثبهبررسیارکانمسوولیتناشیازهتکحرمتازطریقاینترنتپرداخت. (حسینصادقیمسوولیتمدنیدرارتباطهایالکترونیکص 159) درخصوصانتشارگفتارهایتوهینآمیزازطریقشبکههایالکترونیکیواینترنتبرخیمعتقدندکههمانندبرنامههایرادیووتلویزیونبودهوبرهمیناساسبایستیآنهارادردستههتکحرمتهایگذراتلقینمود،امابرخیدیگرنظرمخالفدارند..23یکپیامیکهدرصفحهیکسایتاینترنتیقرارداردقطعابهصورتگذرانبودهوباتوجهبهگستردگیخدماتدسترسیاینترنت،قابلرویتبرایمیلیونهانفردرسراسرجهانخواهدبود. ازاینروچهبسااثراتسوءناشیازهتکحرمتدرفضایالکترونیکیبیشازنشریاتوروزنامههایغیرالکترونیکییاحتیبرنامههایرادیووتلویزیوناست.
نخستینعنصرضروریبرایتحققهتکحرمتوایجادمسوولیتعبارتاستازاینکهیکاظهارتوهینآمیزیکهموجبهتکحرمتشخصشود،وجودداشتهباشد. اینرکندرواقعخودمبتنیبردوقسمتوشرطضروریاست. اولااظهارصورتگرفتهبایستیخلافواقعباشد. ثانیاتوهینآمیزباشد. لذاچنانچهاظهارصورتگرفتهیا “اظهارواقعیت” باشدمسوولیتیمتوجهاظهارکنندهنخواهدبود،مگردرصورتیکهموجبنقضحریمخصوصیاشخاصشود. دومینرکنبرایتحققمسوولیتناشیازهتکحرمتعبارتاستازانتشاراظهاراتتوهینآمیز. لذامادامیکهشخصدرخلوتبهیکشخصدیگرتوهیننمودهوتوهینصورتگرفتهدرخارجازروابطآندوشخصبروزننمودهوبهسمعونظرهیچشخصدیگرینرسیدهباشد،توهینبهمفهومیکهواجداثرحقوقیباشد،محققنگردیدهاست. 24
انتشارواشاعهباسوءنیتاخباردروغووقایعخلافواقع25انتشارواشاعهاخباردروغووقایعخلافواقعبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیرانشراکاذیبگویند.26بهعبارتدیگر،مقصودازاشاعهاکاذیبآناستکهمرتکبمطالبوکارهاییراکهمیداندحقیقتندارد،عملاوعامداعلیهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیشایعواظهارکندوبدوناینکهاعمالمعینیرابهافرادمعینینسبتدهد،اخباریامطالببیاساسودروغرابیانکند.27
نشراکاذیبباهتکحرمتوحیثیتتفاوتدارد،چراکهدرنشراکاذیبحتمامطالبکذبانتشارمییابدوواقعیتندارد،امادرهتکحیثیتهمواقعیتواسرارخصوصیفردفاشمیشودوهمممکناستبااشاعهکذبحیثیتشخصخدشهدارگردد.
هتکحرمتونشراکاذیبنیزمانندتمامیجرایمدیگرازسهرکنتشکیلشدهاستتاعنوانجرمبرآنصدقنماید. رکناولرکنقانونیجرماست. رکندومرکنمادیجرماستورکنسومنیزرکنمعنویجرممیباشدکهدراینقسمتبهبررسیآنهامیپردازیم.
مبحث هشتم : جرمنشراكاذيبازديدگاهقانونمجرمانهوغيرمجرمانه
درتشخيصقضاييعملمجرمانهازغيرمجرمانهبايدعناصرسهگانهتشكيلدهندههرجرم (قانوني،ماديومعنوي) ملاكعملقرارگيرد. مطابقاصلقانونيبودنجرمومجازات،معياربرايجرمبودنيكعملخاص (اعمازفعلياتركفعل) پيشبينيآندرقوانينجزايياست. بنابرايندرتوصيفقضاييهرجرمواحرازعناصرسهگانهآنبايدمتنيامتونقانونيملاكباشد. ازآنجاييكهباتوجهبهمتونقانوني،توصيفقضاييوشرايطتشكيلدهندههرجرمازجرمديگرمتفاوتاست،دررسيدگيهايقضاييبايدعنوانمجرمانهصحيحبهكاربردهشود. درغيراينصورتميتوانگفتاصلقانونيبودنجرمومجازاترعايتنشدهاست. زيرااگرعنوانبهكاربردهشدهفاقدوصفجزاييباشددرواقعشخصبهطورناروا،بهجرمنكردهوياعمليكهبهفرضثبوت،ارتكابآندارايممنوعيتقانونينيست،موردتعقيبقرارگرفتهاست. ازديدگاهحقوقدانانمسلطبهاصولوموازينجزاييكاربردنادرستعناوينمجرمانهيكمعيارشناختهشدهبرايتشخيصضعفبنيهعلميقاضياستوچنانچهاينكاربردتعمديباشددلالتبرعدمتبعيتعمديويازاصلقانونيبودنجرمومجازاتمينمايد. اصليكهشريعتجزايياسلامواعلاميهجهانيحقوقبشربهآنتاكيدميورزد. درايننوشتارازجنبهكاربرديتشخيصعملمجرمانهبهيكنمونهمهماشارهميشود،جرمنشراكاذيبكهفعالانمطبوعاتيبيشتردرمعرضارتكابآنقراردارند. ماده ۶۹۸ قانونمجازاتاسلاميمقررميدارد: «هركسبهقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسميبهوسيلهنامهياشكوائيهيامراسلاتياعرايضياگزارشياتوزيعهرگونهاوراقچاپيياخطيباامضايابدونامضا،اكاذيبيرااظهارنمايديابههمانمقاصداعماليرابرخلافحقيقتراساًيابهعنواننقلقولبهشخصحقيقيياحقوقييامقاماترسميتصريحاًياتلويحاًنسبتدهداعمازاينكهازطريقمزبوربهنحويازانحاضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانه،علاوهبراعادهحيثيتدرصورتامكان،بايدبهحبسازدوماهتادوسالوياشلاقتا (۷۴) ضربهمحكومشود.» اينمادهشاملدوعنوانمجرمانهمستقلاست. الف- نشراكاذيبب- نسبتدادناعمالمخالفحقيقتبهديگرانكهدرايننوشتارصرفاًنشراكاذيبموردنظرماست. توصيفقضايياينجرمعبارتاستازاظهاريانشراكاذيب (مطالبوامورخلافحقيقتوواقعيت) بهقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي. جدايازعنصرقانونيجرم (مادهاستنادي)، ۱- عملمادينشراكاذيبو ۲- قصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسميبهترتيبعناصرماديومعنوي (رواني) اينجرمراتشكيلميدهد. عنصرمعنوينشراكاذيبمركبازدوجزءاست: الف- سوءنيتعام (علممرتكببهكذبونادرستبودنمورداظهاروعمددرفعل)
ب- سوءنيتخاص (قصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي) بنابرايندرصورتيكهمرتكبعالمبهكذبونادرستبودنمطلباظهارشدهنباشدوتصورنمايدموضوعاظهاريانشردرستبودهمرتكبجرمينشدهاستياچنانچهثابتشودمرتكببهفرضعلمبهكذببودناظهار،قصدتشويشاذهانعموميويامقاماترسميرانداشتهنميتوانويراازجهتارتكابنشراكاذيبمجرمشناخت. اشارهايننكتهضرورياستكهبرايتحققجرمنشراكاذيب،اثباتكذببودنمطلببهعهدهمرجعقضايياستوچنانچهبراساسنظراتوعقايداشخاصدرمقاماظهارنظريانقد،پذيرشمطلبمتفاوتباشدنميتوانگفتاظهاركذببودهاستوفرضمطلقكذببودنمطلبدراينگونهمواردبرخلافاصولوموازينجزايياست. ماننداينكهشخصدرروزنامهعملكرديكسازمانيادستگاهدولتيراموردنقدقراردهدودراينراستامسئولانآنرابهعدمرعايتمقرراتقانونيويانداشتنتخصصلازممتهمنمايدچنينموارديصرفاًاظهارعقيدهتلقيميشودوبرخوردقضاييبااينگونهمواردميتواندمصداقبرخوردباآزاديبيانوانديشهبهشمارآيدكهبحثتفصيليموضوعازحوصلهاينيادداشتخارجاست. آنچهمسلماسترسيدگيبهجرمنشراكاذيبمستلزمرعايتشرايطتحققآنوكاربردظرافتهايخاصقانونياستومتاسفانهدربرخيمواردملاحظهميشودنهتنهااينشرايطرعايتنشدهبلكهشخصيباعنواننادرستمجرمانه (تشويشاذهانعمومي) موردتعقيبومحاكمهقرارگرفتهاست،درصورتيكهدرقوانينجزاييما،جرميتحتاينعنوانمشاهدهنميشودكهاينامرميتوانددليلعدماشرافقاضيبهاصولومقرراتجزاييباشد. ازاينرو،درتفهيماتهام،بازجويي،اعطاينيابتقضايي،صدورقرارهايتامينيونهايي،كيفرخواستودادنامههايصادره،عناوينمجرمانهبايدبههمانشكلمتونقانونيبهكاربردهشودواحضاراشخاصبهعنوانمتهمبرايتحقيقيابازجوييپيرامونگزارشيكهبهفرضثبوتمحتوايآننميتوانددارايعنوانمجرمانهباشداقدامياستخلافقانون. قاضيپسازارجاعپروندهبايدبهاستنادبندالفازماده ۱۷۷ قانونآئيندادرسيكيفريدادگاههايعموميوانقلابقرارمنعتعقيبصادرنمايدومفتوحگذاشتنپروندهوتوسلبهاقداماتيكهوجاهتقانونينداردممكناستاينشائبهراايجادنمايدكهبرخوردباشخص،برخوردقضايينيستودرراستايگرايشفكرياو،تحديدآزاديبيانوعقيدهويامقاصدخاصديگرصورتميگيردبيترديدچنينرونديميتواندبهاعتباردستگاهقضاييوبيطرفيآنلطمهواردنمايد.28
فصل دوم: بررسی جرم نشر اکاذیب رایانه ای
در این فصل ما سعی می کنیم تا به بررسی جرم نشر اکاذیب رایانه ای و شناخت عناصر ارتکابی آن و تطبیق این جرم با برخی از مواد عمومی قانون مجازات اسلامی جدید بپردازیم.
مبحث اول: عناصرارتکابيجرم
اصولاًهرنوعجرمحادثشدهواجدارکانمتفاوتيميباشدکهازآنبهعنوانارکانمادي،معنويوقانونينامميبريم. هريکازاينعناصرحسبمورددرجرائمخاصخودشکلميگيردکهحصولهريکازاينعناصربستگيبهنوعجرمدارد. ازاينحيثممکناستباتحققهرسهعنصرجرمخاصيشکلگيردويااينکهبااحرازيکيادوعنصرجرمواقعگردد. بنابراينبراياحرازجرائمبهصورکلينيازبهاينامرنميباشدکهلزوماًهرسهعنصربايستيجمعشودتاجرمبهمعنايواقعيخودحاصلشود . برايناساسهرعنصرورکنموردبحثبرايارتکابجرمازيکويژگيخاصيبرخورداراستکهبهشرحذيلعنوانميگردد:
گفتار اول : عنصرمعنوي
نيتوانديشهارتکابجرمهمانعنصرمعنويجرماست. بدينمعناکههرفرديکهقصدارتکابجرميراداردبدواًقصدوارادهخودرابرايارتکابجرمدرذهنخودميپروراندوباانيشهونقشههايقبليوازپيشتعيينشدهزمينهرابراياحياءديگرعناصرمهياميسازدکهازآنبهرکنمعنويجرمتعبيرميشود. ازاينحيثتمامجزئياتانجامجرمکهفرديويابهصورتگروهيميبايستصورتگيردکهدرقالبنقشههايعملياتاجراييقراراستتحققيابدکهباتصميمگروهيافرددرشرفانجاماسترابهنيتوعنصرمعنويجرمتعبيرمينماييم . نکتهمهمايناستکهاولينشرطبرايمسجلشدنهرنوعبزهوياتخلفيکهبهصورتعالماًعامداًميبايستانجامشوددرابتدامنوطبهاحرازعنصرمعنوياستوبهواقعپيشزمينهاصليبرايشروعوياانجامجرائمياستکهفردقصدارتکابآنراداردوتااينرکنبهفکروذهنمرتکباحتماليجرممتبادرنشودنقشديگرعناصرمنتفياست. اماهدفازعنواناينقضيهايناستکهآيااينعنصردرتمامجرائمبرايظهورجرمشرطاصلياست؟ «درجرمجزاييهموارهسوءنيتياقصدمجرمانهوياتقصيرجزاييازناحيهمرتکببراياثباتمسئوليتکيفريالزامياست.» جملهفوقبهنقلازآقايدکترعنوانشدهاست.29آنچهمسلماستاثباتمسئوليتکيفريدرجرمحادثشدهالزامياستامااينکهوجودسوءنيتدرکليهجرائمالزاميباشدمنطقينميباشدچراکهبسياريازجرائمباسبقارادهوقصدمجرمانهشروعنميگرددودربعضيمواردازشمولجرائمعمدخارجاستبنابرايننظرآقايدکترشامبيانيلزوماًآناستکهشرحآنگذشت. «ضمناًاحرازمسئوليتکيفريمستلزمبررسيعميقشخصيتبزهکاراستوعدالتکيفريايجابميکندکهخصوصصياتفرديوجنبههايخاصروانيمجرمدرارزيابيرفتارمجرمانهاوبرايتعييننوعوميزانمجازاتبهدقتموردتوجهقرارگيردتاخصيصهشخصيبودنومسئوليتکيفريکاملاًرعايتگردد. درنتيجهافراديکهتحتتاثيراجبارواکراهقرارگرفتهويامجانينواطفالکهبهخاطرذخصوصياتفرديووضعخاصروانيازنظرکيفريغيرمسئولشناختهشدهازاينحيثمعافازمجازاتهستند.» 30
“عنصر روانی”(سوءنیت)یکی از عناصر تشکیل‏ دهنده جرم است که در بین صاحبنظران حقوقی در دو معنای وسیع و محدود بکار می‏رود. عنصر روانی جرائم عمدی در معنای محدود شامل، جرائم اختیاری یا جرائمی که مجرم عامل مورد ملاحظه است و در جرائم غیرعمدی شامل جرائم اختیاری و سهل ‏انگاری است، ولیکن عنصر روانی در معنای وسیع علاوه بر معنای محدود شامل مسئولیت کیفری نیز می‏باشد.
رفتار انسانی هنگامی بعنوان”جرم” محسوب می‏شود که عناصر تشکیل‏ دهنده آن تحقق یابد و برای آنکه رفتاری بعنوان جرم قابل مجازات باشد جمع آمدن عناصری چند ضرورت دارد.بعضی از این عناصر جنبه عمومی دارند یعنی وجود آنها در همه جرائم الزامی است و بعضی دارای جنبه خصوصی هستند. 31برخی از صاحبنظران حقوقی در این خصوص عقیده دارند:«برای آنکه عملی جرم محسوب شود لازمست که:
اولا- از طرف قانون بعنوان جرم پیش‏بینی و مجازاتی برای آن مقرر شده باشد(عنصر قانونی)
ثانیا- فعل یا ترک فعل بصورت و در شرایط خاص باشد.نه تصور و اراده ‏ای که فعلیت پیدا نکرده است. (عنصر مادی).
ثالثا- با قصد مجرمانه یا تقصیر جزایی صورت گرفته باشد(عنصر روانی).» 32
برخی از حقوقدانان ایرانی، آلمانی و فرانسوی از جمله”گارو” عقیده دارند: برای جرم عنصر چهارمی به نام”عنصر غیرمشروع “ضروری است؛با این استدلال که در بسیاری از موارد و از جمله”دفاع مشروع”با اینکه عناصر سه‏ گانه جرم وجود دارد،دانشمندان(اعم از حقوقدانان، جرم‏شناسان، جامعه‏ شناسان و…)بر حسب تخصص خود جرم را به صورتهای مختلفی تعریف کرده ‏اند.مکاتب مختلف حقوق جزا(اعم از عدالت مطلقه، کلاسیک، تحققی، دفاع اجتماعی…)و قوانین جزایی کشورهای مختلف نیز سعی نموده‏ اند تا جرم یا پدیده جنایی را تعریف نمایند.تعریفی که از همه جامع ‏تر و مورد قبول اکثریت حقوقدانان قرار گرفته است، تعریف”کارارا”دانشمند ایتالیایی می‏باشد که او جرم را چنین تعریف نموده است: “نقض یکی از قوانین کشور بر اثر عمل خارجی شخص، که متضمن ایفاء وظیفه یا اعمال حقی نبوده و قانون هم برای آن مجازات تعیین نموده باشد”.
با توجه به مواد 2 و 11 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 و نظریه برخی از صاحبنظران حقوقی می‏توان تعریف جرم را از دیدگاه حقوقی بدین‏ شرح بیان نموده:هر نوع رفتار ممنوعی که قوانین جزایی کشور برای آن مجازات و یا اقدامات تامینی یا تربیتی مقرر نموده باشد، جرم محسوب می‏شود.معهذا موردی برای تعقیب و مجازات مرتکب نیست، زیرا در این مورد، عنصر چهارم یعنی همان عنصر غیرمشروع وجود ندارد. 33
به نظر می‏رسد:لازمه تحقق جرم 2 آن است که در ارتکاب آن جنبه‏ های غیر مشروع نیز وجود داشته باشد، مشروعیت یا عدم مشروعیت عمل در واقع بستگی به نظر مقنن دارد و عوامل موجه اثر عنصر قانونی جرم را زائل می‏کند. 34
بنابراین با توجه به مطالب مذکور، عناصر عمومی تشکیل‏دهنده جرم عبارتند از:
1-عنصر قانونی
2-عنصر مادی
3-عنصر روانی
گفتار دوم :عنصرمادي
ازآنجاييکهيکجرمواقعشدهمستلزمبهفعلرسيدناستبعدازگذرازانديشهوتفکرشخصياگروه،اقدامبهعملياتمجرمانهخودمصداقعنصرماديوفيزيکيجرمکاست. درواقعفردياگروهبعدازتصميمگيريمبادرتبهانجامنقشههاوتصميماتخودميکنندکههمانعنصرماديراشاملميشودکهاينمعناخاصجرائمعمداست. براياحرازيکجرمبهمعنايواقعي،لزوماًعنصرماديميبايستتحققيابد. سواليکهمطرحميشودايناستکهآيارکنماديجرمدرتماميجرائمصادقاست؟درپاسخبايدگفتبرخلافعنصرمعنويکهعليالقاعدهوعموماًدرخصوصجرائمياستکهباقصدونيتخاطيهمراهاستدرموردعنصرماديجرمدراينموردمصداقنداردوداشتنيانداشتنقصدونيتملاکنميباشدچراکهجرميکهعمداًياسهواًصورتميگيرددارايرکنمادياست.«ازنظرعنصرمادي،مبنايجرممدنيپيوستهخسارتوضرروزيانياستکهنسبتبهشخصيواردشدهاستوحالآنکهجرمجزاييگاهيتوامباخسارتنبودهوليقابلتعقيبميباشد. مثلاًحملسلاحغيرمجاز،ولگرديوتکديبااينکهممکناستمنشاءخسارتبهديگرينباشدوليازنظرقانونگذارجزايي،جرممحسوبوقابلتعقيبشناختهشدهاست.» 35
گفتار سوم : عنصرقانوني
رکنسومازعناصرسهگانهجرمعنصرقانونياستکهبراساسنوعتخلفصورتگرفته،فرديايکگروهباتوجهبهميزاندرجهارتکابيبراساسقانونمجازاتميشود.
اينسوالبهذهنمتبادرميشودکهآيااينعنصردرتماميجرائمصادقاست؟باکميتعمقوتاملبهايننتيجهميرسيمکهعنصرقانونيميتوانددرتماميجرائميکهعمداًياسهواًحاصلميشودمصداقداشتهباشد. «جرائمجزاييبهطوردقيقوبهصورتموادقانونيتوسطمقنن،تعيينشدهوهريکارکانمخصوصبهخودرادارد. بنابراينجرمجزاييعبارتازنقضمتنيازمتونخاصقانونياست.» 36.
مبحث دوم : اركانتشكيلدهندهجرمنشراكاذيب
بهموجبماده698 ق.م.ا « هرکسبهقصداضراریاتشویشاذهانعمومییامقالاترسمیبهوسیلهنامهیاشکوائیهیامراسلاتیاعرایضیاگزارشیاتوزیعهرگونهاوراقچاپییاخطیباامضاءیابدونامضاءاکاذیبیرااظهارنمایدیاباهمانمقاصداعمالیرابرخلافحقیقتراساًیابعنواننقلقولبهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیتصریحاًیاتلویحاًنسبتدهداعمازاینکهازطریقمزبوربهنحویازانحاءضررمادییامعنویبهغیرواردشودیانهعلاوهبراعادهحیثیتدرصورتامکان،بایدبهحبساز 2 ماهتا 2 سالویاشلاقتا 74 ضربهمحکومشود .»
گفتار اول : عنصرقانونیاینجرم
«هرکسبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیبهوسیلهنامهیاشکوائیهیاهراسلاتیاعرایضیاگزارشیاتوزیعهرگونهاوراقجاپییاخطیباامضایابدونامضااکاذیبیرااظهارنمایدیاباهمانمقاصداعمالیرابرخلافحقیقتراسایابهعنواننقلقولبهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیتصریحاًیاتلویحاًنسبتدهداعمازاینکهازطريقمزبوربهنحويازانحاءضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانهعلاوهبراعادهحيثيتدرصورتامكان،بايدبهحبسازدوماهتادوسالوياشلاقتا (74) ضربهمحكومشود».
ماده 698 ق . م . اعنصرقانونيجرمنشراكاذيبميباشد . اينجرمدرقوانينگذشتهايراننيزلحاظشدهاستچنانچهدربندبماده 296 قانونمجازاتعموميمصوب 1313 ميخوانيم : «هركسبهقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسميبهوسيلهمراسلاتياعرايضياياراپورتهايانشرياتوزيعهرگونهاوراقچاپيياخطيباامضاوبدونامضااكاذيبيرااظهارنمايديااعماليرابرخلافحقيقترأسايابهعنواننقلوقولبهشخصيااشخاصيامقاماترسميتصريحاًياتلويحاًنسبتدهداعمازاينكهازطريقمزبوربهنحويازانحاءضررمادييامعنوييبهغيرواردشوديانه،بهحبستأديبيازيكماهتادوسالمحكومخواهدشدواگرراپورتازشخصرسميدرحدودصلاحيتاومبنيبريكيازجهاتمذكورهدربندالفباشدمجازاتاودوبرابرمجرمينعاديخواهدبود»
فصلپنجمازقانوننوپایجرایمرایانهایبهاینمهماختصاصداردودرطیسهمادهویکتبصرهدرشمارههای 16 ، 17 و 18 بهآنمیپردازد.
ماده 16 قانونجرایمرایانهایمیگوید: “هرکسبهوسیلهسامانههایرایانهاییامخابراتی،فیلمیاصوتیاتصویردیگریراتغییردهدیاتحریفکندوآنرامنتشریاباعلمبهتغییریاتحریفمنتشرکند،بهنحویکهعرفاموجبهتکحیثیتاوشود،بهپنجمیلیونریالتاچهلمیلیونریالیاهردومجازاتمحکومخواهدشد.”37
قابلذکراستکهاگرتغییریاتحریفبهصورتمستهجنباشدعلاوهبراینکهبهفردبزهدیدهآسیبجدیمیرسد،نوعیاشاعهفحشانیزمیباشدکهجرماززمرهجرایمعلیهعفتواخلاقعمومینیزمیباشدونمایشآنطبقبنداولماده 640 قانونمجازاتاسلامیعفتواخلاقعمومیراجریحهدارمینماید. پسلازماستقانونگذاردراینموردشدتعملبیشتریبهخرجدهد.
ماده 17 بیانمیدارد: “هرکسبهوسیلهسامانههایرایانهاییامخابراتیصوتیاتصویریافیلمخصوصییاخانوادگییااسراردیگریرابدونرضایتاوجزدرمواردقانونیمنتشرکندیادردسترسدیگرانقراردهد،بهنحویکهمنجربهضرریاعرفاموجبهتکحیثیتاوشود،بهحبسازنودویکروزتادوسالیاجزاینقدیازپنجمیلیونریالتاچهلمیلیونریالیاهردومجازاتمحکومخواهدشد.”
گویااینمادهتنهااختصاصبههتکحرمتداردونشراکاذیبمقصودنبودهاستوانتشاراسرارومسایلخصوصیخانوادهمدنظرقانونگذاربودهاستتاحریمخصوصیافرادمحفوظبماند.درماده 18 قانونگذارمیگوید: “هرکسبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیبهوسیلهسامانهرایانهاییامخابراتیاکاذیبیرامنتشرنماید،یادردسترسدیگرانقراردهدیاباهمانمقاصداعمالیرابرخلافحقیقت،راسایابهعنواننقلقول،بهشخصحقیقییاحقوقیبهطورصریحیاتلویحینسبتدهد،اعمازاینکهازطریقیادشدهبهنحویازانحاضررمادییامعنویبهدیگریواردشودیانشود،افزونبراعادهحیثیت (درصورتامکان) بهحبسازنودویکروزتادوسالیاجزاینقدیازپنجمیلیونتاچهلمیلیونیاهردومجازاتمحکومخواهدشد.”بهنظرمیرسدماده 698 قانونمجازاتاسلامینیزدقیقاحاویهمینمادهاستومقصودقانونگذارتنهامنتشرشدناکاذیبباشدبههرشکلممکن،ونوعوسیلهچنداندرجرمدخیلنبودهوشاملاینترنتنیزمیشود،چراکهانتشاردرآنبسیاروسیعترصورتمیگیرد؛ایمیلیاپیامهایمتنیتلفنیخودنوعیمراسلهبهشمارمیآید؛پسقانونگذارنوعارسالوانتشاررامدنظرنداشت. کمااینکهرویسایتگذاشتناکاذیبنیزنوعیرساندنمطلببهدیگراناست،چنانچهاگرکسیاکاذیبیراازکسیبنویسدولیآنرامنتشرنسازدمرتکبجرمینشدهاست.38
گفتار دوم : رکنمادی
موضوعبزه،امنیتهمگانیوامنیتفردیاست. امنیتفردیدرجاییاستکهرفتارمرتکبنسبتبهاشخاصباقصداضرار،صورتمیگیردودرجاییکهنسبتبهمقاماتوحتیاشخاصحقوقیباقصدتشویشاذهانعمومیصورتمیگیرد،امنیتهمگانیلطمهمیبیند.درماده 18 قجرایمرایانهایسهرفتارمطرحشدهاست: اولنشراکاذیبکهبهمعنایپخشکردندروغدرفضایسایبراست. دومدردسترسدیگرانقراردادنِمحتوایدروغوسومنسبتدادنیکچیزیارخداددروغوخلافحقیقتبهدیگری .تفاوتانتشاردروغبانسبتدادندروغبهدیگریدرایناستکهانتشاردروغبهطورکلی. نسبتبهشخصخاصینیستامادرنسبتدادن،یکشخصحقیقییاحقوقییایکمقامشناختهشدهمدنظراست. برایتحققاینبزه،نتیجهخاصیمدنظرنیستیعنیاعمازاینکهبهنحویازضررمادییامعنویبهدیگریواردشودیانشود،باوجودسایرشرایط،جرممحققاست.39
عنصرمادیاینجرم،اظهارونشراکاذیبیانسبتدادنعملخلافحقیقتبهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیاستکهبهیکیازراههایمذکوردرماده 698 قانونمجازاتاسلامییامواد 16 الی 18 قانونجرایمرایانهایمحققمیشود. درحقیقتدوجرمدراینموادبیانشدهاست. یکیاظهاراکاذیبودیگرینسبتدادنمطلبغیرواقعیبهشخصیااشخاصحقوقییامقاماترسمی.:
اظهارنمودنراقانونگذاربعنوانرفتارمرتکبشرطوقوعجرمدانستهاستکهاظهارنمودندرمفهوممتداولمترادفگفتناستولیدرلغتبهمعنایفاشکردن،آشکارکردن،بیانکردن،گفتناستکهبیشترمعنایآشکاروفاشکردنمدنظرمقننبودهاستبنابراینظاهریاعلنیشدنکذبضروریاستبطوریکهچنانچهکسیاکاذیبیرادریکیازوسائلموردنظرقانونگذارمکتوبنمایدولیبهجزاوهیچکسازمفادآنباخبرنشودنمیتواناظهارنمودنرامحققدانست . همچنینصرفنوشتننامهایکهاحتمالاًمتضمنمطالبخلافواقعباشدبدوناینکهنامهبهمقاماتذیصلاحارسالشودیاموجبتشویشاذهانعمومیگرددبزهتلقینشدهونمیتواندمشمولمقرراتماده 698 ق.م. باشد
ب :کذببودنمحتوایاظهار
درموردواژهاکاذیبنکاتذیلقابلذکراست :
نخست : باوجوداستفادهقانونگذارازواژهاکاذیببهصورتجمعاظهاریککذبهمکافیبهمقصوداستواگرکسییکفقرهامرکذبوخلافواقعراهمبهنحومقرردرماده 698ق.مبهغیرنسبتدهدعملشمشمولاینمادهخواهدبود .
دوم : صرفکذببودناظهارحتیاگربهقصداضرارباشدکافینیستبلکهاکاذیباظهارشدهبایدقابلیتاضراریاتشویشاذهانراداشتهباشد .
مثلاً : اگرکسیبرخلافحقیقتشایعکندکهفلانادارههفتهاییکبارشیررایگانمیدهداینهااکاذیبیهستندکهقابلاضراروتشویشاذهانراندارندولیاگربهدروغشایعسازدکهفلانمحلسیلآمدهیافلانخزانهدولتییابانکمرکزیمورددستبردقرارگرفتهازمصادیقاکاذیبیاستکهقابلیتاظهاروتشویشاذهانرادارند .
سوم : اثباتکذببودناظهاراتبرعهدهمدعیاستوچنانچهمرتکبدرمقامدفاعبتواندصحتاظهاراتراثابتنمایدتبرعهخواهدشد .
چهارم : دراظهاراکاذیبنسبتیبهدیگریدادهنمیشودبلکهاخبارویامطالببیاساسبهطورکلیاظهارمیشود .
پنجم : درجرماظهاراکاذیبطرفمیتواند،غیرعمومیامقاماترسمیباشد .
ج : اظهاراکاذیبجرممطلقاست : وتحققآنموکولبهوقوعنتیجهضرریاتشویشنیست . قانونگذاردرمتنماده 698 بهایننکتهتصریحنمودهاستكه « . . . اهمازاينكهطريقمزبوربهنحويازانحاءضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانه . . . » بههمينجهتسوءنيتخاصدراينجرممنقضياست .
د : اظهاراكاذيبمقيدبهوسيلهاست : قانونگذارتصريحميكندكه « . . . بهوسیلهنامهیاشکوائیهیامراسلاتیاعرایضیاگزارشیاتوزیعهرگونهاوراقچاپییاخطیباامضاءیابدونامضاءاکاذیبیرااظهارنماید . . .»
تحلیلاینمتنمتضمنایننکاتاست :
1ـتمامیوسایلمذکورمکتوباستولذانطقدرمجالسوامثالآنظاهراً ًازشمولانخارجاست .
2ـمنظورازنامهورقهایاستکهرویآنمطالبیخطاببهکسینویسندوشکوائیهیاشکایتنامهورقهایاشتکهحاکیازشکایتودادخواهیباشدومراسلاتجمعمرسلهمکاتبهونامهنگاریاستوعرایضجمععریضهدرخواستنامهوعرضحالاستوهمچنینگزارشعبارتاستازشرحوبیانواقعهایبهمقامیمافوقخواهمقامرسمیباشدیاغیررسمی .
آیامیتواناینترنتیاپیامهاییکهباموبایلقابلارسالهستند (sms)رانیزمشمولوسایلماده 698 دانست؟
جواب : ادارهحقوقیقوهقضائیهچنیننظردادهاست « اگربهوسیلهاینترنتیامشابهآنهمجرمیبهکسینسبتدادهشودونسبتدهندهنتواندصحتآنانتسابواسنادراثابتنمایدموردمشمولماده 698 ق.م.اخواهدبود . »
هچنیننوشتنمطالبرویدیوارمعابرمیتواندازمصادیقاشاعهاکاذیبباشدوازطریقنقاشیکاریکاتوروبطورکلیباترسیمتصویریاعکسهایمونتاژشدهنیزقابلتحققاست . اماقانونگذاربهبیاناکاذیبیازطریقشفاهیاشارهایننمودهاست ( مثلاًبیاناکاذیبدریکبرنامهتلویزیونیکهمیلیونهانفربینندهدرسراسرکشوردارد ) کهبایدازطریقاصلاحقانونرفعاشکالشود . ( همانطورکهدرجرمافتراءبااضافهکردن « . . . یابههروسیلهدیگر . . . » درسال 75 بهماده 697 مشکلراحلکردهاست ) 40
عنصرمادياينجرماظهارونشراكاذيبيانسبتدادنعملخلافحقيقتبهشخصحقيقيياحقوقيمقاماترسمياستكهبهيكيازراههايمذكوردراينمادهمحققميشود . باتوجهودقتدرماده 698 ق . م . املاحظهميشودكهدرحقيقتدوجرمدراينمادهبيانشدهاستبايكجرماظهاراكاذيباستكهيابهقصداضراربهغيرصورتميگيردماننداينكهبهدروغگفتهشود،فرزندفلانكستصادفكردهاستوفوتنمودهاست،يابهقصدتشويشاذهانعمومياستماننداينكهبهدروغگفتهشودكهمردمفلانمنطقهدستبهتظاهراتزدهاندوجرمديگر،نسبتدادنمطالبغيرواقعيبهشخصحقيقيياحقوقييامقاماترسمياستكهشباهتباافتراداردامامطلبيكهنسبتدادهميشودجرمنيست .41
جرممذبورهمانطوركهقبلاًنيزگفتهشدازنظرعنصرماديجرممطلقاست،يعنيتحققآنمنوطبهحصولضررنيست . درتحققجرمنشراكاذيبلازمنيستاكاذيباظهارشدهيااعمالاسنادشدهجرمباشدبلكهمهمآناستكهبرخلافحقيقتباشند . مرتكباينجرمممكناستفردعاديياكارمنددولتباشد،فردحقيقيياحقوقيباشد . چنانچهشخصيحقايقيرابازگوكندكهموجبتشويشاذهانعموميشودموضوعمشمولاينمادهنميشود،زيرااظهاراتويكذبنيست .42
«اظهاراتشفاهيشاملمحدودهجرمنشراكاذيبنميشودلكننامهوشكوائيهممكناستبهجايمكتوبشدنبرروييكبرگه،ازطريقپستالكترونيكيارسالباگزارشدريكوبسايتگنجانيدهشود»43
ادارهحقوقيقوهقضائيهطييكنظريهمشورتيتعددعريضهومراسلهراشرطندانسته،بلكهنوشتنيكنامهبهمقاماترسميبهقصدضررزدنبهغيررابرايتحققجرمكافيدانستهاست .
ديوانعاليكشوردريكيازآرايخودنسبتدادنحتييكفقرهامركذبراازمصاديقنشراكاذيبمحسوبكردهاست . مطابقاينراي : اكاذيبهرچنددرماهمذكوربهكلمهجمعگفتهشدهوليمنظورنوعآنبودهاستوبرحسبعرفوتبادربهيكعملهمصدقميكندواگركسييكفقرهامركذبوامرخلافحقيقتراهمبهنحومقرردرآنمادهبهكسينسبتدهدقابلتعقيباست.44
درموردقابلگذشتبودنيانبودناينجرم،ادارهحقوقيقوهقضائيهطييكنظريهمشورتيآنرا،چنانچهمتوجهشخصيااشخاصمعينباشد،حقالناسوقابلگذشتودرغيراينصورتغيرقابلگذشتدانستهاست . چندسالبعدهميناداره،طينظريهدگري،اينجرمرااززمرهجرايمعموميوخارجازشمولماده 159 قانونتعزيراتسابقدانستهاست . درحالحاضرنيز،براساسماده 727 قانونتعزيراتمصوب 1375 ،اينجرماززمرهجرايمقابلگذشتودارايماهيتخصوصيدانستهشدهاست . جنابآقايدكترحسينميرمحمدصادقيمنعقداستكهموضوعاتخاذشدهدراوليننظريهمشورتيفوقالذكربهترينموضعدراينميانبودهاست،زيرابرخيازانواعاشاعهاكاذيبموجبافرادفردياافرادمعينميباشد . دراينمواردماهيتخصوصيبراياينجرمقائلشدنمعقولاست . لكندرموارديكهبدونورودضرربهشخصيااشخاصمعيناذهانعموميمشوشميشود،بهتربودكهمقنناينجرمراازماهيتعموميبرخوردارميدانست45
اوصافوسايلوشرايطجرمنشراكاذيب
شرايطجرمنشراكاذيب :
1- جرمبايدعلنيباشديعنيقابليتشيوعداشتهباشد . البتهلزومبهآگاهيهمهمردمنيستبلكهصرفنوشتنيكنامهيدروغبهمقاماترسميياهركسيكفایتميكند .
2- اشاعهاكاذيبيانسبتدادنيكعملكذبهممحققميشوداگرچهاكاذيبدرماده 698 ق . م . ابهصفحهجمعآمدهاست .
3- عملانتسابيبايدكذبباشد .
وسايلممكنبرايانجامجرمنشراكاذيب :
1- مراسله : جمعكلمهمرسلبهمعنايفرستادهشدهاستودراينجامقصودازمراسلههرنوعمكتوبياستكهاشخاصبرايديگريازطريقفاكس،تلگراف،sms ،emailميفرستندوگفتهميشودمنظورازمراسلهمكاتباتخصوصياست .46
2- عرايض : جمععريضهودرلغت،نامهاياستكهكوچكتربهبزرگترمينويسدودراصطلاحمكتوبياستكهاشخاصدرمقاممراجعهبهمقاماتدولتييامملكتيمينويسند . اينمعناشاملدادخواستنيزميشود . 47
3- گزارش : درلغتبهمعنيخبردادنوآگاهنمودناستودراصطلاحبههرنوشتهايكهحاويشرحوقايعواموريباشداطلاقميگرددوگرچهمعمولاًازطريقماموراندولتيدرارتباطباچگونگيانجاموظايفبهمقاماتصلاحيتدارتسليمميگردد
گفتار سوم : رکنروانی
عمدرفتاریمرتکبیعنیاینکهمرتکبیکیازسررفتارِنشر،دردسترسقراردادنونسبتدادنراباارادهآزادوباخواستخویشانجامدهد. همچنینبایدعمدغاییداشتهباشدیعنیرفتارهایسهگانهرابهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیانجامدهد. آگاهیبهمقامشخصوماهیتشخصحقیقیوحقوقیونیزآگاهیبهخلافحقیقتبودناقداموینیزجزءدیگرازرکنروانیاست.48
سایرجرایم
فصلهفتمازبخشیکمجرایمرایانهایباعنوانسایرجرایمودرطی 25(م 753 قما ) جرایمدیگریرادرواقعجرایمپایهایرایانهایمحسوبمیشوند،مطرحنمودهاست.
گفتاریکم: تولیدیاانتشاریاتوزیعیادردسترسگذارییامعاملهنرمافزارهایمجرمانه
اینگفتاربزههایپیشبینیشدهدربندالفم 25 قجرایمرایانهایرابیانمیکند.
موضوعجرممدنظر،بدافزاریانرمافزارهایزیانآورمیباشدیعنینرمافزارهاییکهبرایرفتارغیرقانونیوزیانآور،تولیدیاپخشمیشوند. نظیر: ویروسرایانهای،کرمهاو … .رفتارهایپیشبینیشدهدربندالفم 25 قجرایمرایانهایعبارتنداز : تولید،انتشار،توزیع،دردسترسقراردادنیامعامله. هریکازاینرفتارهابهطورجداگانه،بزهمحسوبمیشوند.برایرکنروانیبزهمندرجدرم25 قجرایمرایانهایدوجزءعمدرفتارییعنیعمددرارتکابرفتارهایتولید،انتشار،توزیع،دردسترسقراردادنیامعاملهوهمچنینآگاهیوعلمنسبتبهاینکهنرمافزاریاهرنوعابزارالکترونیکیصرفاًبهمنظورارتکابجرایمرایانهایبهکارمیرود،ضروریاست.حبسازنودویکروزتایکسالیاجزاینقدیازپنجمیلیون(000/000/5) ریالتابیستمیلیون (000/000/20) ریالیاهردومجازات،کیفرمقرربرایبزهموضوعبندالفم 25 قجرایمرایانهایمیباشد.49
فروشیاپخشیادردسترسگذاریدادههایرخنهگر
رکنقانونیاینجرمبندبم 25 قجرایمرایانهایاست.اینبندبرخلافبندالف،بهبدافزارهاتوجهینداشته،بلکهمدنظرقانونگذاردادههاییاستکهدارایارزشوکارکردمثبتبودهلیکنمرتکبازآنهابرایدسترسیغیرمجازبهرهمیگیرد.50رفتارهاییکهدربندبآمدهاند،موضوعمستقیمندارند. بلکهموضوعآنهاباواسطهاست. بهعبارتدیگرازآنجاییکهاینرفتارهابهجهتبازدارندگی،بزهدانستهشدهاندوراهیبرایانجامبزهدسترسیغیرمجازهستند،دادههایاسامانههایرایانهاییامخابراتیمتعلقبهدیگریموضوعباواسطهآنهابهحسابمیآیند. درواقعاینموضوعات،موضوعبزهدسترسیغیرمجازند.رفتارهایموضوعبندب،سررفتارفروش،انتشارودردسترسقراردادناستونیازینیستکهاینسهرفتاردرفضایسایبرانجامگیرد. همینکهکسیگذرواژهایرابررویکاغذیبنویسدوبهدیگریبدهدتاازطریقآن،امکاندسترسیغیرمجازبهدادههایاسامانههایرایانهاییامخابراتیمتعلقبهدیگریرابدونرضایتاوفراهمکند،بزهموضوعبندبتحققیافتهاست.عمدرفتارییعنیعمددرارتکابسهرفتارفروش،انتشارودردسترسقراردادنوعلمبهاینکهگذرواژهیادادهراجهتدسترسیغیرمجازبهدادههایاسامانههایرایانهاییامخابراتیمتعلقبهدیگریرابدونرضایتاودراختیاردیگزانقراردادهویافروختهویامنتشرکرده،ازاجزاءروانیبهشمارمیآیند.مجازاتتعیینشدهبرایبزهموضوعبندبم25 قجرایمرایانه¬ای،همانندمجازاتمقرربرایبزهموضوعبندالفم25 قجرایمرایانهایاست.. استفادهمقننازقصددرصدرماده 698 ق.م.امؤيدعمدیبودنمصادیقاظهاراکاذیبوانتساباعمالخلافحقیقتبهدیگراناست .جزءدومرکنمعنویجرماظهاراکاذبقصدمرتکبدراظهارمطلبیاستکهعالمبهکذببودنآناستوبهعبارتدیگرعمددرارتکابفعلخلافقانونیکهاصطلاحاًبهآنسوءنیتعاممیگوییم .انگیزهمرتکبجزءدیگریاستکهقانونگذاراستثنائاًدرصدرمادهبهآنتصریحکردهاست « هرکسبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمی . . . اکاذیبیرااظهارنماید . . . . »51
بهعبارتدیگرسوءنیتخاصیاقصدنتیجهبخشیازرکنمعنویجرماشاعهاکاذیبنیستوشیوهاحرازانگیزهبابررسینحوهارتکابعملوشرایطحاکمبرآنودیگرقرائنمشخصمیشود . ( مثلاًاگرکسکهنامزدنمایندگیمجلساستباانتشاراوراقیچاپیبهدروغخودراتنهانامزدانتخاباتمحلمعرفیکندنبایددرانگیزهاضراراوبهسایرنامزدهاتردیدداشت.52
اينجرمازجرايمعمدياستيعنيمرتكببايدبداندامريكهبهديگرينسبتميدهددروغاستوقانوناًممنوعميباشد . قصداضراربهغيرفقصدتشويشاذهانمقاماترسمي،قصدتشويشاذهانعمومي،سوءنيستخاصدرجرمنشراكاذيبميباشند . بنابرايناگرمرتكب،قصداضرارياتشويشاذعانرانداشتهباشدياثابتكندكهگمانبرحقيقتداشتنموضوعانتسابيراداشتهاستمشمولحكماينمادهنخواهدبود .53
قصداضراروتشويشاذهانمقاماتدرمورداظهاراكاذيبونسبتدادنانها،ابهامچندانيندارداماقصدتشويشاذهانعموميدرموردجرمنسبتدادناكاذيببهاشخاصحقيقيياحقوقييامقاماترسمي،بدونابهامنيستزيرامعمولاًچنينجرميبااينقصدانجامنميشود . ادارهحقوقيقوهقضائيهدرنظريهشماره 1932/7-24/3/1373 آوردهاست :
«صرفشكايتانتظاميازقاضيصرفنظرازاينكهمنتهيبهبرائتيامحكوميتاوشودنشراكاذيبنميباشدمگراينكهشكوائيهحاويمطالبيمنطبقباماده 698 قانونمجازاتاسلاميباشد » 54
نشراكاذيبممكناستدرقالبطرحشكايتودعوادردادگسترييادرمقامتظلمخواهيباشدوايندرصورتياستكهعملانتسابي،عنوانمجرمانهنداشتهباشدبلكهصرفدروغباشدكهدراينصورتنيزبايدتوجهداشتكهاساساًعنواننشراكاذيببرچنينمورديصدقنميكندمگراينكهسوءنيتوجودداشتهباشدزيرااعلامجرمنهتنهاممنوعنيستبلكهيكتكليفاخلاقيواجتماعياستكهبايد
مردمرابهآنتشويشنمودوتعقيبمردمبهعنواننشراكاذيبياافتراسببجلوگيريازاينتكليفميشودامانبايدازاينحققانونيسوءاستفادهشود . 55
اصولاًدادگاهيكهبهجرمنشراكاذيبرسيدگيميكندصلاحيتداردبهادعايكذببودنآننيزرسيدگيكندبنابراينثبوتكذبدرمرجعديگربرايرسيدگيبهجرمنشراكاذيبلازمنيست . ممكناستشخصيكهمطالبيرابهديگريانتسابميدهدبتواندصحتنجشيازآنراثابتكندامااينمقدارازاثبات،سببسلبمسئوليتازمتهمنخواهدبودزيراكذببودنتماممطالبانتسابيشرطتحققجرمنشراكاذبنيست .
شعبهدومديوانعاليكشوردررايشماره 1925-9/7/1318 آوردهاست :
«دادگاهيكهبهاتهامكسيدرحدودبند (ب) ماده 296 مكررقانونمجازاتعمومي (ماده 698 ق . م . ا ) رسيدگيميكندنميتواندبهاستدلالاينكههنوزصحتوستمانتسابهاييكهدادهشدهاستدردادگاهصالحيمعلومنشدهوتوهينوافترافرعبهرسيدگيوتشخيصكذبنسبتهايدادهشدهاستمتهمراتبرئهكندجهدادگاهصالحبرايرسيدگيبهصحتوستمنسبتهايدادهشدههماندادگاهياستكهبهاتهاممفتريرسيدگيميكند »56
«مرتكبجرمنشراكاذيبممكناستفردعاديياكارمنددولتوياشخصوياشخصحقوقيباشد.
سوءنیتعامدراینجرمآناستکهمرتکببایدبداندامریراکهازطریقرایانهاظهاریاشایعمیکندیابهدیگرینسبتمیدهد،دروغوبیاساساستوسوءنیتخاصدراینجرمقصداضراربهغیروتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیاست. بنابرایناگرمرتکبقصدمذکوررانداشتهباشدویاثابتکندکهگمانبرحقیقتداشتنموضوعانتسابداشتهاست،مشمولحکمنخواهدبود.
بنابراینعلموآگاهیمرتکببهکذببودناظهاراتلازمهعمدیبودنجرمنشراکاذیباستوفقدانیاتردیددرآنعلیالاصولمانعتحققوصفعمدیبودنخواهدبود. همچنینقصدمرتکبنیزجزءدومرکنمعنویاینجرماست. بهعبارتیعمددرارتکابفعلخلافقانونیکهاصطلاحاسوءنیتعاممیگوییم. البتهانگیزهنیزجزءدیگریاستکهقانونگذاراستثناءدرصدرمادهبهآنتصریحکردهاست.57
مبحث سوم : نشراکاذیبونسبتدادناعمالخلافحقیقت
یکيازاتهاماتانتسابيشايعبهويژهبهاصحابرسانهوگاهيفعالانسياسيکشورما،ارتکابنشراکاذيببهقصدتشويشاذهانعمومياستکهمتاسفانهرويهقضاييدرانطباقمصداقبامادهقانونوتشخيصقضاييارتکاباينجرم،اغلبرويکردهايمتفاوتدارد،بهنحويکهدربرخيازاحکامصادره،عبارت « تشويشاذهانعمومي»درکنارنشراکاذيبوبهعنوانيکجرممستقلذکرشدهدرحاليکهبامراجعهبهقوانينجزايي،جرميتحتاينعنوانملاحظهنمي‌شودوتشويشاذهانعموميبخشيازعنصررواني «سوء‌نيتخاص»برايتحقّقجرمنشراکاذيباست. نگارندهطييادداشت‌هاويامقالاتمتعددبهتحليلارکانمتشکله «نشراکاذيب»وتبيين «مفهومتشويشاذهانعمومي»درمطبوعاتپرداختهاست. اماکاربردقضاييشايعاينجرمبهخصوصدرجرايممطبوعاتيووجودنکته‌هايظريفدرزمينهتشخيصقضاييواحرازارکانمتشکلهآن،ضرورتنگارشمقالاتبيشترراايجابمي‌نمايدبهويژهاينکهدراغلبتأليفاتکتبحقوقجزايي،آنچنانکهبايدتشريحعناصرتشکيلدهندهاينجرموتفاوتآنباارکانجرايمديگرعليهحيثيتوشرافتاشخاصمانندافترا،مطالبکافيگنجاندهنشدهاست . ازاينرو،اغلبدانشآموختگانحقوق،درتشخيصمصداق‌هاينشراکاذيببامشکلمواجهندهمينطوراغلبقضاتکيفرينيزدرتشخيصقضاييخودازنشراکاذيبتفسيرهاويابرداشت‌هايمتفاوتوخلافقانوندارند.58
ماده 698 قانونمجازاتاسلاميمقررمي‌دارد: هرکسبهقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسميبهوسيلهنامهياشکواييهيامراسلاتياعرايضياگزارشياتوزيعهرگونهاوراقچاپيياخطي،ياامضاءيابدونامضاء،اکاذيبيرااظهارنمايد،ياباهمانمقاصداعماليرابرخلافحقيقت،راساًيابهعنواننقلقولبهشخصحقيقيياحقوقييامقاماترسمي،تصريحاًنسبتدهداعمازاينکهازطريقمزبوربهنحويازانحاضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانهعلاوهبراعادهحيثيتدرصورتامکان،بايدبهحبسازدوماهتادوسالوياشلاقتا 74 ضربهمحکومشود.59
ماده 698 ،دارايدوعنوانمجرمانهمستقلباعنصرروانيازحيثسوء‌نيتخاصمشترکومجازاتقانونييکساناست. الفـنشراکاذيب . بـنسبتخلافحقيقتدادنبهاشخاص . بنابرايندرعنصرماديوبخشيازعنصرروانيايندوجرم (سوء‌نيتعام) بينايندوعنوانمجرمانهتفاوتوجوددارد. «قصداضراربهغير»يا«تشويشاذهانعمومييامقاماترسمي»،بهعنوانسوء‌نيتخاص،بخشيازعنصرروانيهردوجرماستبااينتوضيحکهبرايتحققارکانهريکازايندوجرمسوايعنصرماديوسوء‌نيتعامازعنصرروانيخاصهريک،وجودسوء‌نيتخاصدرقالب«قصداضراربهغير»ويا «قصدتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي»شرطاست . اماتحققاضراربهغيرياتشويشاذهانبهعنواننتيجهعملمجرمانهدرهردوموردشرطنيستوچنينبرداشتيازقيدعبارت «اعمازاينکهازطريقمزبوربهنحويازانجاضررمادييامعنويبهغيرواردشوديانه»مستفادمي‌شود .60
همانطوريکهيکيازاساتيدشهير،اظهارنظرنموده‌اند،درنشراکاذيب «اعمالمعينيبهشخصيااشخاصنسبتدادهنمي‌شودبلکهاخبارومطالبيبي‌اساسبهطورکلياظهارمي‌شود‌. . .» هرچنداينجزماده «بندالفماده 269 مکررقانونمجازاتعموميسابقباقسمتاولماده 698 قانونفعليـباافزودنکلماتنامهياشکواييهبهآنـ » بهطورکليميتواندشاملنسبتدادناعمالغيرواقعيبهشخصيااشخاصمعينينيزباشدوليقانونگذارايننوعراازاصلموضوعجداکردهومستقلاً «درقسمتدومماده»موردحکمقراردادهاست.
بنابراينشخصيکهباقصداضراربهغيروتشويشاذهانعمومييامقاماترسميوبهوسيلهمراسلات،‌بهدروغشايعنمايد. درفلانشهريکصدنفردراثرابتلابهآنفلو‌آنزايخوکيجانخودراازدستداده‌اند،عمل‌اشمصداقنشراکاذيباستوهمينطوراستاگرباهمانمقاصدشايعسازدخزانهدولتيخاليشدهاست . امااگرشخصيبهقصداضراربهغيروياتشويشاذهانعمومي،برخلافحقيقتوبهانگيزهرأيندادنمردمبهيککانديدايانتخاباتي«کهاينانگيزهبهعنوانقصداضرارنيزبهشمارمي‌آيد»اعلامکنداودارايسهزنصيغه‌اياست،عملمرتکبمصداق «نسبتدادنبرخلافحقيقتبهاشخاص » محسوبمي‌شودنهنشراکاذيب. همينطورچنانچه،نشريه‌ايانتشارمجددنشريهمحليديگررااگرچهبانقلقولوتلويجاً «بااشارهبدونذکرنام»بهعنوان «تريبونبيگانگان»خواندهوگردانندگانآنرابهتبليغبهنفعدولت‌هايبيگانهمتهمنمايد. عملشمصداقجزءدومماده 698 مي‌باشد.61
هرچنددرمتنمادهکلمات «اکاذيب»‌و «اعمال»بهصورتجمعآمده،منظور،نوعآناموراستوبهيککذبويکعملهمصدقمي‌کند (3).‌درموردنشراکاذيبازنظرعنصرماديوسايلارتکابجرممانند،نامهياشکواييهيامراسلاتيا . . . احصاءشدهومي‌تواناينگونهاستنباطکردکهاظهاراتشفاهيازشمولمادهخارجاستامادرموردجزءدوم «نسبتدادناعمالبرخلافحقيقتبهاشخاص » ظاهراَميتوانايناعمالراشفاهينيزمانندنطقدريکسخنرانيبهاشخاصنسبتداد . ازنظرعنصررواني،احرازسوء‌نيتعام«ارادهخودآگاهدرارتکابعملمجرمانه»وسوء‌نيتخاصشرطتحققهردوجرماست. اماچنانچهمرتکبباوجوددارابودنسوءنيتعام «آگاهيبهکذببودنمطلبيامورداسنادوعمددرنشريانسبتدادنآن » فاقدسوءنيتخاص «قصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومييامقاماترسمي »باشدمرتکبنشراکاذيبوياجرمموضوعجزءدومماده 689 نشدهاست . اماعدممجرميتمرتکب،هميشهملازمهباعدممسؤوليتمدنيوينداردوچنانچهعملويموجبورودخسارتمادييامعنويشوداينخسارتدرقالبمقرراتمسؤوليتمدنيوديگرمقرراتقابلرسيدگياست .62
قانونگذارهمانندروالمعمولدراغلبواژه‌هايجزايي،عبارات « تشويشاذهانعمومي»راتعريفننمودهاستامابهنظرمي‌رسدکاربردقضايياينعبارتبايدازمعناومفهوملغويوعرفيآندورباشد . هرچند «تشويشاذهانعمومي»بهعنواننتيجهعملمجرمانهشرطنيستوتنهاوجودقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعموميدرزمانارتکابعملنشراکاذيبکافياستاماقاضيکيفريبرايتشخيصاينموضوع «احرازسوءنيتخاصقصدتشويشاذهانعمومي»بايدتأثيرعرفيعملمرتکبرادرمشوشکردنياناآرامنمودنافکارعموميقبلازصدوررأي،موردارزيابيقراردهدبهويژهاينکهازنظراصولجزايي،اصلبروجودچنينقصدينيست .مرجعتعقيبياصدورحکمبايدوجودسوءنيترادرزمانارتکابعملماديجرم،اثباتنمايد. بنابراينچنانچهعملمرتکبمي‌توانستهموجبتشويشوياناآراميشودبعيداستبتوانپذيرفتصرفتشخيصقاضيبهمعنايتشخيص «عرفي»اينموضوعاست . زيراعدمتأييدرأيقاضيازنظرافکارعمومي،مبانيتوجيهقضاييمجرميتمرتکبرابااشکالمواجهمي‌نمايد.‌ازاينروياظهارنظرهيأتمنصفهدرنشراکاذيبمطبوعاتيـ‌البتهباترکيبيمردميوبهعنواننمايندهافکارعموميمي‌تواندنقشموثروعادلانه‌ايرادرتشخيصمجرميتويابرائتمتهمايفاءنمايد،زيرادرقالببررسيواظهارنظرهيأتمنصفه،توجهبهاينامرموضوعـاينکهمتهمقصدتشويشاذهانعموميداشتهيانهـمي‌توانددرتصميمهيأتمنصفهورأيقاضيمؤثرواقعشودامادرنشراکاذيبخارجازمصاديقجرايممطبوعاتي،اينمعضلهمچنينباقياست.63
درمقايسهارکانتشکيلدهندهدوجرمموضوعماده698 قانونمجازاتاسلاميوافترامصداقماده 697 همانقانونمطلبحائزاهميتايناستکهالزاماًعملنشراکاذيبومورداسنادبرخلافحقيقتبهاشخاص،نبايدهمانندموردافترا «اسنادجرم»باشد. بهعبارتديگردرافتراءمرتکببهقصدافترابهيکيازطرقمذکوردرقانون،‌ارتکابعمليراکهدارايوصفمجرمانهاستبهديگرينسبتمي‌دهدونمي‌تواندصحتآناسنادراثابتنمايددرحاليکهدرنشراکاذيب،اسناددروغبهطورکلي،اعماستازاينکهعملنسبتدادهشدهجرمباشدوياامرمباحوهمينطوردرنسبتدادناعمالبرخلافحقيقتبهاشخاصممکناستايناعمالجرمباشدياامرمباح «مانندداشتنزنصيغه‌اي»امابههرحالبرايتحققهردوعنوانمجرمانهاخيرالذکرجدايازديگرشرايطخاصعنصرمادي،شرطاستمرتکبدارايقصداضراربهغيروياتشويشاذهانعموميباشددرصورتيکهدرموردافتراافزودنبرقصد،‌افتراءبايدموردانتسابجرمباشد . بهعنوانمثال،نسبتدادنارتکاباختلاسبهديگريباداشتنقصدافتراء،مصداقافترااست . اماهمينعملباقصداضراربهغيرياتشويشاذهانعمومي،‌مصداقجرمموضوعقسمتدومماده 698 مي‌باشدالبتهازنظرديگراجزاءعنصرماديبهمنظوراجتنابازاطالهکلامدرايننوشتاربحثيبهمياننمي‌آيدوبالاخرههمانطوريکهقبلاًاشارهشددرنشراکاذيب،‌اعمالمعينيبهشخصيااشخاصنسبتدادهنمي‌شودبلکهاخبارومطالبيبي‌اساسوبهطورکلي‌اظهارمي‌شود64
مبحث چهارم : بررسی جرایم مرتبط با جرم و اشاعه اکاذیب در جرایم رایانه ای
افترا:
افترادرمعنایلغویخودعبارتازدروغبربافتنمیباشددرکتابمنتهیالاربفیلغهالعربافترابهمعنیدروغبربافتنفرّی (بروزنغنّی) بمعنیدروغبربافتهوفِریَهبمعنیدروغذکرشدهاستدرتعبیرحقوقیبموجبماده 140 قانونتعزیراتمصوب 18/5/1362 افترانسبتدادنامریکهمطابققانونجرمتلقیمیشودبیانشدهاست.افتراءونشراکاذیبازموضوعاتیاستکهدرجوامعوادیانمختلفازآنهابعنواناعمالاهریمنیوشیطانییادشدهاستدرایرانقبلازاسلامبهگفتاروپنداروکردارنیکتوصیهوتوجهزیادیمبذولگشتهوازدروغگوییونشراکاذیببعنوانصفاتاهریمنینامبردهشدهاست.درقرآنکریمدروغگوئیوبهتانوافتراوسخنچینیازمعاصیبزرگومخالفبااسلاممعرفیودرآیاتمتعددیبهآنهااشارهگردیدهاست. درآیات (221 تا 226) سورهالشعرادروغگویانودروغسازاندرزمرهافرادیکهشیطانبرآنهانازلگردیدهمعرفیشدهاند.هلانبئکمعلیمنتنزلالشیاطینتنزلعلیکلافاکاثیم. یلقونالسمعواکثرهمکاذبونوالشعراءیتبعهمالغونالمترانهمفیکلوادیهیمون.
آیابهشمااطلاعبدهمکهشیطانبرچهاشخاصینازلمیشود. نازلمیشودبرهردروغگویبزهکاریکهباسرارمردمگوشدادهوبیشترآنهادروغگویانندوشاعرانیکهازایشانپیرویمیکنندگمراهان. آیاندیدیکهایشاندرهروادیسرگشتهمیروند.
آیه 24 سورهنور
انالذینیرمونالمحصناتالغافلاتالمومناتلعنوافیالدنیاوالاخرهولهمعذابٌعظیمٌ.
بدرستیکهآنانکهبزنانپاکدامنباایماننسبتزنامیدهندلعنتکردهشدنددردنیاوآخرتوجهتآنانعذاببزرگیقراردادهشدهاست.
درقرآنکریمدرسورههاوآیاتزیادینسبتبهنکوهشدروغگوئیوبهتاناشارهشدهاستکهبهدوموردفوقبسندهگردید.65
افترادرقانونتعزیرات: درماده 140 قانونتعزیراتمصوب 1362 بزهافترابشرحذیلبیانشدهاست:
«هرکسبوسیلهاوراقچاپییاخطییاانتشارآنهایابوسیلهدرجدرروزنامهوجرایدیانطقدرمجامعبرکسیامریراصریحاًنسبتدهدکهمطابققانونآنامرجرممحسوبمیشودنسبتدهندهمفتریخواهدبودمشروطبراینکهنتواندصحتآناسنادراثابتنمایدمجازاتمفتریجزدرمواردیکهحدتعیینشدهتا 74 ضربهشلاقاست».66
بطوریکهملاحظهمیشودقانونگذاربرایبزهافتراشرایطیراتعییننمودهاستکهبدونجمعآنشرایطجرمافتراتحققپیدانمیکندذیلاًبطوراجمالبشرحشرایطتحققافترامیپردازیم.
اولاًکیفیتارتکابافترادرماده 140 قانونتعزیراتفقطازطریقاوراقچاپییاخطییاانتشاریادرجدرروزنامهوجرائدیانطقدرمجامعپیشبینیشدهاستبنابرایناگرازطرقدیگریجرمیبهکسینسبتدادهشودافتراتلقینخواهدشدمثلاًاگرشخصیحضوراًودرداخلاطاقیبادیگریمشاجرهکردهواورادزدوقاتلخطابکندهرچندسرقتوقتلدارایجنبهکیفریبودهودرزمرهجرائممهمقراردارندلیکنموضوعباالتفاتبهشرایطمندرجدرماده 140 قانونتعزیراتمنطبقباافترانیستبلکهمرتکبازجهتتوهینشفاهیقابلپیگردقانونیمیباشد.
ثانیاً: بارعایتشرایطیکهفوقاًذکرشدبایستیشخصیکهموردافتراقرارگرفتهمشخصاًتعیینگرددوبزهانتسابیراصراحتاًبوینسبتبدهندمثلاًبانطقدریکمجمعیصریحاًگفتهشودکهحسنمبلغیکمیلیونتومانازفلانیکلاهبرداریکردهاستلیکناگرموردانتسابیصراحتنداشتهوبهشخصمعینیمنتسبنگرددوتحتعناوینکلیوبطورغیرصریحوبهتعدادنامعلومیاطلاقشودچنینامریازمصادیقافترامحسوبنخواهدشد. مثلاًاگرگفتهشود « میگوینداهالیفلانقریهدزدوجانیهستند»یا « شنیدهامفلانیآدمجانیودزدیاست»چوندرموارداخیرالذکرموضوعاتهاموافرادمتهمبطورصریحومنجرمشخصومعیننشدهوخودمورداتهامنیزبهنقلقولومسموعاتازدیگرانبطورمشکوکومبهومبیانگردیدهاستلذامرتکبتحتعنوانافترامندرجدرماده 140 قانونتعزیراتقابلتعقیبنیست.
ثالثاً: موردانتسابیبایستیطبققانونرایجفعلیجرممحسوبشوددرقانونمجازاتعمومیسابقکهجرائمازحیثشدتوضعفبهجنایتوجنحهوخلافتقسیمبندیشدهبودندبموجبماده 269 قانونمجازاتعمومیصرفاًانتسابامورجنحهایوجنائیافتراتلقیمیشدندونسبتدادنامورخلافیافترانبودلیکندرماده 140 قانونتعزیراتبهجرمبودنعملانتسابیاکتفاشدهاستبدوناینکهقائلبهتفکیکجرائمخاصیگرددبنابراینچنانچهموضوعاتانتسابیجرمنباشندبعنوانافتراقابلتعقیبکیفرینیستندمثلاًاگربذکرمواردیمانندبیعرضگیبدنامی–حقهبازی–تنبلیونظایرآنمبادرتشودهرچنداینمواردموهنوگاهیباعثهتکحرمتافرادمیشودلیکندرمحدودهبزهافتراقابلپیگیرینمیباشندوبایستیدرحدتوهینیانشراکاذیبباشرایطیکهدرماده 141 قانونتعزیراتذکرشدهموردعنایتقرارگیرند.
رابعاً: شخصمفترینتواندصحتآناسنادراثابتنمایدازمفهوممخالفاینمادهاستفادهمیشودکهچنانچهصحتامورانتسابیرادرمحکمهصالحهثابتکندازمجازاتمفتریمعافخواهدشدلذاعدمتوانائیمفتریدراثباتادعاازارکانمهمتحققبزهافترامیباشدوبحثوتوضیحبیشتریراطلبمیکند.
نکتهمهمیکهدراینخصوصقابلذکرمیباشداینستکهچهبسااساساسناددرستوصحیحباشدلیکنمدعیقادربهاثباتادعایخودنباشدونتیجتاًمفتریشناختهشوددرماده 140 قانونتعزیراتبخلافماده 141 همانقانونقصداضراربغیریاتشویشاذهانعمومیذکرنشدهاستوچنیناستنباطمیشودکههرگاهجرمیبهرقصدوهدفیعلیهدیگریمطرحوعنوانشوددرصورتعدماثباتصحتآنمرتکببعنوانمفتریقابلتعقیبخواهدبود. نظریهمشورتیمورخ 6/7/1364 ادارهحقوقیکهدرروزنامهرسمیشماره 11836 – 25/7/1364 چاپشدهحاکیستکهدرجرمافترانیزمثلسایرجرائمعمدیازجملهعناصرمتشکلهآنسوءنیتیاعنصرمعنویاستودراعلامشاکیستمدیدهعنصرمعنویجرمافتراوجودنداردوفقطنتوانستهاستدلیلمحکمهپسندبهمقاماتقضائیارائهکندبعلاوهمفتریلغتاًواصطلاحاًبهکسیاطلاقمیگرددکهبادروغوصحنهسازیوبهمنظورهتکحرمتوحیثیتدیگرینسبتخلافواقعباوبدهدمضافاًبهاینکهشاکیمتضررازستمشرعاًوقانوناًشخصاًمجازباقاصهنیستوراهیجزاعلامشکایتبهمرجعصالحهنخواهدداشتوازطرفیدیگربدورازعدالتاستبجایرفعظلمشاکیرابعنوانمفتریکیفردهیموازظالمومجرمحمایتکنیم.رایشماره 2614-25/8/1319 محکمهعالیانتظامیقضاتنیزمؤیدنظریهفوقاست « وقتیافترابهتظلمهاوشکایتهاصدقمیکندکهازخودشکایتمعلومشودمقصودشاکیاظهاردروغبرایاضرارمتشکیعنهبودهاستواینقضیهبایددرنظردادگاهمحرزگردد.»67
بنابراینچنانچهشکایتبمنظوراحقاقحقصورتگرفتهباشدوقصداضراربهغیریازآناستنباطنشودباعنایتبهتوصیفاتفوقافترابشمارنمیرودمثلاًاگرخانهکسیموردسرقتقرارگیردوباتوجهبهآثاروعلائمباقیماندهبهظنخودوازرویاشتباهکسیرابعنوانسارقمعرفیکندچونهدفویکشفاموالواحقاقحقخودبودهوباشخصمتهمسابقهعنادوخصومتینداردبفرضاینکهنتواندصحتامورمنتسبهراثابتکندویرانمیتوانمفتریدانست.ماده 69 قانونآئیندادرسیکیفرینیزمقررداشتهدرصورتیکهخلافعرضحالثابتشودعارضغیرمحقعلاوهبرتأدیهخسارتطرفمخارجتحقیقاترانیزادامینمایدبهنظرمیرسددرچنینمواردیمرتکبفقطدرحدجبرانخسارتطرفمسئولیتداشتهباشد.68
رأیوحدترویهشماره 228 – 20/8/49 هیئتعمومیدیوانعالیکشورزمانوقوعوتحققبزهافتراراازتاریخقطعیتعجزازاثباتاسنادوثبوتکذبشکایتشاکیدانستهاستونهصرفاعلامشکایتواسنادبزه. زیرابهموجباینرایتحققبزهافترااسنادصریحجرمیازطرفکسیبهدیگریباسوءنیتمعلقبهاحرازکذبتهمتوعدمثبوتعملانتسابیدرمراجعقضائیاستکهبااینوصفاسناددهندهمفتریمحسوبوبهمجازاتمقرردرقانونمحکوممیشود.
خامساً: مواردانتسابیازامورمربوطبهحدودنباشدزیرادراینصورتعملتحتعنواندیگریقابلرسیدگیخواهدبودمثلاًاگرنسبتزنایالواطبهشخصدیگریدادهشودبموجبماده 139 قانونمجازاتاسلامیمصوب 1370 اینعملقذفبودهومجازاتخاصخودرادارد.69
نشراکاذیب
نشراکاذیبنسبتبهافترادایرهشمولوسیعتریداشتهوازجهتشرایطوارکانووسیلهطرحاکاذیبنیزباافتراتفاوتداردبموجبماده 141 قانونتعزیراتنشراکاذیببشرحذیلبیانگردیدهاست:
«هرکسبهقصداضراربهغیریاتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیبوسیلهنامهیاشکوائیهمراسلاتیاعرایضیاگزاریشاتوزیعهرگونهاوراقچاپییاخطیباامضاءیابدونامضاءاکاذیبیرااظهارنمایدیااعمالیرابرخلافحقیقتراساًیابهعنواننقلقولبهشخصحقیقییاحقوقییامقاماترسمیتصریحاًیاتلویحاًنسبتدهداعمازاینکهازطریقمزبوربنحویازانحاءضررمادییامعنویبهغیرواردشودیانهبهحبسازیکماهتادوسالیاتا 74 ضربهشلاقمحکومخواهدشد.»70
اینکبنحواجمالبهتوصیفشرایطتحققنشراکاذیبمیپردازیم:
1. بطوریکهملاحظهمیشوددرنشراکاذیببرخلافافتراصراحتاًقصداضراربغیردرصدرمادهذکرشدهاستوجزوارکاناصلیبزهنشراکاذیبمحسوبمیشودبهنظرمیرسدعنصرسوءنیتزمانیموردنظراستکهمطالبکذبفقطمتوجهشخصخاصیباشدزیرادرادامهبهتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیاشارهگردیدهاستمورداخیرعلیرغمبزهافتراکهمحدودبهانتسابجرمیبهکسیمیباشدمیتواندعدهبیشماریراشاملشودزیرادرتشویشاذهانعمومییامقاماترسمیشخصخاصیموردنظرنیستوممکناستقصداضراربغیردربیننباشدبلکهغرضازطرحموضوعجلبمنفعتباشدمثلاًتاجریبرایفروشاجناسخودبهاکاذیبیازقبیلاحتمالبمبارانشهرهایااحتمالانحلالمجلسیااستعفایدولتیاورشکستهشدناقتصادمملکتوخطربروزقحطیتمسککنددرواقعقصدضررزدنبهفردخاصیرانداردبلکههدفویجلبمنفعتشخصیاستالبتهبایستیدراینخصوصنیزبهسوءنیتمرتکبتوجهشودمثلاًکسیازیکرادیوخارجیمطلبنگرانکنندهایشنیدهوآنمطالبرابدونقصدوغرضاظهارمیکنددرچنینمواردیولواینکهبعداًکذببودنموضوعثابتشودمرتکبرانمیتوانازحیثنشراکاذیبتعقیبکیفرینمود.71
2. شرطدومتحققنشراکاذیباینستکهمطالبکذبکتباًاظهارشودیعنیبرخلافافتراکهازطریقنطقدرمجامعنیزقابلتحققاستدرنشراکاذیبعملبایستیبوسیلهنامهیاشکوائیهمراسلاتیاعرایضیاگزارشیاتوزیعهرگونهاوراقچاپییاخطیباامضاءیابدونامضاءانجامگیرد.
3. کذببودنمطلب: یکیازمهمترینارکانمتشکلهبزهنشراکاذیبدروغبودنمطلباسنادیاستیعنیاعمالیبرخلافحقیقتراساًیابهنقلقولبهاشخاصحقیقییاحقوقینسبتدادهشودبنابراینچنانچهصحتادعاثابتشوددیگرموضوعنشراکاذیبتلقینمیگردد. البتهبرایاحرازاینموردبهدقتوتوجهزیادینیازهستچهبساموردیاساساًکذبنباشدلیکنشخصقادربهاثباتاینادعانباشدمثلاًشخصیبهمقاماتذیصلاحگزارشدهدکهفلانمسئولدولتیبهاماکنبدنامترددمیکندوگزارشدهندهخودناظرقضیهبودهباشدلیکناینمطلبرادرمراجعصالحهنتواندبهاثباتبرساندوهدفوینیزازطرحوگزارشموضوعقصداظراربهغیرنباشدبلکهدرجهتاجرایوظیفهشرعیوملیخودمبادرتبهارسالراپرتمینمایددرچنینمواردیمحاکمبایستیدقتوتوجهبیشتریمبذولدارندتاحقیضایعنگردد.
مطلبحائزاهمیتدیگریکهدراینقسمتقابلذکرمیباشداینستکهدرماده 141 بهبرخلافواقعبودناعمالانتسابیاکتفاشدهوبعکسافتراکهجرمبودنعملانتسابیراشرطاصلیدانستهدرنشراکاذیبچنینشرطیقیدنشدهاستبعلاوهاشاعهدروغبهنقلقولازدیگراننیزجرمتلقیشدهاستبهنظرمیرسدهدفقانونگذارازاینمسئلهجلوگیریازشیوعدروغوکذبدرجامعهمیباشد.
4. ویژگیدیگریکهدربزهنشراکاذیبملاحظهمیشوداینستکهامورمنتسبهتصریحاًوتلویحاًعنوانگردندبطوریکهدربحثافتراگفتهشدصراحتدرامورمنتسبهازشرایطاساسیبزهمیباشدیعنیشخصموردنظرونوعبزهیکهبهوینسبتدادهمیشودبایدصریحاًمشخصوتعیینگردددرحالیکهدرنشراکاذیبنیازیبهاینصراحتنیستمثلاًاگرشخصیگزارشدهدکهشنیدهامگویافلانمقاممملکتیدررژیمسابقگزارشگرساواکبودهوحقوقدریافتنمودهاستیامثلاًمیگویندفلانیدردفتراشرفپهلویکارمیکردهرچندمواردفوقصریحاًبهشخصینسبتدادهنشدهاستلیکچونطرحاینمسائلدرجامعهباعثکسرشأنوحیثیتافرادمخصوصاًمقاماتدولتیمیشودچنانچهصحتاینمطلببهاثباتنرسیدمرتکبقابلمجازاتخواهدبود.
5. خصوصیتدیگریکهبهبزهنشراکاذیبمترتبمیباشداینستکهسوءنیتمرتکببیشترملحوظنظرقانونگذاربودهتاورودضررمادیومعنویبهغیر. زیرادرانتهایمادهچنینآمدهاست « اعمازاینکهازطریقمزبوربنحویازانحاءضررمادییامعنویبهغیرواردشودیانه»مثلاًموردموهنیبهمأموردولتنسبتدادهشودوقبلازاینکهخودشخصمتهمشدهدرمقامدفاعوپاسخگوئیواثباتبیگناهیخودبرآیدبوسائلدیگریکهخارجازارادهوفعلویمیباشدکذببودنمطالببرایعمومثابتشوددراینخصوصهرچندضررمادیومعنویبهشخصمتهمواردنشدهلیکنچونهدفقانونگذارتنبیهاشخاصدروغگووجلوگیریازاشاعهکذبوشایعاتناروادرجامعهاستاینگونهمواردنیزعلیرغمعدمورودضرربهغیرجرمتلقیشدهاست.72
افترایعملی
درماده 142 قانونتعزیراتمرودیذکرشدهاستکهنحوهانتساباتهامازحدومرزنطقدرمجامعودرجدرروزنامهیااوراقچاپیوخطیفراتررفتهوبااقدامعملیتحققپیدامیکندایننوعافترادرماده 269 مکررقانونمجازاتعمومیسابقنیزذکرشدهبودوجنابآقایابراهیمپاداستادمحترمدانشکدهحقوقوعلومسیاسیدرکتابحقوقکیفریاختصاصی (جلداول) ازآنبعنوانافترایبفعلیاافترایعملییادکردهاستکهبواقععنوانمناسبیمیباشد.ایننوعافتراناجوانمردانهترینودرعینحالشدیدترینموردیاستکهشخصیدربارهفرددیگریانجاممیدهد. متنماده 142 قانونتعزیراتچنینمیباشد:
«اگرکسیعالماًوعامداًبهقصدمتهمنمودنغیرآلاتوادواتجرمویااشیاءحاصلهازآنویااشیائیراکهیافتشدنآندرتصرفیکنفرموجباتهاماومیگرددبدوناطلاعآنشخصدرمنزلیامحلکسبویاجیبواشیائیکهمتعلقبهاوستبگذاردیامخفیکندودراثراینعملشخصمزبورتعقیبگرددپسازثبوتبرائتآنشخصمرتکببهحبسازششماهتاسهسالمحکوممیشود.»73
بطوریکهازمفادمادهفوقاستنباطمیشودتحققاینبزهمقرونبهشرایطخاصیمیباشدکهبدونوجودهریکازآناطلاقافترابنحویکهدرماده 142 ذکرشدهممکننیستاینکبنحواختصاربهتوضیحشرایطمیپردازیم:
شخصبایستیعالماًوعامداًوباقصدمتهمکردندیگریآلاتوادواتجرمرادرمنزلیامحلکسبوییاجیبویاداخلاشیاءبگذاردیعنیشخصبایستیازجرمبودنعملاطلاعداشتهباشدوباقصدمتهمنمودندیگریاینآلاتوادواترادرتصرفدیگریقراردهدمثلاًاطلاعداشتهباشدکهفلانشیءعتیقهبسرقترفتهوآگاهانهوعامداًآنرادرحیاطمنزلدیگریزیرخاکقراردهدلیکناگربفرضشخصیبستهایپیداکندوبدونآنکهازمحتویاتداخلبستهاطلاعداشتهباشدآنرادرمغازهدیگریبگذاردوتصادفاًداخلبستهموادمخدرباشددرمورداخیرچونعلمواطلاعوعمدوقصدمتهمنمودندیگریدربیننیستعلیهذاموردمشمولماده 142 قانونتعزیراتنیست.
شخصآلاتوادواتجرمیااشیاءحاصلهازآنویااشیائیراکهیافتآندرتصرفدیگریموجباتهاممیگرددبدوناطلاعویدرمنزلیامغازهیاجیبیاداخلاشیاءقراردهدیامخفیکنددراینجادونکتهحائزاهمیتوتوجهمیباشداولاًخودآلاتوادواتبایداتهامآورباشندثانیاًاینعملبدونآگاهیواطلاعدیگریانجامگرفتهباشدپسچنانچهشخصیباکسباجازهازصاحبخانهایاشیاءمسروقهرادرمنزلویجادادهیامخفیکندازجهتافتراقابلتعقیبنخواهدبودزیراصاحبخانهدراخفایاموالمسروقهباویمشارکتومساعدتکردهاست.
تحتپیگردقرارگرفتنشخصنیزیکیازارکانجرممقرردرماده 142 قانونتعزیراتاستیعنیلازماستکهشخصتحتتعقیبمامورینانتظامیقرارگرفتهواشیاءمذکوردرتصرفویکشفشودواینموضوعدرمراجعقضائیتحترسیدگیقرارگرفتهومدافعاتشخصمتهمموردارزیابیمقاماتقضائیواقعشودتحتپیگردقرارگرفتنشخصیکیازاساسیترینشرایطتحققبزهمیباشدچهدرادامهمادهامدهاست « پسازثبوتبرائتآنشخصمرتکببهحبسازششماهتاسهسالمحکوممیشود»بنابرایناگرشخصتحتپیگردقانونیقرارنگیردثبوتبرائتویمعنیومفهومینداردلذاچنانچهقبلازتحتتعقیبقرارگرفتنشخصمثلاًمرتکبدستگیرشدهوخودبهمخفینمودناشیاءمسروقهدرمنزلغیراقرارکندهرچنددربدوامرقصدمتهمکردنویراداشتهاستلیکنازجهتافترایمذکوردرماده 142 قانونتعزیراتقابلتعقیبنیست.74
. ثبوتبرائتشخص: شرطآخرتحققافترایعملیثبوتبرائتشخصدرمحکمهصالحهمیباشداینقسمتازماده 142 درعملیکیازدشوارترینومهمترینمرحلهمیباشدچهبساشخصبیگناهینتوانددلائلبیگناهیخودرادرمحکمهارائهنمایدوقرائنواماراتتوجهاتهامبهکیفیتیباشدکهشخصرادرمعرضمحکومیتقراردهدظرافتوحساسیتاینموردوظیفهخطیریرامتوجهقضاتذیربطمیکندچنانچهرایبرمحکومیتشخصبیگناهیصادرشودمفترینیزازتعقیبکیفریمصونخواهدماندزیراکهتعقیبویبعنوانمفتریمعلقبهثبوتبرائتشخصاستودرصورتمحکومیتشخصمفترینیزقابلتعقیبنخواهدبودبرایجلوگیریازارتکابوقوعچنینبزهیکهبیشتردرجرائممربوطبهموادمخدرقابلتصوراستمجمعتشخیصمصلحتنظاماسلامیدرماده 26 قانونمبارزهباموادمخدرمصوب 3/8/1367 مجازاتسنگینیبرایمرتکبینتعییننمودهاستبموجبماده 26 قانونمذکور «هرکسبهقصدمتهمکردندیگریموادمخدروآلاتوادواتاستعمالآنرادرمحلیقراردهدبهحداکثرمجازاتهمانجرممحکومخواهدشد»درتبصرهماده 142 موردیپیشبینیشدهاستکهچنانچهمرتکبینجرائممذکوردرمواد 141 و 142 مقامرسمیداشتهودرحدودصلاحیتخودمرتکبشدهباشندعلاوهبرمجازاتمقررهبهانفصالازششماهتادوسالازشغلخودنیزمحکومخواهندشدالبتهبطوریکهازمتنمادهاستنباطمیشودشرطاصلیارتکاببزهدرمحدودهصلاحیتمقامرسمیمیباشدودرغیراینصورتانفصالازششماهتادوسالدربارهویمجرینیستمثلاًاگرمامورادارهآگاهیکهمسئولیتشکشفاموالمسروقهودستگیریسارقمیباشداموالمسروقهراازرویغرضوکینهدرمنزلشخصدیگریجایدادهواورامتهمبسرقتنمایدمشمولتبصرهذیلماده 142 قانونتعزیراتخواهدشددرحالیکهاگرهمینماموربعلتاختلافاتخانوادگیخنجریازهریاسمیرادربیناشیاءیالباسهمسرشقراردادهواورامتهمبهقتلعمدیکسینمایددرحدماده 142 قانونتعزیراتقابلمجازاتاستومقرراتتبصرهماده 142 دربارهویقابلاعمالنیست.75
افترادرسایرقوانین
علاوهبرماده 140 قانونتعزیراتوموادبعدیهمانقانونافترادرسایرقوانینمدونایراننیزبهاشکالمختلفدرمواردخاصیذکرشدهاستکهاینکاجمالاًفقطبهیادآوریوذکرموادمربوطهقناعتکردهوازشرحوبسطبیشترخودداریمینمائیم.
1.افترادرقانونمبارزهباموادمخدرمصوب 1367 مجمعتشخیصمصلحتنظاماسلامی.
ماده 26 –هرکسبهقصدمتهمکردندیگریموادمخدروآلاتوادواتاستعمالآنرادرمحلیقراردهدبهحداکثرمجازاتهمانجرممحکومخواهدشد.
ماده 27 –هرگاهشخصیدیگریرابهمنظورتعقیبدرمراجعذیصلاحتعمداًوبهخلافواقعمتهمبهیکیازجرائمموضوعاینقانوننمایدبهبیستتاهفتادوچهارضربهشلاقمحکومخواهدشد..
افترادرقانونمجازاتمرتکبینقاچاق:
ماده 17 –مأمورینیکهبرخلافواقعکسیرامتهمبهارتکابجرمقاچاقکردهوموجبمزاحمتشدهباشندپسازثبوتبهجبرانخسارتیکهبراشخاصواردآوردهاندبهانفصالموقتیادائمازخدماتدولتیمحکومخواهندشدمگرآنکهبموجبقانوندیگریعملآنهامستلزممجازاتشدیدتریباشد.
افترادرقانونمطبوعاتمصوب 26/12/ 1364:
ماده 30 –انتشارهرنوعمطلبمشتملبرتهمتیاافترایافحشوالفاظرکیکیانسبتهایتوهینآمیزونظایرآننسبتبهاشخاصممنوعاستمدیرمسئولجهتمجازاتبهمحاکمقضائیمعرفیمیگرددوتعقیبجرائممزبورموکولبهشکایتشاکیخصوصیاستدرصورتاستردادشکایتتعقیبدرهرمرحلهایکهباشدمتوقفخواهدشد.
افترادرقانونراجعبهجلوگیریازاجناسممنوعالورود
مصوب 31/3/1311:
ماده 11 –ماموریندولتیکهیکیازجرمهایمذکوردراینقانونیاقوانینمربوطبهانحصارتجارتواسعارخارجیراباعلمبراینکهبرخلافواقعاستبهکسینسبتدهندبهمجازاتمفتریوانفصالابدازخدماتدولتیمحکومخواهندشد.
افترادرقانوندادرسیوکیفرارتشمصوب 1318:
انتهایماده 344 … همچنینافرادژاندارموسایرنظامیانکهبدونمدرکودلیلازلحاظاخاذیوسوءاستفادهیااغراضدیگراشخاصبیگناهراتحتتعقیبقراردادهوبرایآنهاپروندهسازینمایندمطابقموادپایینمحکومخواهندشد. اینمادهدرسال 1354 اصلاحشدودرسال 1371 باتغییراتیدرماده 57 قانونمجازاتجرائمنیروهایمسلحجمهوریاسلامیایرانجایگزینگردید.
افترادرلایحهقانونیحفظوگسترشفضایسبزدرشهرها
مصوب 1359:
ماده 8 –هرکساعمازمامورانمجریاینقانونویاسایراشخاصعالماًجرائممذکوردراینقانونرابخلافحقیقتبهکسینسبتدهدویاگزارشخلافواقعبدهدبهمجازاتحبسجنحهتاسهسالمحکوممیشودمگراینکهدرقوانینجزائیمجازاتشدیدتریپیشبینیشدهباشدکهدراینصورتبهمجازاتاشدمحکومخواهدشد. مقرراتتبصرهذیلماده 6 دراینموردنیزلازمالرعایهاست.
افتراءدرلغتبهمعنیتهمتزدنوبهدروغنسبتخیانتبهکسیدادناستودراصطلاححقوقینسبتدادننادرستارتکابجرمیاستبهشخصوبهمعنیاخصعبارتاستازاسنادصریحجرمبهدیگریبهیکیازوسائلمذکوردرقانونوعجزازاثباتصحتآن .
جرمافتراءدرتعالیممقدساسلامیسوءظندرحقدیگرانوازجملهگناهانکبیرهومخالفاخلاقدینیمعرفیشدهاستودرمسیحیتودیانتیهودوقواعداخلاقیزرتشتو . . . نیزمذموموقبحشناختهشدهاست .
منابعحقوقیجرمافتراءدرآیاتشریفهقرآنکریمبهصورمختلفذکرشدهاستمنجملهخداونددرقرآنکریممیفرماید : « ایاهلایمانازبسیارپندارهادرحقیکدیگراجتنابکنیدکهبرخیظنوپندارهاباطلوبیحقیقتومعصیتاستونیزهرگزازحالدرونیهمتجسسمکنید » ( آیه 12سورهحجرات)76
ارکانتشکیلدهندهجرمافتراء
ـرکنقانونیجرمافتراءرابهمعنیاخصدرماده 697 پیشبینیکردهوآمدهاست « هرکسبهوسیلهاوراقچاپییاخطیبوسيلةدرجدرروزنامهوجرائدیانطقدرمجامعیابههروسیلهدیگربهکسیامریراصریحاًنسبتدهدیاآنهارامنتشرنمایدکهمطابققانونآنامرجرممحسوبشودونتواندصحتاسنادراثابتنمایدجزدرمواردیکهموجبحداستبهیکماهتایکسالحبسوتا 74 ضربهشلاقیایکیازآنهاحسبموردمحکومخواهدشد . »
باتوجهبهمتنمادهآنچهکهموردتوجهقانونگذارقرارگرفتهاست .
اولاً : برایثبوتجرمافتراءبایستیفعلمثبتصورتگیرد .
ثانیاً : وسیلهارتکابموردنظراست .
ثالثاً : اسناددادهشدبایستیصراحتداشتهباشد .
مطالبزیررامیتواندرتشکیلرکنمادیجرمافتراءبیاننمود :
الف : اسنادبایستیانتسابجرمیبهدیگریباشدبرایتحققجرمافترابایدجرمیبهکسینسبتدادهشودوعملموردانتسابمیبایستطبققانونجرمتلقیشود . بنابرایننسبتدادنارتکابیکعملخلافیاتخلفاداری،انضباطیوانتظامینمیتواندافتراءتلقیشود،هرچندبعنواندیگریمثلنشراکاذیبو . . . قابلتعقیبباشدهمچنیناسنادجرمبایدصریحوروشنباشدپسنسبتهایکلیوغیرمشخصماننداینکهفلانکسجانییاآدمکشیاهرزهیافاسقاستبرایتحقجرمافتراءکافینیست .
ب : معینبودنشخصطرفاسناد : کهمیتواندصریحباشد ( ذکرنامودیگرمشخصات ) یابااشارهوعلامتشخصطرفانتسابمعینگردد ( مثلاًبگویددرمیانشماآنکهازهمهقدبلندتراست )
سؤالپیشمیآیدکهاگرافتراءنسبتبهیکشخصحقوقیصورتگیرد . مثلاًگفتهشودکهفلانمؤسسهیاشرکتیاسهامدارانآنمالمردمرادزدیدهاندچهوضعیتیپیشخواهدآمد؟
درجواببایدگفتدراینصورتجرمافتراءصورتگرفتهچونکهشخصیتحقوقیبهوسیلهشخصیااشخاصبنامهیئتمدیرهیامدیرعاملادارهمیشودکهمیتواناسنادوافتراءراباتوجهبهاقتضاءوقرائنامرمتوجهگردانندگانویاهیئتمدیرهبهشخصحقوقیدانست .
ج : وسیلهاسناد : درماده 697 وسیلهمادیجرمافتراءراتحریراوراقچاپییاخطییاانتشارآنهایادرجدرروزنامهوجرایدیانطقدرمجامعیابههروسیلهدیگرشناختهاست .
1- اوراقچاپییاخطیانواعواقسامنوشتههایخطی ( دستنویس ) ماشینی،پلیکپی،زیراکسوچاپوغیراینهاراشاملمیشود ( نوشتهدستنویسحتماًلازمنیستبهدستخطخودمفتریباشدوامضاءمفترینیزدرنوشتهعلنیشدهضرورتندارد . آنچهاهمیتدارداساساًعلنیساختنایننوشتههااست ) لازمبهذکراستاگرشخصیهزاراننسبتجرمبهفردیاافرادیدریاداشتهاوکاغذهایشبنویسدونزدخودنگهداردمادامیکهایننوشتههابهاختیاراوعلنینشدهوبرایکسیفرستادهنشدهجرمیصورتنگرفتهاست .
2- انتشاراوراق : انتشارعبارتاستازآنکهیکبرگیاهزارانبرگبردرودیوارچسباندهشودیابدستافراددادهشوديابرايآنهابههرطريقفرستادهشودنویسندهیاانتشاردهندهممکناستیکیاچندنفرباشند،اگرهمگیدرانتشاراوراقمعاونتداشتهباشند،طبعاًباتوجهبهضوابطشرکتومعاونتدرجرم ( مواد 42 و 43 قانونمجازاتاسلامی ) مسئولشناختهشدهوبهمجازاتمیرسند .77
امااگرانتشاربهنامدیگروبرخلافمیلوارادهاوباشدجرمازناحیهمنتشرکنندهشناختهخواهدشد .
3- درجدرروزنامهوجراید .
4- نطقدرمجامع : کهبوسیلهآنافترایشفاهیقابلتحققاست .
سخنرانیدرصداوسیمااگربهصورتمیزگردباشدوهمچنیناگربصورتمصاحبهوگفتوشنودچندنفرهوجمعیباشدمشمولحکممادهونطقدرمجامعمیگردد،امادرموردفیلموسینماتردیدهستاگردرموقعتهیهفیلمچندنفرحضورداشتهباشندموضوعدرحکمنطقدرمجمعاستدرغیراینصورتنمیتوانآنرانطقدرمجمعشناختمگراینکهباخواستیااطلاعوعدممخالفتکسیکهضمنفیلمافتراءزدهاستفیلمدرمعرضتماشاگرانقراردادهشود .
لازمبهذکراستباتوجهبهعبارت « یابههروسیلةدیگر»کهمقنندرقانونتعزیراتجدیداضافهنمودهمنبعدجرمافتراءباهرنوعوسیلهایصورتگیردمشمولاینمادهقرارخواهدگرفت ( حتینوارکاست،صفحهو…)
د : ابتداییوارتجالیبودناسناد : یعنیجنبهتعرضوتهاجمآزادانهوجودداشتهباشدپسنسبتدادنارتکابیکجرمازطرفکسیکهدرمقامدفاعازخوددربرابراتهامبهآنجرمافتراءمحسوب
نمیگردد . نسبتدادنیکجرمبهکسیتحتتاثیرواقداموالقاءشخصدیگرنیزارتجالیشناختهنمیشود
لازمبهذکراستکهشاهدوگواهدرمقامبیانشهادتواظهاراطلاعاگرنسبتجرمیبهدروغبدهدنیزمفترینیستوبعنوانشهادتکذبقابلپیگیریاست . اماکسیکهارتجالاًنسبتارتکابجرمیبهدیگریبدهداگردرمقامتوضیحنزدمراجعادارییاقضایینسبتهایجدیدیکهافتراءآمیزاستبههمانشخصیااشخاصدیگربدهد . نسبتهایجدیدکهدادهاستممکناستبعنوانجرائمتازهتحتعنوانتعددجرمتلقیگردد .
آیاشکایاتومتظلمانرابایدبعنوانارتجالیبودنعملمفتریقابلتعقیبومجازاتقرارداد؟جوابمنفیاستچونکهشاکیقصددفاعازخودراداشتهنهاضرارطرفرا،امااگرشاکیومتظلمدرشکایتخودعلمبهکذببودننسبتیکهدادهداشتهباشدوچنینعملیاثباتشودمتضمنافتراءاست . دراینرابطهادارهحقوقیقوهقضائیهنظريهبهمشورتیبرحسبمفادمواد 140 و 141 و 142 قانونتعزیراتبهاینشرحدادهاست . « . . . البتهاگرکسیبهمنظوراضراربهغیراکاذیبیرابهوینسبتدهدوقادربهاثباتآننباشدبعنوانمفتریقابلتعقیباست . »
هـ : عجزازاثباتصحتاسناد : اگربرایجرمموضوعاسنادقرارمنعتعقیببهعلتعدموقوعبزهیاحکمبرائتقطعیصادرشود . عجزازاثباتاسنادثابتصحتمیشودواسناددهندهمفتریشناختهمیشودامااگرقرارمنعتعقیببهعلتفقداندلیلکافیصادرگرددافتراءثابتنمیشودزیرااسناددهندهمیتوانددلیلکافیتهیهنمایدکهدادرسدادگاهمیتواندبهاسناددهندهاجازهدهدتااگرمیتوانددلایلکافیجمعآوریوارائهدهد .
درموردقرارموقوفیتعقیبهممبنایعجزازاثباتمحسوبنمیشودمثلدلیلجنونکهرسیدگیموقوفمیشود.78
مجازاتجرممفتری
درماده 697 مقننبرایجرمافتراءدونحوهاعمالمجازاتپیشبینیکردهودادرسدادگاهرامخیرنمودهکهدرصورتمصلحتیکیازآندوروشراانتخابوموردحکمقراردهدبدینطریقکهدادگاهمیتواندیامرتکبرابهیکماهتایکسالحبسوتا 74 ضربهشلاقمحکومکندیااینکهاگرشخصیتمرتکببهگونهایبودکهمیبایستدربارهاومجازاتمناسبیتعیینشودبرحسبموردیاحبستعزیریویاشلاقتا 74 ضربهموردحکمقراردهد .79
تبصرهماده 697 : اگرنشرامریدرواقعاشاعةفحشاءمحسوبشودهرچندکهبتوانصحتآناسنادراثابتکرد،امامرتکبازمجازاترهایینیافتهوبهمجازاتمقرردرفوقمحکومخواهدشد .
توضیحاًاینکه : تعقیبجرمافتراءمنوطبهشکایتشاکیخصوصییاقائممقاماوستوباگذشتشاکیتعقیبجزائیموقوفمیشود
افتراءبالفعلدرماده 699 قانونپیشبینیوگفتهشدهاست . « هرکسعالماًیاعامداًبهقصدمتهمنمودندیگریآلاتجرمویااشیاییراکهیافتشدنآندرتصرفیکنفرموجباتهاماومیگرددبدوناطلاعآنشخصدرمنزلیامحلکسبیاجیبیااشیاییکهمتعلقبهاواستبگذاردیامخفیکندیابهنحویمتعلقبهاوقلمدادنمایدودراثراینعملشخصمزبورتعقیبگرددپسازصدورقرارمنعتعقیبویااعلامبرائتقطعیآنشخص،مرتکببهحبساز 6 ماهتا 3 سالویاتا 74 ضربهشلاقمحکوممیشود.80
مرورزماندرافتراء
مرورزماندرجرمافتراءدرمقایسهباسایرجرائممستلزمتوجهودقتبیشتریاستزیرادرافتراءتعاملدوجرممطرحاست1ـجرمانتسابیبهمفتریعلیه 2ـعنوانمجرمانهافتراءکهچنینانتسابیراجرممیداند . بههمینجهتموضوعمرورزمانواینکهشروعآنبایدازتاریخانتسابجرمبهمفتریعلیهباشدیااززمانعجزمفتریازاثباتصحتاسنادموردنزاعاستکهرأیوحدترویهشماره 228-20/08/1349 بهآناختلافاتخاتمهدادهاست .« . . . . بنابراینشروعزمانجرمافتراءازتاریخقطعیتعجزازاثباتاسنادوثبوتکذبشکایتشاکیاستنهصرفاعلامشکایتاسنادبزه »81
قذف
قذفازجملهجرائمیاستکهدرقبلازانقلاباسلامیدرقوانینجزائیمستقلاًجایگاهینداشتدرماده 279 قانونمجازاتعمومیبطورمبهمنسبتبهجرائمیکهشرعاًبرایآنهاحدیتعیینشدهباشداشارهشدهبود.
ماده 279 –اگرکسیقبلازتصویبوانتشاراینقانونمرتکبعملیشدهباشدکهموافقاینقانونجنحهیاجنایتتشخیصشدهاستدرموردیتعقیبوبرطبقاینقانونمجازاتمیشودکهاولاًنسبتبهآنعملمرورزمانبرطبقاینقانونحاصلنشدهباشدثانیاًبرایعملمزبورشرعاًحدیمعینشدهباشد.
پسازپیروزیانقلاباسلامیقذفاولینباردرقانونحدودوقصاصومقرراتانمصوب 1361 ازمواد 169 تا 195 ذکرشدسپسبااصلاحاتیدرقانونمجازاتاسلامیمصوب 7/09/1370 مجمعتشخیصمصلحتنظامجایگزینگردیدقذفبموجبماده 139 قانونمجازاتاسلامیعبارتاستازنسبتدادنزنایالواطبهشخصدیگری.بنابرایندرواقعقذفنوعیافترامیباشدکهدامنهشمولآنفقطبهدوموردنسبتزناولواطمحدودمیگردد.ولیچنانچهبخواهیمدرخصوصکلیهموادمربوطبهقذفقائلبشرحوبسطشویماینبحثبهدرازاکشیدهوازظرفیتومقدوراتایننشریهخارجخواهدشد. لذااجمالاًبنحومختصردرحدیکهموردنیازمراجعقضائیاستبهتوضیحمطلبمیپردازیمسپسوجوهافتراقافتراباقذفذکرخواهدشد.قذفتنهاموردیازحدودمیباشدکهمراجعقضائیباشکایتشاکیخصوصیواردرسیدگیمیشوند. مثلاًدرخوردنمسکریاقوادیاقرارمرتکبیاگزارشمامورینکشفجرمیاشهادتشهودجهترسیدگیمراجعقضائیکفایتمیکندلیکندرموردقذفنیازبهشکایتشاکیخصوصیداردالبتهبطوریکهدرماده 139 قانونمجازاتاسلامیذکرشدهمطلقنسبتدادنزنایالواطبهشخصدیگریبرایتحقققذفکافیاستلیکنمداخلهمراجعقضائیاحتیاجبهاعلامشکایتداردزیرادرتبصرهیکماده 140 قانونمجازاتاسلامیمقررشده « اجرایحدقذفمنوطبهمطالبهمقذوفاست» وبازدربند 3 ماده 161 همانقانونآمدهکهچنانچهقذفشوندهیاهمهورثهاوقذفکنندهراعفونمایندحدقذفساقطمیشودبنابراینباعنایتبهتبصره 2 ماده 8 قانونآئیندادرسیکیفریچونجرائمقابلگذشتجزباشکایتشاکیخصوصیقابلتعقیبنیستندبهنظرمیرسدکهدرقذفنیزشکایتشاکیالزامیباشد.درقذفزنایالواطبایستیصریحاًبهشخصنسبتدادهشودواگرسایرفعلهایحرامازقبیلمساحقهرابهشخصینسبتبدهندازشمولمحدودهقذفخارجبودهومرتکبتعزیرمیگرددوبازلازماستکهقادفبهمعنایلفظآگاهبودهونسبترابطورروشنوبدونابهامذکرکندوقوفشنوندهبهمعنایلفظشرطنیستوصرفاطلاعقاذفبهمعنایلفظکفایتمیکندنکتهدیگریکهدراینجاحائزاهمیتمیباشداینستکهمستنبطازواژههایلفظوشنوندهدرماده 141 قانونمجازاتاسلامیبهنظرمیرسدنسبتلواطوزنابایستیشفاهاًدادهشودونسبتکتبیجهتاحرازقذفکافینیستدربقیهموادنیزهمیشهاشارهبهگفتنوشنیدنشدهاستودرجائیذکریازکتابتواسنادازطریقکتبیبهمیاننیامدهاست.بنابراینچنانچهگفتهشدصراحتدرانتسابازارکانمهممتشکلهبزهقذفمیباشدوهرگونهابهاموشکدرانتسابموجبعدمثبوتحدخواهدشدبنابرتوضیحیکهدرتبصرهذیلماده 142 قانونمجازاتاسلامیذکرشدهاستاگرکسیبهفرزندمشروعخودبگویدتوفرزندمننیستیوقرینهایدربینباشدکهمنظورقذفنیستحدثابتنمیشوداحتمالداردمنظورگویندهاینباشدکهچونازنظرعلمودانشویازوربازومانندمننیستیلذافرزندمننمیباشی.82
درماده 145 همانقانونموضوعدرشکلدیگریتوضیحدادهشدهاستبموجباینمادهاگرکسیبزنشبگویدتوباکرهنبودیچونمطلقادایاینجملهمؤیدزنایزندرقبلازازدواجنیستلذاموجبمحکومیتگویندهبهحدقذفنخواهدبودزیراازالهبکارتدراثرافتادنازبلندینیزممکناستوبموجبمادهمزبورگویندهفقطازجهتاینکهباعثاذیتشنوندهشدهاستبه 74 ضربهشلاقمحکومخواهدشد.83
شرایطقاذف (قذفکننده) ومقذوف (قذفشنونده):
صرفنظرازکیفیتنسبتدادنزناولواطکهفوقاًبهآناشارهشدجهتثبوتشرعیحدقذفبرایشخصقاذفونیزمقذوفشرایطیلازماستکهبدونوجودشرایطمذکورحدثابتنمیشوداولاًقاذفبایستیبالغباشدیعنیبسنبلوغرسیدهباشدثانیاًعاقلباشدبنابراینقذفازناحیهصغیروسفیهومجنونموجبحدنمیگرددثالثاًقاذفمختارباشدیعنیدراثرتهدیدواجباروعنفازرویاکراهوناچاریشخصیراقذفنکردهباشدبلکهازرویمیلباطنیوبخواستشخصیخودمرتکبقذفشودرابعاًدارایقصدباشدیعنیواقعاًقصدونظرشبرانتسابزناولواطبطرفمقابلباشداغلبدیدهمیشودکهدرحیننزاعودرگیریطرفینبدوناینکهنیتقذفداشتهباشندازرویعصبانیتوخشمطرفمقابلرازناکاریالواطکارخطابمیکننددراینجاگویندهدرواقعبقصدفحاشیوهتاکیچنینالفاظیراادامیکندوقصدونیتقذفنداردبنابرایندرچنینموردیحدقذفثابتنمیشوددرخصوصشخصمقذوفنیزقانونگذارقائلبوجودشرایطیشدهاست:
اولاًقذفشوندهبایدلالغباشدثانیاًعاقلباشدثالثاًمسلمانباشد.بنابراینباقذفغیرمسلمانحدثابتنمیشودوماده 147 قانونمجازاتاسلامیدرتوضیحاینمطلبمقررداشتههرگاهیکفردبالغوعاقلشخصینابالغیاغیرمسلمانراقذفکندتا 74 ضربهشلاقتعزیرمیشود.رابعاًمقذوفبایستیعفیفباشدواژهعفیفدرمعنایلغویبهافرادپاکدامنوپرهیزکاراطلاقمیشودودرعرفنیزبههمینمفاهیمتعبیرمیگردد. درقانونمجازاتاسلامیتعریفخاصیازکلمهعفیفبعملنیامدهاستلیکنبموجبماده 148 همانقانوناگرقذفشوندبهآنچهبهاونسبتدادهشدهاستتظاهرنمایدقذفکنندحدوتعزیرندارد.بنابراینهرچندحدومرزخاصیبرایشخصعفیفوغیرعفیفوجودنداردلیکنازمفهومماده 148 چنیناستنباطمیشودکهعفیفبهشخصیاطلاقمیگرددکهتظاهربهفسقوفجورنکندبنابراینکسیکهدرمجالسومجامعازروابطخودبازنانمتعدددادسخندادهوزناوارتکابفعلحرامراجزوافتخاراتخودذکرمیکندنسبتزنایالواطبهچنینشخصیحدوتعزیرندارد. دواستثنایدیگرنیزدرخصوصعدمثبوتحدبلحاظشخصیتمقذوفدرقانونمجازاتاسلامیپیشبینیشدهاستکهذیلاًبذکرآنهامیپردازیم.
الف. اگرپدریاجدپدریفرزندشراقذفکندتعزیرمیشود ( تبصرهماده 149) باعنایتبهاینکهدرخودماده 149 قذفخویشاونداننسبتبهیکدیگرازمواردمحکومیتبهحدذکرگردیدهاستدرواقعقذفپدرویاجدپدرینسبتبهفرزندازجهاتاستثنائیمیباشدکهمجازاتتعزیریدارد.
ب. درخصوصقذفهمسرمتوفی–بموجبماده 150 قانونمجازاتاسلامیهرگاهمردیهمسرمتوفیخودراقذفکندوآنزنجزفرزندهمانمردوارثینداشتهباشدحدثابتنمیشود. دراینجادونکتهحائزاهمیتوتذکرمیباشداولاًقذفنسبتبههمسرمتوفیموجبحداست. ثانیاًچنانچهآنزنورثهایجزفرزندقاذفنداشتهباشدحدثابتنمیشود. بنابرایناگرزنفوتشدهقبلازازدواجباقاذفبامرددیگریازدواجکردهوازاونیزصاحبفرزندیباشدچنانچهفرزنداخیرالذکرتقاضایقذفناپدریخودرابنمایدبموجبقسمتآخرماده 150 حدثابتمیشود.
طرقاثباتقذف:
قذفازدوطریققابلاثباتمیباشد:
بادوباراقرارقاذفکهایناقراردرصورتینافذاستکهاقرارکنندهبالغوعاقلومختارودارایقصدباشدچوندربارهاینشرایطدربحثمربوطبهقاذفتوضیحلازمدادهشدهاستلذانیازیبهتکرارمطالبنیست.
باشهادتدومردعادل: درخصوصکیفیتادایشهادتتوضیحیدربابقذفدادهنشدهاستوظاهراًبایستیبهضوابطوشرایطمندرجدربابشهادتوگواهیمراجعهکرد. درموردلفظعادلنیزدربابپنجم (قذف) تعریفخاصینشدهاستعدالتعبارتازاستقامتعملیدردرستکاریوترکمعاصیمنتهیباداشتنملکهعدالت.بنابراینبهفردیکهاساساًفعلکبیرهمرتکبنشدهولیفاقدملکهباشدعادلگفتهنمیشود. اینقولرابهصدوقرهنسبتدادهاندشیخمفیددرمقنعهگفتهعادلکسیاستکهمعروفبهدیانتوتقویبودهودرضمنازمحارمخدانفسخودرانگهدارد. ازابیالصلاحنقلشدهکهعدالتبهبلوغوکمالعقلوایمانواجتنابازقبائحثابتمیشود.
اینقولازابنادریسدرسرائرنقلشدهاستعینعبارتسرائرچنیناست:
حدّالعدلهوالذیلایخلّبواجبولایرتکبقبیحاً
طرفدارانایننظریهعقیدهخودراباعباراتدیگرینیزبیانکردهاندبدینشرحکهعدالتعبارتازاجتنابکبائروعدماصراربرصغایراست.
حسبتعبیرمشهورازعلامهحلّیوبعدازاوعدالتکیفیتیاستنفسانیکهباعثملازمتانسانبهتقویمیشود.84
وجوهافتراقافتراوقذف
دربدوامروجوهتشابهمتعددیبینافتراوقذفمشاهدهمیشودزیرادرهردوموردجرمیبهکسینسبتدادهشدهونسبتدهندهعاجزازاثباتادعایخودمیباشدوبازدرهرموردصراحتدرانتسابومعینبودنشخصمتهمونیزسوءنیتنسبتدهندهازارکانمتشکلهجرماستوچنانچهمداقهبیشتریدرهردوموردبعملآیدشایدوجوهاشتراکوتشابهدیگرینیزمشخصومعینبشودلیکنفیمابینافتراوقذفوجوهافتراقزیادیملاحظهمیگرددکهاینکباذکرآنهابهبحثخودخاتمهمیدهیم.1. ازجهتموضوعقذفمنحصرومحدودبهدوموردنسبتدادنزناولواطاستلیکنافترابهنسبتدادنهرامریکهمطابققانونجرممحسوبمیشوداطلاقمیگرددیعنیبهغیرزناولواطانتساببقیهجرائممقرردرقانونتحتپوششافتراقرارمیگیرند.2. افترابوسیلهاوراقچاپییاخطییاانتشارآنهایادرجدرروزنامهوجرائدمحققمیشودلیکنقذفبایدبهلفظباشدبنابراینباکتابتواوراقچاپیمحققنمیشودالبتهماده 139 قانونمجازاتاسلامیبهانتسابزنایالواطبهشخصدیگریبسندهکردهوصریحاًطرقنسبتدادنبوسیلهلفظیاکتابترامشخصننمودهاستلیکنچوندرماده 141 چنینآمدهکهنسبتدهندهبهمعنایلفظآگاهباشدگرچهشنوندهمعنایآنرانداندودربقیهموادنیزکلّاًکلماتگویندهوشنوندهقیدشدهاستودرهیچمادهایاشارهبهکتابتنگردیدهاستبنابقاعده«الحدودتدرابالشبهات»استفادهمیشودکهنسبتقذفبالفظوتکلمممکناستوازطریقانتسابکتبیوچاپیمحققنمیگردد.ازلحاظمجازاتدرخصوصقذفهشتادضربهتازیانهقابلکاهشنیستومقدارآنحتیباکیفیاتمخففهنیزثابتاستدرحالیکهدرافترامجازاتبارعایتمواردمخففهقابلکاهشوحتیتبدیلبهمجازاتخفیفترمیباشد.ثبوتقذفبادوباراقراروباشهادتدومردعادلاستوحالآنکهثبوتافترامقیدبهایندودلیلخاصنبودهوباعجزنسبتدهندهازصحتامورمنتسبهمحققمیگردد.درقذفمسلمانبودنوعفیفبودنمقذوفشرطشدهاستدرحالیکهدرافترابهکسیامریصریحاًنسبتدادهشودکهمطابققانونآنامرجرمباشدنسبتدهندهمفتریخواهدبودبدوناینکهمسلمانبودنیاعفیفبودنطرفشرطتحققبزهباشد.درقذفاگرپدریاجدپدریفرزندشراقذفکندحدثابتنمیشوددرحالیکهاگرپدریبهفرزندخودجرمیرانسبتدادهوازاثباتآنعاجزگرددافترامحققمیشودوباشکایتفرزندپدرقابلتعقیبکیفریمیباشد.ازجهتتکرارجرمبزهافتراهرچندبارهمتکرارشوددرحدضوابطکلیمقرردرماده 48 قانونمجازاتاسلامیتشدیدمیگردددرحالیکهدرقذفدرمرتبهچهارمقاذفکشتهمیشود.درتعددجرمافترابفرضمتعددبودنچوننوعاًمختلفنیستباتوجهبهماده 47 قانونمجازاتاسلامیتعددبزهمیتواندازعللمشددهباشدوفقطیکمجازاتتعیینمیگردد. ولیچنانچهشخصبهچندسببمانندزناولواطقذفشودچندحدثابتمیشود.باتوجهبهمیزانمجازاتمحکمهصالحبرایرسیدگیبهجرمافترادادگاهکیفری 2 میباشدوحتیمواردمشددهمانندتعددوتکرارازدادگاهکیفری 2 نفیصلاحیتنمیکندولیدرقذفچنانچهشخصبرایبارچهارممرتکبجرممزبورشودچونمجازاتبارچهارماعداماستبنابراینمحکمهصالحهبرایرسیدگیبهاتهامدادگاهکیفرییکخواهدبود.85
مبحث پنجم : جرمنشراكاذيبدرسايرقوانين
ماده 78 قانونمجازاتجرايمنيروهايمسلحمصوب 82 :
«هرنظاميبهمناسبتانجاموظيفهعمداًگزارسيبرخلافواقعبهفرماندهانياديگرمقاماتمسئولبدهدوياحقايقراكتماننمايدوياباسوءنيتگزارشيباتغييرماهيتيابهطورناقصارائهدهدوياعمداًجرايمارتكابيكاركنانتحتامرخودرابهمقاماتذيصلاحگزارشندهدوياگزارشانجلوگيرينمايدياگزارشهاوجرايمرابهموقعاعلامنكندبهترتيبزيرمحكومميشود :
الف: چنانچهاعمالفوقموجبشكستجبههاسلامياتلفاتجانيگرددبهمجازاتمحارب
ب: درصورتيكهموضوعبهامورجنگييامسائلامنيتداخليياخارجيمرتبطباشدبهحبسازدوسالتاپنجسال
ج: درسايرمواردبهاستثنايموارديكهصرفاًتخلفانظباطيمحسوبميشودبهحبسازسهماهتايكسال
تبصره (1) : چنانچهاعمالمذكورموجبخسارتماديگرددمرتكبعلاوهبرمجازاتفوقبهجبرانخسارتواردهنيزمحكومخواهدشد .
تبصره (2): هرگاهاعمالمورداشارهدربندهايبوجاينمادهدراثربيمبالاتيوسهلانگاريباشددرصورتيكهموجبجنايتبرنفسيااعضاشدهباشدبهنصفحداقلتانصفحداكثرمجازاتهايمزبورمحكومخواهدشدودرغيراينصورتطبقآييننامهانظباطيعملميشودپرداختديهبرطبقمقرراتدياتميباشد .» 86
مبحث ششم : مطلق یا مقید بودن جرم نشر اکاذیب
نشراکاذیبازجرایممطلقاستوتحققآنموکولبهوقوعنتیجهضرریاتشویشنیست .
دراظهاراکاذیب : اعمالمعینیبهشخصیااشخاصنسبتدادهنمیشودبلکهاخباریامطالببیاساسبهطورکلیاظهارمیشود .
عناویننشراکاذیبیااشاعهاکاذیبکهبرگرفتهازمتنماده 698 ق.م. اوشاملهردومصداقاعمالمجرمانهجرماظهاراکاذیبوجرمانتساباعمالخلافحقیقتبهدیگراناست.87
مبحث هفتم : تطبیقجرمنشراکاذیبباموادعمومیقانونمجازاتاسلامیجدید
دراینفصلسعیشدهاستجرمنشراکاذیبباموادعمومیقانونجدیدموردبررسیقرارگیرد.
گفتار اول: قابلگذشتبودنیاغیرقابلگذشتبودنجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
ماده 104 قانونمجازاتاسلامیبیانمیدارد:
علاوهبرجرائمتعزیریمندرجدرکتابدیاتوفصلحدقذفاینقانونوجرائمیکهبهموجبقوانینخاصقابلگذشتمیباشند،جرائممندرجدرقسمتاخیرمواد 596-608-622 – 632 – 633 – 642- 648- 668- 669- 676- 677- 679- 682- 684- 685- 690- 692- 694- 697- 698- 699- 700 ازکتابپنجمتعزیراتنیزقابلگذشتمحسوبمیشوند.
درماده 100 قانونمجازاتاسلامیجرائمقابلگذشتتعریفشدهاست.
ماده 103 ق. م. ا 1392:چنانچهقابلگذشتبودنجرمیدرقانونتصریحنشدهباشد،غیرقابلگذشتمحسوبمیشود،مگراینکه 1- ازحقالناسبوده. 2- شرعاًقابلگذشتباشد.
باتوجهبهاینکهکلیهجرائمواجدجنبهعمومیهستند. قانونگذاربرهمیناساساصلرابرغیرقابلگذشتبودنجرایمگذاشتهاست.
طبقتبصره 2 ماده 100 ق. م. اجرائمغیرقابلگذشت : جرائمیمیباشندکهشکایتشاکیوگذشتویدرشروعبهتعقیبورسیدگیوادامهآنهاواجرایمجازاتتاثیریندارد.
.
گفتار دوم :تکمیلییاتبعیبودنجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
ماده 23- دادگاهمیتواندفردیراکهبهحدقصاصیامجازاتتعزیریازدرجهششتادرجهیکمحکومکردهاست،بارعایتشرایطمقرردراینقانون،متناسبباجرمارتکابیوخصوصیویبهیکیاچندمجازاتازمجازاتهایتکمیلیزیرمحکومنماید:
الف- اقامتاجباریدرمحلمعین.
ب- منعازاقامتدرمحلیامحلهایمعین.
پ- منعازاشتغالبهشکل،حرفهیاکارمعین.
ت- انفصالازخدماتدولتیوعمومی.
ث- منعازرانندگیباوسایلنقلیهموتوریویاتصدیوسایلموتوری.
ج- منعازداشتندستهچکویااصداراسنادتجارتی.
چ- منعازحملسلاح.
ح- منعازخروجاتباعایرانازکشور.
خ- اخراجبیگانگانازکشور.
د- الزامبهخدماتعمومی
ذ- منعازعضویتدراحزاب،گروههاودستجاتسیاسییااجتماعی.
ر- توقیفوسایلارتکابجرمیارسانهیاموسسهدخیلدرارتکابجرم.
ز- الزامبهیادگیریحرفه،شغلیاکارمعین.
ژ- الزامبهتحصیل
س- انتشارحکممحکومیتقطعی.
تبصره 1- مدتمجازاتتکمیلیبیشازدوسالنیست،مگردرمواردیکهقانونبهنحودیگریمقررنماید.
تبصره 2- چنانچهمجازاتتکمیلیومجازاتاصلیازیکنوعباشد،فقطمجازاتاصلیموردحکمقرارمیگیرد.
تبصره 3- آییننامهراجعبهکیفیتاجرایمجازاتتکمیلیظرفششماهازتاریخلازمالاجراءشدناینقانونتوسطوزیردادگستریتهیهمیشود،وبهتصویبرئیسقوهقضائیهمیرسد.
مواردصدورحکمبهمجازاتهایتکمیلی،محصوردرجرایمحدی،قصاصومجازاتتعزیریازدرجهششتادرجهیکشدهاست.
باتوجهبهمتنمادهبهایننتیجهمیرسیمکهمقننازکلمه « میتواند»استفادهنمودهاست؛بنابرایندادگاهتکلیفواجباریدرخصوصصدورحکمبهمجازاتهایتکمیلیندارد؛ازاینرومجازاتمقرردراینمادهازنوعمجازاتاختیاریاستوبنابهاصلفردیکردنمجازاتهاقاضیمخیردراعمالآناست.
ماده 24- چنانچهمحکومطیمدتاجرایمجازاتتکمیلی،مفادحکمرارعایتننماید،دادگاهصادرکنندهحکمبهپیشنهادقاضیاجرایاحکام،برایباراولمدتمجازاتتکمیلیمندرجدرحکمراتایکسومافزایشمیدهد؛ودرصورتتکرار،بقیهمدتمحکومیترابهحبسیاجزاینقدیدرجههفتیاهشتتبدیلمیکندهمچنینبعدازگذشتننیمیازمدتمجازاتتکمیلی،دادگاهمیتواندباپیشنهادقاضیاجرایحکم،درصورتاطمینانبهعدمتکرارجرمواصلاحمجرم،نسبتبهلغویاکاهشمدتزمانمجازاتتکمیلیویاقدامکند.
تکرارتخلفازسویمحکومعلیه؛دراینحالتمدتمحکومیتبهحبسیاجزاینقدیدرجههفتیاهشتتبدیلخواهدشد.
ماده 25- محکومیتقطعیکیفریدرجرائمعمدی،پسازاجرایحکمیاشمولمرورزمان،درمدتزمانمقرردراینمادهمحکومراازحقوقاجتماعیبهعنوانمجازاتتبعیمحروممیکند:
الف- هفتسالدرمحکومیتبهمجازاتهایسالبحیاتوحبسابدازتاریختوقفاجرایحکماصلی.
ب- سهسالدرمحکومیتبهقطععضو،قصاصعضودرصورتیکهدیهجنایتواردشدهبیشازنصفدیهمجنیعلیهباشد،نفیبلدوحبستادرجهچهار.
پ- دوسالدرمحکومیتبهشلاقحدی،قصاصعضودرصورتیکهدیهجنایتواردشدهنصفدیهمجنیعلیهیاکمترازآنباشدوحبسدرجهپنج.
تبصره1- درغیرمواردفوق،مراتبمحکومیتدرپیشینهکیفریمحکومدرجمیشود؛لکندرگواهیهایصادرهازمراجعذیربطمنعکسنمیگردد،مگربهدرخواستمراجعقضائیبرایتعیینیابازنگریدرمجازات.
تبصره 2- درموردجرائمقابلگذشتدرصورتیکهپسازصدورحکمقطعیباگذشتشاکییامدعیخصوصی،اجرایمجازاتموقوفشوداثرتبعیآننیزرفعمیشود.
تبصره 3- درعفووآزادیمشروط،اثرتبعیمحکومیتپسازگذشتمدتهایفوقاززمانعفویااتماممدتآزادیمشروطرفعمیشود. محکومدرمدتزمانآزادیمشروطوهمچنیندرزماناجرایحکمنیزازحقوقاجتماعیمحروممیگردد.
ماده 26 قانونمجازاتاسلامی،بهاحصایحقوقاجتماعیپرداختهاست.
بندهایسهگانهفوق،درگواهیهایصادرهازمراجعذیربطمنعکسمیگردد.
درزماناجرایحکمنیزمحکومازحقوقاجتماعیمحرومخواهدبود.
گفتار سوم: شرکتدرجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
ماده 125- هرکسباشخصیااشخاصدیگردرعملیاتاجرائیجرمیمشارکتکندوجرم،مستندبهرفتارهمهآنهاباشدخواهرفتارهریکبهتنهاییبرایوقوعجرمکافیباشدخواهنباشدوخواهاثرکارآنانمساویباشدخواهمتفاوت،شریکدرجرممحسوبومجازاتاومجازاتفاعلمستقلازجرماست. درموردجرائمغیرعمدینیزچنانچهجرم،مستندبهتقصیردویاچندنفرباشد. مقصران،شریکدرجرممحسوبمیشوندمجازاتهریکازآنان،مجازاتفاعلمستقلآنجرماست.
تبصره–اعمالمجازاتحدودقصاصودیاتدرموردشرکتدرجنایتبارعایتموادکتابهایدوم،سوموچهارماینقانونانجاممیگیرد.
شرکتدرجرم،بهمعنایهمکاریدویاچندنفردرعنصرمادیجرماست،بهطوریکهجرممستندبهرفتارهمهآنهاباشد. همکارانراشریکدرجرموفعلآنانراشرکتدرجرممینامند.
برایتحققشرکتدرجرممیبایستیدرعینحالکهعلمواطلاعازماهیتفعلمجرماندرشرکاوجوددارد،مشارکتدرعملیاتاجراییجرمنیزمحققگردد.
درجرایمغیرعمدینیزهمانندمقررهایسابق ( ماده 42) شرکتدرجرمپذیرفتهشدهاستالبتهمشروطبهآنکهتقصیرمستندبهرفتارشرکاباشد. درقانونسابقاینگونهآمدهاستکهدرموردجرایمغیرعمدی ( خطایی) کهناشیازخطایدونفریابیشترباشد،مجازاتهریکازآنهانیزمجازاتفاعلمستقلخواهدبود.
باتوجهبهتبصرهماده،بایدمقرراتشرکتدرجرمراناظربهجرایمتعذیریبدانیم؛بنابرایندرسایرجرایمبایدبهابوابخاصآنجرایمرجوعکرد. ( ازجملهمواد 368 بهبعدقانونمجازاتاسلامی)
حالاگرافرادیباهمکارییکدیگرمصادیقجرایمنشر اکاذیب رایانه ای رامرتکبشوندوجرممستندبهتقصیرهمهآنهاباشد،شریکدرجرممحسوبشدهومجازاتاو،مجازاتفاعلمستقلآنجرممیباشد. مثلاًهرگاهکسیموادسمیتهیهکندومقداریرادرآبرودخانهبریزدوشخصدیگردرریختناینموادبهاوکمککندوشخصدیگراقدامبهجمعآوریماهیهایمردهازرودخانهکند،همگیشریکدرجرمنشر اکاذیب رایانه اینمودهاندومجازاتهریک،مجازاتفاعلمستقلخواهدبود.
گفتار چهارم: معاونتدرجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
ماده 126- اشخاصزیرمعاونجرممحسوبمیشوند:
الف–هرکس،دیگریراترغیب،تهدید،تطمیع،یاتحریکبهارتکابجرمکندیابادسیسهیافریبیاسوءاستفادهازقدرت،موجبوقوعجرمگردد.
ب- هرکسوسایلارتکابجرمرابسازدیاتهیهکندیاطریقارتکابجرمرابهمرتکبارائهدهد.
پ- هرکسوقوعجرمراتسهیلکند.
تبصره- برایتحققمعاونتدرجرم،وحدتقصدوتقدمیااقترانزمانیبینرفتارمعاونومرتکبجرمشرطاست. چنانچهفاعلاصلیجرم،جرمیشدیدترازآنچهمقصودمعاونبودهاستمرتکبشود،معاونبهمجازاتمعاونتدرجرمخفیفترمحکوممیشود.
معاونجرمکسیاستکهبدونآنکهخودشدرعنصرمادیجرمدخالتداشتهباشد،بارفتارخودعمداًوقوعجرمراتسهیلکردهیامباشررابهارتکابآنبرانگیختهاست.
درصورتیکهدرشرعیاقانون،مجازاتدیگریبرایمعاونتعییننشدهباشد،مجازاتویبهشرحزیراست:
الف) درجرائمیکهمجازاتقانونیآنهاسلبحیاتیاحبسدائماست،حبستعزیریدرجهدویاسه.
ب) درسرقتحدیوقطععمدیعضو،حبستعزیریدرجهپنجیاشش.
پ) درجرائمیکهمجازاتقانونیآنهاشلاقحدیاستسیویکتاهفتادوچهارضربهشلاقتعزیریدرجهشش.
ت) درجرائمموجبتعزیریکتادودرجهپایینترازمجازاتجرمارتکابی.
تبصره 1- درموردبند ( ت) اینمادهمجازاتمعاون،ازنوعمجازاتقانونیجرمارتکابیاست؛مگردرموردمصادرهاموال،انفصالدائموانتشارحکممحکومیتکهمجازاتمعاونبهترتیبجزاینقدیدرجهچهار،ششوهفتاست.
تبصره 2- درصورتیکهبههرعلتقصاصنفسیاعضواجراءنشود،مجازاتمعاونبراساسمیزانتعزیرفاعلاصلیجرم،مطابقبند ( ت) اینمادهاعمالمیشود.
درجرایممستوجبتعزیر،مجازاتمعاونهمسنخمجازاتمباشرخواهدبود،بااینوجوددرمواردیکهمجازاتمباشرمصادرهاموال،انفصالدادموانتشارحکممحکومیتاست،مجازاتقابلاعمالبرمعاون،جزاینقدیمیباشد.
معاونتدرجرمنشر اکاذیب رایانه ای نیزمیتواندصادقباشد. یعنیاگرشخصیفرددیگریراترغیبکندبهیکیازمصادیقنشر اکاذیب رایانه ای یابااعمالنفوذوفشاراوراتهدیدنمایدیابادادنوعدهووعیدومبالغیامزایاییاوراتطمیعیاتحریکنمایدمعاونجرمقلمدادخواهدشد.مطابقبند « ت » ماده 137 قانونمجازات،مجازاتمعاونجرمنشر اکاذیب رایانه ای کهدرجهششاست،یکتادودرجهتقلیلمییابدوپایینترمیشود.
گفتار پنجم : تعددجرمنشراکاذیبدرجرایمرایانهای
ماده 131- درجرائمموجبتعزیرهرگاهرفتارواحد،دارایعناوینمجرمانهمتعددباشدمرتکببهمجازاتاشدمحکوممیشود.
حکمتعددجرماختصاصبهجرایممستوجبتعزیردارد؛موادبعدتکلیفتعددجرمدرمابقیجرایمرامعینکردهاست.هرگاهفعلمادیمرتکبجرمنشر اکاذیب رایانه ای عناوینمجرمانهخاصیداشتهباشد،مرتکببهاشدمجازاتمحکومخواهدشد.
حکمتعددجرماختصاصبهجرایممستوجبتعزیردارد؛موادبعدتکلیفتعددجرمدرمابقیجرایمرامعینکردهاست.هر گاه فعل مادی مرتکب جرم نشر اکاذیب رایانه ای عناوین مجرمانه خاصی داشته باشد،مرتکب به اشد مجازات محکوم خواهد شد
مبحثششم: موقعيتجرايمنشراکاذیبدرجرایمرایانهایازنظرمطلقومقيدبودن
معمولاًجرايمراازجهتتحققنتيجةجرمبهدوقسمتقسيمكردهاند.
1- جرايمي‌كهتحققآنهامنوطومقيدبهحصولنتيجةموردنظرجرماست،اينجرايمراجرايممقيدناميدهاندمانندجرمقتلكهباسلبحياتازمجنيعليهتحققمي‌يابد.
2- جرايمي‌كهتحققآنهامنوطبهحصولنتيجهموردنظرمجرمنيستبهعبارتديگر،قانونبهنتيجةاحتماليجرمتوجهنداشتهونفسعملارتكابيرابدونتوجهبهنتيجةآنجرمكاملدانستهاست. اينقبيلجرايمراجرايممطلقناميدهاند. بنابراينجرايممطلقآندستهازجرايمندكهصرف‌نظرازهدفومقصودِمرتكبوحتيقبلازحصولنتيجةموردنظر،مستحقمجازاتجرممي‌باشند.
با توجه به موارد بیان شده،این جرم از زمره جرایم مطق می باشد.
گفتار ششم :تخفیف مجازات
ماده 37- در صورت وجود یک یا چند جهت از جهات تخفیف، دادگاه می تواند مجازات تعزیری را به نحوی که به حال متهم مناسب تر باشد به شرح ذیل تقلیل دهد یا تبدیل کند:
الف- تقلیل حبس به میزان یک تا سه درجه.
ب- تبدیل مصادره اموال به جزای نقدی درجه یک تا چهار.
پ- تبدیل انفصال دائم به انفصال موقت به میزان پنج تا پانزده سال.
ت- تقلیل سایر مجازات های تعزیری به میزان یک یا دو درجه از همان نوع یا انواع دیگر.
تخفیف یا تبدیل مجازات محصور در جرایم تعزیری شده است.
مقنن تخفیف و تبدیل را در کنار هم آورده است و دادگاه را مخیر در اعمال آن نموده است بنابراین دادگاه رسیدگی کننده الزامی به اعمال مقررات تخفیف و تبدیل نخواهد داشت.
نسبت به مقرره ی سابق بر این ( ماده 22 قانون مجازات اسلامی سابق) که قانون گذار حد و حصر معینی از نظر کمیت، جهت تخفیف و تبدیل لحاظ نکرده بود؛ در این ماده صراحتاً میزان تخفیف و تبدیل بیان شده است.
ماده 38- جهات تخفیف عبارتند از:
الف- گذشت شاکی یا مدعی خصوصی.
ب- همکاری موثر متهم در شناسایی شرکا یا معاونان، تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا به کار رفته برای ارتکاب آن.
پ- اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم، از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم.
ت- اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی.
ث- ندامت، حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت یا بیماری.
ج- کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم، یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن.
چ- خفیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم.
ح- مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرم.
تبصره 1- دادگاه مکلف است جهات تخفیف مجازات را در حکم خود قید کند.
تبصره 2- هرگاه نظیر جهات مندرج در این ماده در موارد خاصی پیش بینی شده باشد، دادگاه نمی تواند به موجب همان جهات، مجازات را دوباره تخفیف دهد.
بایستی توجه داشت که درست است که قانونگذار صرفاً از جهات تخفیف در صدر ماده یاد کرده است ولی این امر به معنای نفی تبدیل نیست و لذا جهات تبدیل مجازات نیز همین موارد است و تبدیل مجازات به نوعی خود تخفیف مجازات است.
مشابه تبصره یک و دو ماده فوق در قانون سابق مجازات اسلامی طی تبصره 1 و 3 ماده 22 وجود داشت.
تبصره یک ماده فوق، دادگاه را مکلف به قید جهات تخفیف مجازات در حکم نموده است، با این حال ضمانت اجرای تخلف از این تکلیف را مقرر نداشته است.
باتوجهبهماده 38 ق.م. ااگرشخصیکهبهمرتکب جرم نشر اکاذیب رایانه ای شده درشناساییشرکایامعاونان،تحصیلادلهو … بکوشد،وهمچنینرعایتبندهایدیگراینمادهازمزایایتخفیفمجازاتاستفادهنماید. مطابقبندالفماده 37 مجازاتحبستا 1 سال،بهمیزان 1 تا 3 درجهتقلیلمییابد.یعنیممکناستمجازاتشازدرجهششبهدرجههفتتادهتنزلیابد.
گفتار هفتم :تعویق صدور حکم
ماده 40- در جرائم موجب تعزیر درجه شش تا هشت دادگاه می تواند پس از احراز مجرمیت متهم با ملاحظه وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی و سوابط و اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب جرم گردیده است، در صورت وجود شرایط زیر صدور حکم را به مدت شش ماه تا دو سال به تعویق اندازد:
الف- وجود جهات تخفیف.
ب- پیش بینی اصلاح مرتکب.
پ- جبران ضرر و زیان یا برقراری ترتیبات جبران.
ت- فقدان سابقه کیفری موثر.
تبصره – محکومیت موثر، محکومیتی است که محکوم را به تبع اجرای حکم، بر اساس ماده (25) این قانون از حقوق اجتماعی محروم می کند.
مطابق ماده فوق تعویق صدور حکم، تنها در جرایم مستوجب تعزیر از درجه شش تا هشت قابل اعمال است.
حالدادگاهمیتواندمجرمیکهجرمنشر اکاذیب رایانه ایرامرتکبشدهاستصدورحکمشراتعویقکند. بهنظربندهباتوجهبهاهمیتاینجرم،همچنینجنبهعمومیآنبهتراستقاضیتاحدامکانازتسامحتخفیفیاتعویقدرصدورحکمجلوگیریکند.حالاگرمجرماظهارندامتنمایدودراصلاحوجبراناعمایزیانبارخودبکوشددادگاهمیتواندجهاتتخفیفرالحاظنماید
گفتار هشتم :تعلیق اجرای مجازات
ماده 46- در جرائم تعزیری درجه سه تا هشت دادگاه می تواند در صورت وجود شرایط مقرر برای تعویق صدور حکم، اجرای تمام یا قسمتی از مجازات را از یک تا پنج سال معلق نماید. دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری نیز پس از اجرای یک سوم مجازات می تواند از دادگاه صادر کننده حکم قطعی، تقاضای تعلیق نماید. همچنین محکوم می تواند پس از تحمل یک سوم مجازات، در صورت دارا بودن شرایط قانونی، از طریق دادستان یا قاضی اجرای احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.
جرایم مستوجب تعلیق اجرای مجازات، محصور در جرائم تعزیری درجه سه [پیش از اصلاح درجه شش بود] تا هشت گردیده است.
همچون قرار تعویق صدور در تعلیق اجرای مجازات هم، دادگاه مخیر در تعلیل اجرای مجازات است.
علاوه بر دادگاه، افراد زیر می توانند تقاضای تعلیق اجرای مجازات را از دادگاه نمایند:
– دادستان یا قاضی اجرای احکام پس از اجرای یک سوم مجازات.
– محکوم پس از تحمل یک سوم مجازات، در صورت دارا بودن شرایط قانونی، از طریق دادستان یا قاضی اجراء احکام کیفری تقاضای تعلیق نماید.
با توجه به ماده زمان صدور قرار تعلیق اجرای مجازات، حسب مورد هنگام صدور حکم یا اجرای مجازات است.
مطابقماده 46 قانونمجازاتاسلامیدادگاهمیتواندشخصیکهجرمنشر اکاذیب رایانه ایرامرتکبشدهاستراطبقشرایطمقرر،اجرایمجازاتشراتعلیقنماید.
گفتار نهم : توبه مجرم
ماده 114- در جرائم موجب حد به استثنای قذف و محاربه هرگاه متهم قبل از اثبات جرم، توبه کند و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، حد از او ساقط می گردد. همچنین اگر جرائم فوق غیر از قذف یا اقرار ثابت شده باشد، در صورت توبه مرتکب حتی پس از اثبات جرم، دادگاه می تواند عفو مجرم را توسط رئیس قوه قضائیه از مقام رهبری درخواست نماید.
تبصره 1- توبه محارب قبل از دستگیری یا تسلط بر او موجب سقوط حد است.
تبصره 2- در زنا و لواط هرگاه جرم به عنف، اکراه و یا با اغفال بزه دیده انجام گیرد، مرتکب در صورت توبه و سقوط مجازات به شرح مندرج در این ماده به حبس یا شلاق تعزیری درجه شش یا هر دو آنها محکوم می شود.
ماده 115- در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت چنانچه مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می شود در سایر جرائم موجب تعزیر دادگاه می تواند مقررات راجع به تخفیف مجازات را اعمال نماید.
تبصره 1- مقررات راجع به توبه درباره کسانی که مقررات تکرار جرائم تعزیری در مورد آن ها اعمال می شود، جاری نمی گردد.
تبصره 2- اطلاق مقررات این ماده و همچنین بند (ب) ماده (7) و بندهای (الف) و (ب) ماده (8) و مواد (28) ، (39)، ( 40)، (45)، (46)، (92)، (93) و (105) این قانون شامل تعزیرات منصوص شرعی نمی شود.
در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت اگر مرتکب توبه نماید و ندامت و اصلاح او برای قاضی محرز شود، مجازات ساقط می شود. با توجه به اینکه مقنن در این ماده بر خلاف ماده 114 سخنی از قبل از اثبات جرم یا پس از اثبات جرم به میان نیاورده است، به نظر می رسد قاضی در صورت احراز توبه مرتکب چه قبل از اثبات جرم و چه پس از آن باشد و چه جرم با اقرار ثابت شده باشد و چه با سایر ادله اثبات، مجازات ساقط می شود.
در سایر جرائم موجب تعزیری دادگاه مخیر در اعمال مقررات راجع به تخفیف مجازات است .
ماده 117- در مواردی که توبه مرتکب، موجب سقوط یا تخفیف مجازات می گردد، توبه، اصلاح و ندامت وی باید احراز گردد، و به ادعای اکتفاء نمی شود. چنانچه پس از اعمال مقررات راجع به توبه، ثابت شود که مرتکب تظاهر به توبه کرده است سقوط مجازات و تخفیفات در نظر گرفته شده ملغی و مجازات اجراء می گردد در این مورد چنانچه مجازات از نوع تعزیر باشد مرتکب به حداکثر مجازات تعزیری محکوم می شود.
از جمله شروطی که برای احراز توبه بیان شده می توان به پشیمانی در دل، استغفار به زبان، عمل کردن با اعضای بدن و تصمیم بر بازنگشتن به گناه اشاره کرد؛ بنابراین قاضی نباید به صرف جای شدن لفظ توبه بر زبان متهم حکم به سقوط مجازات او بدهد.
پیرامون ذیل ماده که مقرر می دارد: « چنانچه مجازات از نوع تعزیر باشد مرتکب به حداکثر مجازات تعزیری محکوم می شود» از این باب است که در حدود میزان و کیفیت مجازات از پیش معین شده است و قاضی نمی تواند به کمتر یا بیشتر از آن حکم بدهد. با این حال در تعزیرات با توجه به اینکه در بیشتر موارد مجازات بین حداقل و حداکثر در قانون تعیین شده است، و هم چنین با توجه به اینکه مجرم به نوعی مقام قضایی را فریب داده است، قانونگذار حداکثر مجازات تعزیری مقرر در قانون را در مورد وی قابل اعمال دانسته است.
ماده 118- متهم می تواند تا قبل از قطعیت حکم، ادله مربوط به توبه خود را حسب مورد به مقام تعقیب یا رسیدگی ارائه نماید.
مقام تعقیب در دادسرا دادستان است که متهم می تواند در مرحله تحقیقات مقدماتی نیز ادله توبه خود را ارائه نماید. بنابراین قانونگذار در رابطه با اینکه ادله توبه لزوماً می بایستی نزد محکمه ارائه شود، محدودیتی قائل نشده است.
گفتار دهم :عفو
ماده 96- عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه یا مقام رهبری است.
مقرره فوق عیناً مشابه حکمی است که در ماده 24 قانون مجازات اسلامی سابق بیان شده بود.
آئین نامه کمیسیون عفو و تخفیف مجازات محکومین مصوب 12/9/1387، شرایط و ضوابط عفو و تخفیف مجازات محکومین را بیان کرده است.
برای نخستین بار در سابقه تقنین پس از انقلاب است که مقنن، موارد سقوط مجازات را بدین نحو احصاء نموده است. بدین ترتیب موارد سقوط مجازات عبارت از: عفو، نسخ قانون، گذشت شاکی، مروز زمان، توبه مجرم و اعمال قاعده درأ خواهد بود.
عفو خصوصی ناظر بر احکام قطعی است لذا احکام غیابی قابل واخواهی یا احکام قابل تجدید نظر نمی تواند مشمول عفو خصوصی قرار گیرد همچنین باید توجه نمود که بنابر نص صدر ماده فوق، عفو خصوصی تنها در خصوص « محکومان» ( و نه متهمان) مجزاست.
ماده 97- عفو عمومی که به موجب قانون در جرائم موجب تعزیر اعطاء می شود، تعقیب و دادرسی را موقوف می کند در صورت صدور حکم محکومیت، اجرای مجازات موقوف و آثار محکومیت نیز زائل می شود.
عفو عمومی تنها در خصوص جرایم تعزیری قابل اعمال است؛ بنابراین در جرایم حدی، قصاصی و … قابل اعمال نیست مجازاتهای قصاص و دیه به دلیل آنکه از حقوق الناس تلقی می شود، از شمول عفو به طور کلی مستثنی است. مجازاتهای حدود فقط در موارد خاص ( ماده 114 قانون مجازات اسلامی) و به شرط توبه، پس از آنکه جرم با اقرار متهم به اثبات رسید. ممکن است مشمول عفو قرار گیرد.
ماده 98- عفو، همه آثار محکومیت را منتفی می کند، لکن تاثیری در پرداخت دیه و جبران خسارت زیان دیده ندارد.
مطابقماده 97و116 تا 119 قانونمجازاتاسلامیجرمنشر اکاذیب رایانه ای قابلعفوعمومیمیباشدودرصورتصدورحکممحکومیتاجرایمجازاتموقوفوآثارمحکومیتنیززائلخواهدشد.
گفتار یازدهم : مرور زمان
ماده 107- مرور زمان، اجرای احکام قطعی تعزیری را موقوف می کند و مدت آن از تاریخ قطعیت حکم به قرار زیر است:
الف- جرائم تعزیری درجه یک تا سه با انقضای بیست سال.
ب- جرائم تعزیری درجه چهار با انقضای پانزده سال.
پ- جرائم تعزیری درجه پنج با انقضای ده سال.
ت- جرائم تعزیری درجه شش با انقضای هفت سال.
ث- جرائم تعزیری درجه هفت و هشت با انقضای پنج سال.
تبصره 1- اگر اجرای تمام یا بقیه مجازات موکول به گذشتن مدت یا رفع مانعی باشد، مرور زمان از تاریخ انقضای آن مدت یا رفع مانع محاسبه می شود.
تبصره 2- مرور زمان اجرای احکام دادگاه های خارج از کشور درباره اتباع ایرانی در حدود مقررات و موافقت نامه های قانونی، مشمول مقررات این ماده است.
ماده فوق اشاره به مرور زمان اجرای حکم دارد. بدین معنا که در صورتی که از تاریخ قطعی شدن حکم، تا انقضای مهلت مقرر قانونی که برای مرور زمان لازم است، حکم اجرا نشده باشد، در این صورت اجرای حکم متوقف می باشد.
مطابقبند « ت » ماده 105 قانونمجازاتاسلامی،جرایمنشر اکاذیب رایانه ای عمدیطبقشرایطمقرردراینماده،شاملمرورزمانمیشود.
فصل سوم :مجازات جرم نشر اکاذیب رایانه ای و دادگاه صالح به رسیدگی به آن
در این فصل سعی شده است تادادگاه صالح به رسیدگی و همچنین مجازات جرم نشر اکاذیب رایانه ای مورد برسی قرار گیرد.
مبحث اول : تعريف مجازات و انواع آن در حقوق جزاي ايران
جرم عملي است كه برخلاف قوانين و مقرارت يك جامعه صورت مي گيرد و مجازات در حقيقت عكس العمل جامعه در برابر جرم است. در اين گفتار به تعريف مجازات و بيان انواع آن در حقوق ايران مي پردازيم:
گفتار اول : مفهوم مجازات
مجازات در لغت به معناي جزا دادن، پاداش و كيفر آمده است. در اصطلاح حقوق تعاريف مختلفي از آن ارائه شده است .برخي از نويسندگان گفته اند: مجازات عبارت از تنبيه و كيفري است كه بر مرتكب جرم تحميل مي شود. مفهوم رنج از مفهوم مجازات غير قابل تفكيك است و در واقع رنج و تعب است كه مشخصة‌ حقيقي مجازات مي باشد.88 برخي ديگر از نويسندگان در تعريف مجازات گفته اند: مجازات آزاري است كه قاضي به علت ارتكاب جرم و به نشانة نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتكب آن، براي شخصي كه مرتكب جرم شده بر طبق قانون تعيين مي كند.89 و به تعبير ديگر: « مجازات عبارت است از عكس العمل اجتماعي به صورت رنج و تعب كه بر بزهكار اعمال مي شود . مجازات توأم با رنج و تعب است و همين خصوصيت باعث مي شود تا مجازات،‌ ماهيتاً از تدابير پيشگيري از وقوع جرم و الزام به جبران ضرر و زيان در دعاوي حقوقي متمايز شود.»90 هدف اصلي از برقراري كيفر در جامعه مبارزه عليه بزهكاري و حفظ نظم و امنيت در جامعه است و به همين دليل ابتدايي‌ترين جوامع نيز براي حفظ و صيانت جامعه و اجراي صحيح قانون متوسل به اعمال مجازاتهايي شده‌اند. علاوه بر اين،‌ اصلاح بزهكار، حمايت از جامعه، ارعاب بزهكار و پيشگيري عمومي ونير جلب رضايت مجني عليه از ديگر اهدافي است كه در مجازات هاي مختلف مد نظر قانونگذار مي باشد.91
واكنش ديگري كه جامعه در برابر جرم اتخاذ مي كند اقدامات تأميني و تربيتي است. «اقدامات تأميني عبارت است از تدابيري كه براي مقابله با حالت خطرناك بزهكار به موجب حكم دادگاه اتخاذ مي شود.حالت خطرناك نيز حالتي است كه به دليل اقتران عوامل جرم زا اعم از فردي و اجتماعي،‌ نوعي حالت آمادگي براي ارتكاب جرم در بزهكار پديد آورده است.92»
همان طور كه گفتيم ويژگي رنج آوري مجازات باعث تمايز اساسي بين مجازات و اقدامات تأميني مي‌شود علاوه بر اين هدف اساسي از اقدامات تأميني، پيشگيري از جرم است و به صورتهاي مختلف با استفاده از وسايل تربيتي، معاضدتي و درماني و نيز از طريق بالا بردن سطح فرهنگ و آموزش و پرورش مردم و اصلاح بزهكار شرايط پيشگيري از جرم را فراهم مي سازد.93
گفتار دوم : انواع مجازات در حقوق جزاي ايران
معمولاً مجازات ها را به اعتبارات مختلف به انواعي تقسيم مي كنند . بررسي انواع مجازات در جرايم بهداشتي، درماني دارويي مستلزم آن است كه به عنوان مقدمه،‌ انواع مجازات و تقسيمات آن در حقوق جزاي ايران مورد بررسي قرار گيرد.در اين جا ما به سه تقسيم بندي كه معمولاً در مورد مجازات مورد بحث قرار مي گيرد اشاره مي كنيم:
انواع مجازات بر حسب ماهيت آنها
مجازات بر حسب ماهيت آن به به شش نوع تقسيم مي شود:
مجازات سالب حيات( اعدام): اين مجازات كه سخت ترين نوع مجازات است در برخي از جرايم پيش بيني شده است جرايمي از قبيل حدود، قصاص، افساد في الارض و محاربه از جمله جرايمي هستند كه براي آن مجازات اعدام پيش بيني شده است.
مجازات هاي بدني (قطع عضو، شلاق): اين نوع مجازات،‌ مستقيماً‌ بر بدن مجرم اعمال مي‌شود و باعث رنج و تعب جسمي وي مي گردد. قطع عضو و شلاق از جمله مهمترين اين مجازات است.
مجازات سالب آزادي (حبس ): حبس غالباً در جرايم تعزيري مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بر حسب نوع جرم ممكن است به صورت دائم يا موقت باشد.
مجازات هاي محدودكننده آزادي: اين قبيل مجازات ها شامل تبعيد، اقامت اجباري و منع از اقامت در محل معين مي باشد.
مجازات مالي: در بسياري از موارد، بزهكار به پرداخت مبلغي پول به نفع خزانة دولت محكوم مي‌شود همچنين مال يا امولي كه متعلق به بزهكار است به حكم دادگاه،‌ ضبط، مصادره يا مسترد مي گردد. اين قبيل مجازات ها را مجازات مالي گويند. بنابراين مجازات مالي شامل جزاي نقدي،‌ ضبط ، مصادره و استرداد اموال مي شود.
مجازاتهاي ممنوعيت از اشتغال به كسب يا شغل يا حرفه:‌ مهمترين هدف از اين مجازات، پيشگيري از تكرار جرم است كه با بركنار ساختن بعضي اشخاص از مشاغلي كه فعاليت هاي مجرمانه آنها را تسهيل مي كند. اين مجازات به اقدام تأميني شباهت بسيار دارد ولي گاهي بدون آن كه رابطة آشكاري ميان شغل يا حرفة ممنوعه و جرم ارتكابي ديده شود، حكم ممنوعيت كاملاً جنبة‌ ارعابي و آزاردهنده يا كيفري دارد.94 تعطيل كردن واحد صنفي يا مؤسسه توليدي يا خدماتي، انفصال از خدمات دولتي، لغو يا تعليق پروانه كار و يا جواز كسب و مانند آن از نمونه هاي بارز اين نوع مجازات است.
مجازات هاي سالب حق: برخي از مجازات ها، محكوم عليه را از داشتن برخي حقوق اساسي كه قانون اساسي براي شهروندان ايراني به رسميت شناخته و يا امتيازاتي كه قوانين خاصي، آنها را به اشخاص اعطا كرده است محروم مي سازد. به عنوان مثال مادة 19 قانون مجازات اسلامي محروميت از حقوق اجتماعي را به عنوان تتميم حكم تعزيري يا بازدارنده پيش بيني كرده است.
مجازات‌هاي سالب حيثيت:‌ هر چند اجراي مجازات در انواع مختلف آن باعث سرافكندگي مجرم مي‌شود اما در برخي موارد سرافكندگي و رسوا كردن محكوم عليه كيفر خاصي است كه در تكميل مجازات اصلي پيش بيني مي شود. اعلان حكم به وسيلة نصب پارچه در محل وقوع جرم، نصب پلاكارد در محل، اعلام نام در جرايد و معرفي از رسانه هاي گروهي از نمونه‌هاي بارز اين نوع مجازات است.
مجازات هاي محروميت از خدمات عمومي: خدمات عمومي خدماتي است كه زيرنظر دولت و يا مستقيماً به وسيلة او براي ارضاي حوايجي كه نفع عموم را در بردارد انجام مي شود. بنابراين خدمات عمومي قلمرو وسيعي دارد كه توزيع آب و برق و گاز و تأمين بهداشت عمومي و يا خدمات پستي و استفاده از خطوط حمل و نقل شهري و راه آهن و هواپيمايي بخشي از آن است.95
2- انواع مجازات بر حسب درجه آنها
انواع مجازات بر حسب درجه و نسبت آنها با يكديگر به سه دسته تقسيم مي شود:
مجازات هاي اصلي: مجازات هايي كه توسط قانونگذار براي جرمي معين شده و اجراي آنها فقط به موجب حكم قطعي دادگاه ممكن است. اين مجازاتها ، ضمانت اجرايي امر و نهي قانونگذر به شمار مي آيند و تابع مجازات ديگري نيستند.96
مجازات تتميمي (تكميلي): مجازات تتميمي همچنان كه از نام آن پيداست براي تكميل مجازات اصلي مورد حكم قرار مي گيرد و از اين رو اين مجازات ها هيچگاه به تنهايي مورد حكم قرار نمي گيرند زيرا نقش آنها صرفاً تكميل مجازات هاي اصلي است.97
مجازات هاي تبعي: مجازات تبعي عبارت از آثاري است كه بر محكوميت جزايي مترتب مي شود و بدون آن كه مورد حكم دادگاه قرار گيرد مرتكب جرم بايد آنها را تحمل كند. مانند محروميت قاتل از ارث كه از تبعات قهري اين جرم است.
طبقه بندي مجازات در قانون مجازات اسلامي
مجازات هاي مقرر در قانون مجازات اسلامي پنج قسم است:
حدود: مادة 13 قانون مجازات اسلامي مي گويد: «حد به مجازاتي گفته مي شود كه نوع و ميزان و كيفيت آن در شرع تعيين شده است». حدود شكل خاصي از مجازات نيست بلكه در جرايم حدود،‌ مجازات هايي از قبيل اعدام،‌ شلاق، قطع عضو و نفي بلد اعمال مي شود.
قصاص: بر اساس مادة‌14 قانون فوق« قضاص كيفري است كه جاني به آن محكوم مي‌شود و بايد با جنايت برابر باشد». به عبارت روشن تر قصاص همان دادخواهي فردي و مقابله به مثل جنايتي است كه جاني مرتكب شده است.98
ديات:‌ ديه مالي است كه به سبب جنايت برنفس يا عضو به مجني عليه يا ولي يا اولياء‌دم داده مي شود.
تعزيرات: به موجب مادة‌16 قانون مجازات اسلامي تعزير تأديب و يا عقوبتي است كه نوع و مقدار آن در شرع تعيين نشده و به نظر حاكم واگذار شده است.
مجازات‌هاي بازدارنده: به موجب مادة‌17 قانون مجازات اسلامي مجازات هاي بازدارندة ‌تأديب يا عقوبتي است كه از طرف حكومت به منظور حفظ نظم و مراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات و نظامات حكومتي تعيين مي گردد از قبيل حبس، جزاي نقدي، تعطيل محل كسب،‌ لغو پروانه و محروميت از حقوق اجتماعي و اقامت در نقطه يا نقاط معين و منع از اقامت در نقطه يا نقاط معين و مانند آن.»
مبحث دوم : مجازاتجرمنشراکاذیب
بهموجبقسمتاخیرماده 698 « . . . علاوهبراعادهحیثیتدرصورتامکانبایدبهحبساز 2 ماهتا 2 سالویاشلاقتا 74 ضربهمحکومشود » مجموعهواکنشهایقانونگذاردرمورداینجرمدرمادهاخیربهدوشکلقابلتقسیماست .
الف : حبس 2 ماهتا 2سالویاشلاقتا 74 ضربهکهدادگاهدرانتخابحبسیاشلاقمخیراست .
ب : اعادهحیثیت : اعادهحیثیتدرمفهومیخاصمعمولاًپسازاجرایمجازاتوآثارمحکومیتکیفریمحققمیشودامادراینمادههرچنداعادهحیثیتدرردیفمجازاتمرتکبقرارداردولیدرواقعمنظورقانونگذارازاعادهحیثتبزهدیدهاستنهمجرم .
بنابرایندادگاهدرصورتامکان،ملزماستچنانچهجرماظهاراتکذبیاانتساباعمالخلافقانونمنتهیبهکسرحيثيتواعتباردیگریشدهباشداقداماتیرادرجهتبازگرداندنحیثیتازدسترفتهبهانجامرساندوازجملهایناقداماتکهمیتواننامبرددرجحکمدرروزنامهباهزینهمحکومعلیهاست.
جرماشاعهاکاذیبجزءباشکایتشاکیخصوصیقابلتعقیبنمیباشدودرصورتیکهشاکیخصوصیگذشتکنددادگاهمیتوانددرمجازاتمرتکبتخفیفدهدیابارعایتموازینشرعیازتعقیبمجرمصرفنظرنماید .99
م 18 قجرایمرایانهایمجازاتحبسازنودویکروزتادوسالیاجزاینقدیازپنجتاچهلمیلیونریالیاهردومجازاترابرایبزهنشراکاذیب،تعییننمودهاست.
مبحث سوم : دادگاه صالح به رسیدگی
دادگاه عمومی صلاحیت عام رسیدگی به کلیه جرائم را داراست مگر اینکه قانون رسیدگی به جرمی را در صلاحیت مرجع دیگری قرار داده باشد. از لحاظ سابقه تشکیلات قضایی فعلی، ابتدا باید به دادگاه های موجود در قبل از پیروزی انقلاب



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید